اکنکار در سراب دین

در حال حاضر، بیشتر فعالیت‏های این فرقه در قالب تبلیغات اینترنتی و تشکیل تیم‏های خانگی صورت می‏پذیرد و پیروان آن در پوشش‏هایی چون روش‏های آرامش‌یابی و یا حتی مدیتیشن به ارائه شبه‌آیین‏شان همت گمارده‏اند. اینان برای نفوذ بیشتر در بین ایرانیان، از شخصیت‏های معنوی و تاریخی کشور فروگذار نکرده و از آنها با نام ماهانتاها یا رهبران سابق اکنکار یاد می‌کنند. تئویچل و پیروانش مدعی‏اند که مولانا، شمس، حافظ و فردوسی از رهبران پیشین این شبه‌آیین بوده‏اند. تئویچل، بارها نام این بزرگان را در کتاب‏های خود آورده و مدعی است اولین کتاب جهان‌بینی اکنکار را مولانا نگاشته است. منظور وی همان مثنوی معنوی مولوی است که به‌‌رغم برخی اشکالات، انباشته از اعتقادات و باورهای ناب اسلامی است. البته باید تذکر داد که این یکی از شگردهای تبلیغی این عرفان تلفیقی است. آنها شخصیت‏های تمامی ملل و نحل را به نام خود مصادره می‏کنند تا بتوانند در تمام دنیا راهی فراروی خود بگشایند.

باورهای اساسی این شبه‌آیین را می‏توان در باور به خداوندان دوازده‌گانة عالم، اعتقاد به کارما، تناسخ، سفر روح، ماهانتا به منزلة پیامبر و عوالم درون برشمرد. توضیح کوتاهی دربارة این باورها ضروری است:

اکنکار عالم را به دوازده طبقه تقسیم کرده و برای هر کدام از طبقات، خداوندی را در نظر می‏گیرد. در طبقة دوازدهم که آخرین طبقه است، سوگماد13 یا خدای خدایان قرار دارد. سوگماد در این آیین مانند دیگر خدایان خطاپذیر بوده و می‌تواند گناه کند. او به خواب می‌رود و هنگامی که از خواب برمی‌خیزد، دنیایش را ویران می‏بیند و آنگاه تصمیم به عذاب مخلوقات می‏گیرد. او دوباره به خواب می‌‌رود و آنگاه که از خواب برون می‌شود، هوس خلقتی دیگر کرده و بار دیگر... و این خواب و بیداری و نگرانی و غفلت و یادآوری سوگماد است که ادوار اکنکار و دوره‌های بشری را رقم می‌زند.14

کارما15 که از آن با عنوان نتیجه اعمال یاد می‌شود، از اعتقاد نداشتن این شبه‌آیین به معاد نشأت گرفته است. در این باور، همة اعمال انسان در همین دنیا پاسخ داده می‌شود و عالمی به نام معاد وجود ندارد. در واقع، اعتقاد به کارما پس از بن‌بست عقیدتی که برای اکنکار در زمینة افعال انسانی وجود داشته و معادی نیز برای ترسیم عقلانی آن در باورهایشان جا نداشته، به وجود آمده است.

تناسخ در باور اکنکار نیز از باورهایی است که از عرفان‌های شرقی، به ویژه بودیسم و لامائیسم به عاریت برده است. در این باور، روح انسان بعد از جدایی از جسم، اول به جسم‌‌های دیگر راه یافته و به حیات زمینی خود ادامه می‏دهد. بطلان تناسخ از اموری است که در علوم عقلی به اثبات رسیده است. افزون بر این، دلایلی که اکنکار برای این عقیده ارائه می‏دهد نیز مردود است.16

سفر روح، از مهم‌ترین اهداف این فرقه شمرده می‌شود. آنها برای ایجاد آرامش درونی به سفر روح معتقدند. تمامی روش‌هایی که در این شبه‌عرفان وجود دارد، برای رسیدن به این هدف طراحی شده‌اند. ناگفته نماند تمامی روش‌هایی که ارائه شده است، نوعی تصور خیال‌انگیز بیش نیست.17

پال توئیچل به صراحت اعلام می‏دارد که ‏این فرقه نه یک سیستم مذهبی و نه یک نظام فلسفی است؛ بلکه روشی برای کسب آرامش و سعادت است.18 اما در عمل اکنکار به صورت تلویحی و غیرآشکار مدعی دین بودن است.

b) یکم: تعریف دین و نشانه‏های واهی دین بودن اکنکار c) أ. تعریف اسلامی دین

در تعریفی از دین که به مؤلفه‌های اساسی دین اشاره دارد، می‌خوانیم: «دین یک معرفت و نهضت همه‌جانبه به سوی تکامل است که چهار بُعد دارد: اصلاح فکر و عقیده، پرورش اصول عالی اخلاق انسانی، حُسن روابط افراد اجتماع و حذف هرگونه تبعیض‌های ناروا».19

در این تعریف، چهار ویژگی برای دین شمرده شده‏ است:

1. اصلاح فکر و عقیده؛ 2. پرورش اصول عالی اخلاق انسانی؛ 3. تنظیم حسن روابط اجتماع؛ 4. حذف هرگونه تبعیض ناروا.

در این تعریف، هر کدام از مؤلفه‌ها، توسط مکانیسم خاصی از دین ـ تکی یا ترکیبی ـ محقق می‌شود. اصلاح فکر و عقیده توسط باورها و اعتقادات انجام می‌پذیرد. همین باورها و نیز روش‌ها و مناسک در قالب رفتارهای فردی و اجتماعی به پرورش اصول عالی اخلاق انسانی منجر می‌شوند. اعمال و باورها و شعائر موجب به‌وجود آمدن روابط حسنه اجتماعی می‌شوند و همچنین با همین مکانیسم‌ها می‌توان تبعیض‌های ناروا را برچید.

بررسی اجمالی نشان می‏دهد، اکنکار سعی کرده است تا به گونه‏هایی ظریف‌ ـ گاه نهان و گاه آشکار ـ در هر یک از این زمینه‏ها ابراز وجود بنماید.

d) اصلاح فکر و عقیده

اکنکار با چندین روش به‌ ‏اصلاح فکر و عقیدة پیروان خود می‏پردازد. برای نمونه، در این مقاله به دو مورد از آن می‏پردازیم؛ اول تلاش اکنکار در جهت تخریب باورهای گذشته پیروان و یا گروندگان به ‏آن است؛ دوم آموزش‌هایی که در جهت اصلاح باور پیروان صورت می‏گیرد.

e) تخریب ادیان و مقابله با مذاهب

آنها با دور کردن اذهان مردم از ادیان و مذاهبِ دیگر، به ‏اصلاح‌ عقیده می‌پردازند. بررسی نگرش اکنکار به ‏ادیان دیگر و تبلیغ این ایده‏ها در میان اکیست‏ها20 نشان می‏دهد که چگونه‏ او درصدد اصلاح‏گری برآمده‏ است. اکنکار ادیان اصولی و مهم را با ویژگی‏های زیر برای پیروانش معرفی می‏کند تا بتواند به سهولت اذهان و روح پیروان ادیان دیگر را به سمت خود کشانده و آنها را ـ به ‏اصطلاح خود ـ اصلاح کند:

f) اصولی بودن ادیان

اکنکار این ادیان و مذاهب را با نام «ادیان اصولی» معرفی می‌کند. در عرف غرب، واژة «اصولی» و «اصولگرا بودن» به ‏افکار و اندیشه‌هایی اطلاق می‏شود که در آنها دُگم‌اندیشی و دوری از تفکر روز، موج می‌زند. جزم‌اندیشی، تحجر‌گرایی و بی‌احترامی به ‏افکار دیگران، از دیگر ویژگی‏های افکار و ادیان اصولی شمرده می‏شود. نیکو سخن اینکه ‏اصولی و اصول‌گرا بودن لقب ناروایی است که به عنوان فحاشی و بی‌احترامی به برخی از افکار و اندیشه‏ها نسبت داده می‏شود. کتاب مقدس ادعاییِ اکنکار، ضمن اینکه دیگر ادیان را اصولی می‌خواند، تعریفی نیز از اصولی بودن ارائه می‌دهد:

مشکلی که در میان مذاهب اصولی وجود دارد، فقدان درک متقابل است که به نوبة خود موجب انهدام ارتباطات آنان با اک می‏شود. موضوع این نیست که مریدان ادیان اصولی فرصت این ارتباط را ندارند، بلکه بیشتر آنان حاضر به گذشت کردن در برابر اک نیستند. بیشتر پیروان ادیان اصولی فقط به مذهب سنتی خود معتقدند. هر یک نیز این چنین می‌پندارند که‏ اعتقاد راسخ به ‏اصول مذهبی‏شان، پاسخ تمامی سؤالات‏شان را در مورد زندگی و مشکلات مربوطه در اختیار‏شان می‌گذارد.21

با نگاهی اجمالی به پاسخ‌هایی که اکنکار به ‏اکیست‏ها می‏دهد، می‏توان اکنکار را روشن‏ترین نمونه ‏از ادیانی دانست که در پاسخ‏گویی فرومانده‏اند و به‌رغم آن، تنها پاسخ‏های خود را صحیح می‏پندارند.22

g) ذهنی بودن

از دیگر نقدهایی که اکنکار به ادیان آسمانی و غیرآسمانی دارد، «ذهنی بودن» معارف این ادیان است:

تمامی عادات اجتماعی، مذاهب، سیاست‌ها و اصول دینی بر اساس عادات ذهنی‌ای هستند که در شیارهایی قرار داده شده و از نسلی به نسلی دیگر انتقال داده شده‏اند. این عادات ذهنی خشک و غیر قابل تغییر هستند و اغلب باعث ایجاد جنگ‌هایی می‏شوند که در طی آن، میلیون‏ها نفر به قتل می‏رسند. عادات ذهنی معمولاً ارباب نوع بشر می‏شوند. می‏توانیم بگوییم که تمام نژاد بشر برده عادات ذهنی است.23

همان‌گونه که اشاره شد، سترگ‌ترین هدف اکنکار و نیز بزرگ‌ترین وسیلة آن، سفر روح است. اکیست‌ها تمام تلاش خود را می‌کنند تا گامی در سفر روح بنهند. در حالی که تمامی روش‌های اکنکار برای رسیدن به این هدف، ذهنی و خیالی است. اکنکار را می‌توان یکی از نمونه‌هایی دانست که علاقة زیادی به ذهن‌شویی دارد. به همین دلیل، آموزش‌های اولیة اکیست‌ها توسط جزوه‌هایی انجام می‌گیرد که محرمانه است و شاگردان اکنکار از مطالعات جنبی و باورهای دیگر منع می‌شوند.24

h) عقب‌ماندگی

نکتة دیگری که دربارة‏ ادیان بیان می‏شود، آن ‏است که کلیساها، مذاهب صوری و رسمی، فرقه‏ها و همة گروه‌هایی که خود را از مکتب‏های اسرار معرفی می‏کنند، به دوره‏های قبل از بلوغ فکری بشر و تکاملش تعلق دارند. اکنکار این ادیان را متعلق به دوران طفولیت نژاد بشر روی زمین می‌داند.25

البته اکنکار خود را قدیمی‌تر از همة ‏ادیان، و بسیاری از اصول و باورهایش را نیز برگرفته‏ از علوم باستانی می‌داند. از‌این‌رو، خود را روش باستانی سفر ‏روح تعریف کرده است. از این مطلب به راحتی می‏توان نتیجه گرفت که ‏اگر آموزه‌های ادیانی که به باور ایشان پس از اکنکار به وجود آمده‌اند متعلق به دوران طفولیت بشر است، پس باید اکنکار به دوران نطفه بودن بشر تعلق داشته باشد!

i) زمینی بودن

در نظر پال توئیچل، ادیان و مذاهب یا زمینی هستند و یا کارکردی زمینی دارند. وی اعتراف می‌کند که سخن ادیان، آرام‌بخشی بعد از مرگ است؛ اما معتقد است آنها از آموزش‌هایی بهره‌ می‌برند که مخصوص جهان‏های پایین است: «دین، سخن از آرامش بعد از مرگ آدمی می‌گوید؛ اما این فقط آموزش‌های جهان پایین است. این سخن حقیقت ندارد؛ اما تنها یک وعده برای خشنود نگاه داشتن آدمی است».26

وی در نهایت، تبدیل شدن ادیان به نظامی اجتماعی ـ اقتصادی را ناگزیر می‌داند. در نظر او، ادیان ناچارند کنترل اذهان و اجسام آدمیان را به دست گیرند. همچنین وی معتقد است خاستگاه بیشتر ادیان، مبانی اقتصادی دوران آنهاست. به نظر اکنکار، نظام‌های اجتماعی که تا به حال در جوامع بشری استقرار یافته‌اند، مذهبی را برای پیروان خود فراهم کرده‌اند.27

بدیهی است یکی از مهم‌ترین نشانه‌هایی که یک آیین برای آسمانی بودن خود ارائه می‌دهد، کتاب آسمانی آن دین خواهد بود. اکنکار هرگز نتوانست منکر آسمانی بودن برخی از کتاب‌های آسمانی شود. پال نیز خود اعتراف کرده است که پیامبر اسلام? توانسته است به بالاترین رده‌های آسمانی سفر کند و این از کتاب او پیداست.28 اما کتاب آسمانی اکنکار، آکنده از تناقض‌ها و نقل‌قول‌هایی است که هیچ نشانه‌ای از آسمانی بودن ندارد.

j) ناکارایی معنوی

فرقة ‏اکنکار مدعی است بدون اکنکار هیچ یک از راه‌ها برای رسیدن به خدا کافی نیستند. انسان برای رسیدن به خدا اگر به دیگر ادیان معتقد است، باید یا خود را از آنها بپیراید و یا اینکه در کنار آن به ‏اکنکار نیز بپردازد تا بتواند واصل خدا شود. غیر از این افراد، تمام افرادی که ‏ادعا دارند خدا را تجربه کرده‌اند، غیرواصلانی بیش نیستند:

وصل‌نایافتگان کسانی هستند که رهایی را به واسطة وصل از طریق ماهانتا دریافت نکرده­اند. غسل تعمید و آیین‌های مشابه، شرط کافی برای رستگاری نیستند. پیوستن به هیچ یک از ادیان، فرقه­های اسرار و آیینی هم تضمین‌کنندة‏ آزادی معنوی نیست. فقط استادِ حقِ در قید حیات از این توانایی برخوردار است که روح‌ها را وصل دهد و به نواحی نور برساند.29

همان‌گونه که اشاره شد، اکنکار با روش‌های کاملاً خیالی و ذهنی، ناکارآمدی خود را ثابت کرده است. اما ادیان آسمانی، به ویژه اسلام که قدمتی 1400 ساله دارد و معنویت‌گرایی آن از شاخص‌ترین معنویت‏گرایی‏های عقلانی و عرفانی است، با این تعابیر اکنکار روبه‌رو می‌شوند.

k) مادی گرایی ادیان

در نظر اکنکار، همة ‏ادیان دارای آغاز و پایان هستند. ادعا بر این است که با بررسی تاریخ نژاد بشر درمی‌یابیم که‏ ادیان بسیاری در طبقة فیزیکی وجود داشته‌اند که تنها معدودی از آنها بیش از هزار سال دوام آورده‏اند. کتاب مقدس ادعایی با بیان مطلب مزبور چنین نتیجه می‌گیرد:

بنابراین، همة ادیان دنیا طبیعتی مادی‏گرا دارند و قدرت و خدایی که نیایش می‌کنند، ناشایسته است. دینی که عوامل اصلی آموزش‌های اک، یعنی استادِ حقِ در قید حیات، جریانی صوتی و نور را به منزله زیربنای خود حفظ نکند، از بقای چندانی برخوردار نیست. ادیانی که ‏این عناصر را در آموزش‌های خود داشته باشند، بسیار اندکند.30

در بررسی بین خداوند ادیانی چون اسلام که دارای صفات ثبوتیه و سلبیه فراوانی است و خداوندانی که اکنکار معرفی می‌کند، باید دید صفت مادی‌گرایی و بی‌خدایی سزاوار کدامیک است.

اینها نمونه‏هایی است از نوع معرفی ادیان برای اکیست‏ها، که‏ از سوی رهبران این فرقه صورت می‏پذیرد. تغییر ذهنیت کسانی که به این فرقه متمایل شده‏اند، در جهت اصلاحگری ذهنی آنان صورت می‏گیرد. این اصلاحگری به تناقض‏های آشکاری می‏انجامد؛ اما اکنکار بهای تناقض‏گویی را در تمامی باورهای خود پذیرفته است تا بتواند به مهم‏ترین هدف خود که یارگیری است، دست یابد. این نوع برخورد با ادیان، از دو جنبه نشان‌دهندة ‏ادعای دین بودن اکنکار است: الف: نوعی از اصلاحگری ذهنی است که‏ از مؤلفه‏های ادیان شمرده شده‏ است؛ ب: اکنکار از درونِ نقد و نفی ادیان، خود را کامل‏ترین معرفی می‏کند و خواننده را به صورت ناخود آگاه به این نتیجه می‏رساند که اکنکار از عیوب پیش‌گفته مبراست.

با مطالعة دقیق اکنکار، می‏توان تمامی این عیوب را برای آن ثابت کرد. البته اثبات ادیانی که هیچ‌کدام از این عیب‌ها را نمی‏توان برای آنها ثابت کرد، نقض دیگری است که سخنان اکنکار با آن مواجه است.

l) آموزش‏هایی در جهت ذهن‌شویی

آموزش‏های پیچیده که با روش‏های بسیار متفاوت، صورت می‏گیرد از دیگر ترفندهای اصلاحگری باورهای این شبه‌آیین می‏باشد. در اینجا به برخی از این روش‏ها اشاره می‏کنیم:

m) دیسکورس31

دیسکورس جزوه‌ای است که در آن استاد حقِ در قید حیات، آموزش‌های اولیه و لازم را به‏ اکیست‌ها ارائه می‌دهد. در واقع، دیسکورس اولین ارتباط بین چلا32 و ماهانتا به‌‌شمار می‌آید. در این آموزش‌نامه‌ها، افزون بر آموزش مفاهیم و عقاید اکنکار، به پرسش‌های چلا پاسخ داده می‏شود. دیسکورس آموزش‏نامه‏ای محرمانه است که بین استاد و چلا وجود دارد.

متقاضی عضویت اکنکار قبل از اینکه به‌منزلة چلا یا اکیست در این گروه پذیرفته شود، باید به مدت دو سال در اکنکار مطالعه کند. سیر مطالعات افراد با مطالعه دیسکورس‌های خصوصی آغاز می‏شود. این دیسکورس‌ها حاوی مطالبی پیرامون سفر روح و راه پنهان خداست. این سیر دوساله، برای وصل اول او کفایت می‌کند؛ اما برای دریافت وصل‏های بعدی، باید مطالعات فراوان دیگری را همراه با روش‌ها، تمرین‌ها و آموزش‌های دیگر داشته باشد.33

n) ست سنگ34

استاد اک یا ماهانتا یک سری آموزش‌های مستقیم به برخی از چلاهای برگزیده خود ارائه می‌دهد. در این کلاس‌ها، شاگردانی شرکت می‌کنند که ‏ارادت خود را به ‏اک و ماهانتا ثابت کرده باشند. این کلاس‌ها یا محافلی را که به طور رسمی بین ماهانتا و مریدان او برگزار می‌گردد، کلاس‌های «ست سنگ» می‌گویند. یکی از معانی ست سنگ را «وحدت با استاد اک در قید حیات» می‌دانند. البته‏ این وحدت و یگانگی با استاد، در ضمن گردهمایی خاصی شکل می‌گیرد. وحدت با استاد در کنار سرسپردگی به ‏اک، «تثلیثِ» مشهور اک را می‌سازد.

می‏توان این نوع از کلاس‌های ست سنگ را با حلقه‌های «مرید و مراد‌بازی» و «سرسپردگی» مقایسه کرد که در برخی از فرقه‌های انحرافی وجود دارد. شریعت ـ کتاب مقدس ادعایی اک ـ دربارة ‏اهمیت ست سنگ سخنان فراوانی دارد؛ گاه ‏از آن با عنوان «قدرت حیات‌بخش اک»35یاد می‌کند و گاه آن را «کلید واقعی گشودن راز آثار اکنکار»36 بر می‌شمارد. اکنکار به‌منظور ترغیب اکیست‌های برگزیده برای پیوستن به حلقه‌های «مرید بازی ست سنگ» سازوکار جالبی دارد؛ سخن گفتن دربارة ‏اهمیت این حلقه‌ها، یکی از این شگردهاست: «ست سنگِ‌اک برای چلا از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چون جزئی از حضور او در کار اکنکار است».37 همچنین منوط کردن حضور در اکنکار به شرکت در این حلقه‌ها ترفند دیگر آن است: «حضور در ست سنگ جزیی از حضور او در کار اکنکار است38».

مزایایی نیز برای حضور در این حلقه‌ها برشمرده‌اند؛ مانند: شکوفا شدن بالقوه‌های حقیقی چلا با حضور در ست سنگ، دریافت برکات واقعی، نزول فیض سوگماد، جوانه زدن معنویت درون قلب چلا، تصفیه شدن درون چلا و تبدیل شدن به ‏ابزار سوگماد که نهایت آمال اکنکار است.39 البته درآمدهایی که ‏از تشکیل این کلاس‏ها عاید مؤسسة‏ اکنکار می‏شود، از مزایای غیرقابل چشم‌پوشی این کلاس‎هاست.

o) حکمت زبان زرین

حکمت زبان زرین، جالب‏ترین نوع از آموزش‌های درونی اکنکار به شمار می‌رود. در این آموزش، ادعا می‏شود بسیاری از وقایعی که در اطراف ما به وقوع می‌پیوندد، همه توسط استاد درون انجام گرفته است. استاد با تصرف در وقایع، پیام خاصی را به چلا منتقل کرده است تا او به واقعیت یا پاسخی دست یابد. بسیاری از مواردی که در این قسم نقل شده‏ است، نشان می‌دهد اکنکار برای نفوذ در زندگی اکیست‌ها از تمامی ظرفیت‌های ممکن سود جسته است. یک اکیست با توجه به باورها و اعتقاداتی که پیدا می‌کند، حتی در کوچک‌ترین اتفاقات زندگی خود اک را دخیل می‌بیند. این نوع نگرش و باورداشت، سرسپردگی چلا به ‏اک را فزونی می‌بخشد.

حکمت زبان زرین، پدیده‌ای است که ردیابی رهنمودهای معنوی در حوادث دنیوی و روزمره را آموزش می‌دهد. برای مثال، فرض کنید از فروشگاهی خرید می‌کنید و متصدی فروشگاه ناگهان به شما خیره می‏شود. این عمل فروشنده برای شما حاوی پیام خاصی است. این اک است که ‏از طریق فروشنده ـ که ناخواسته مجرا قرار گرفته ـ با شما حرف می‌زند. نمونة دیگر اینکه، رادیو را روشن کرده، به ترانه‏ای عامیانه گوش می‌دهید که ‏از لابه‌لای کلمات ترانه، پیامی به شما الهام می‏شود؛ پیامی که راه حل مشکل شماست. با قلبی گشاده قادر به شنیدن صدای روح الاهی خواهید بود که ‏از طریق حکمت زبان زرین با شما سخن می‌گوید.40

p) رؤیای بیداری

از دیگر شیوه‌های آموزشی که اکنکار مدعی است برای آموزش اکیست‌ها عمل می‌کند، رؤیای بیداری است. شباهت فراوانی بین رؤیای بیداری و حکمت زبان زرین وجود دارد؛ اما تفاوت‌هایی نیز برای آن برشمرده‌اند:

کمی تغییر در اصلِ حکمتِ زبان زرین، رؤیای بیداری را می‌سازد . فرض کنید که عکس پروانه‏ای را به شما نشان می‌دهند، اما در ذهن شما پروانه شبیه زنبور عسل(Bee) است (که با حرف B شروع می‏شود). چند ساعت بعد می‌شنوید که همسرتان مرتباً در حرف‌هایش حرف ب را تکرار می‌کند. بالاخره هفتة بعد دوستی تماس می‌گیرد و می‌گوید که بهتر است برای رفع فلان مسئله، ویتامین «ب» مصرف کنید. در اینجا رابطه بین این سه حادثه مشخص می‌گردد. شما شروع به مصرف ویتامین «ب» می‌کنید و مشکلی که برای حل آن درخواست کمک کرده بودید، برطرف می‌گردد. روح یا خویش برتر، حوادث نمادین را به یکدیگر ارتباط می‌دهد تا پیغام خاصی راه خود را به سوی ذهن بازنماید. این مثالی از رؤیای بیداری بود.41

کشف این نوع ارتباط در پدیده‌ها، کار بسیار پیچیده و مشکلی است. به جرئت‌ می‏توان کارساز بودن این نوع آموزش را با پرسش مواجه ساخت؛ اول اینکه کشف چنین ارتباطی، آموزش‌های تقویت حافظه و یا یادداشت‌برداری را می‌طلبد که اکنکار در رؤیاپردازی بدان می‌پردازد؛ دوم اینکه ‏از یک واقعه و پدیده، شاید به تعداد افراد بشر بتوان پیوندها و ربط‌های متفاوتی ارائه داد. با این تشتت و چند ده‏گانگی چگونه می‏توان دیگران را آموزش داد؟


q) آموزش در رؤیا

آموزش در رؤیا نوعی دیگر از آموزش‌های درونی است. فرد رؤیابین، در رؤیا آموزش‌های لازم را از استاد درونی دریافت می‌کند. این استاد می‏تواند استاد در قید حیات یا هر کدام از استادان گذشتة ‏اکنکار باشد. این طریق از آموزش که یکی از مهم‌ترین روش‌های سفر روح نیز تلقی می‏شود، بر آن است تا مشکلات و خواسته‌های چلاها را در رؤیا و عالم خواب پاسخ گوید. به نظر می‌رسد این مکانیزم آموزشی به نحوی تلقینی عمل می‌کند؛ اما اکنکار ادعا می‌کند که ‏اینها روش‌هایی عینی و عملی هستند.

r) پرورش اصول عالی اخلاق انسانی

دومین مؤلفه‏ای که برای ادیان شمرده شد، پرورش اصول عالی اخلاق انسانی است. این شبه‌آیین نیز در صدد است با ارائه نفسانیات پنج‌گانه و دیگر اصول اخلاقی، خود را آراسته به این مؤلفه نشان دهد.

به عقیدة اکیست‌ها، «کل نیرانجان»42برای اعمال شیطانی خود از نفسانیات پنج‌گانة ‏انسانی سود جسته و بشر را از رسیدن به مقام تعالی باز می­دارد.43 او مسئول تمامی آرزوهای پلید است و موجب می‏شود مرگ در دل انسان‌‏ها رخنه کند. کل نیرانجان انسان‏ها را در اندوه، پریشانی، نکبت و تهی­دستی غوطه‌ور می‌کند؛ اوست که‏ انسان‏ها را به خودکشی و خودانهدامی و بدبختی و بی­علاقه­گی و نارضایتی و تفرقه می­کشاند. خشم، حرص، وابستگی و خودستایی، گرایش به ‏الکل و افیون و مواد مخدر، زودرنجی، عیب‌جویی و ... همه ‏از آثار کل نیرانجان هستند.44

این نوع ادعاها و نیز توصیه‏های اخلاقی در اکنکار فراوان است. نفسانیات پنج‌گانه در این شبه‌آیین عبارت‌اند از: کاما45 به معنای شهوت، کرودها46 به معنای خشم، لوبها47 به معنای طمع، موها48 به معنای وابستگی و آهنکارا49 به معنای خودپرستی.

s) حُسن روابط افراد اجتماع

سومین نشانة دین در تعریف پیش‌گفته، تنظیم حُسن روابط افراد اجتماع است. سخن گفتن دربارة فضایل اجتماعی50 که در بسیاری از متون این شبه‌آیین وجود دارد و مشاوره‏های اجتماعی که‏ به پیروان خود و دیگران می‏دهد، نمونة بارز پرداختن به مسائل اجتماعی است.

طرح ادعایی مبنی بر اینکه دلیل انحراف‌ها در زندگی انسان‏ها، نداشتن اهداف فردی و اجتماعی نیست، بلکه فراموشی اک و اکنکار سبب این گمراهی و انحراف است،51 از دیگر تلاش‌های تنظیم حسن روابط اجتماعی می‏باشد.

همچنین برگزاری کلاس‌ها و جلسات آشنایی بین اکیست‏ها از دیگر موارد دعوت به حسن روابط اجتماعی است. پال توئیچل و هارولد کلمپ در پاسخ به پرسش‏های چلاهای خود دربارة روابط اجتماعی و تعامل با دیگران، آنها را به حسن روابط اجتماعی توصیه می‏کند. در جلسات مشاوره و روان‌پژوهی نیز این‌گونه سفارش‌ها به صورت مکرر ارائه می‏شود. دلیل این برخورد اجتماعی مثبت از سوی اکنکار، به‌این دلیل است که اکنکار هرگز نمی‏پذیرد در ردة فرقه‏ها و آیین‏های دنیا، اجتماع‏ستیز قلمداد شود.

t) حذف هرگونه تبعیض ناروا

چهارمین مؤلفه‏ای که در تعریف دین گنجانده شده‏ است، حذف هرگونه تبعیض نارواست. سلسله مراتبی که اکنکار برای چلاهای خود در نظر گرفته، بهترین مکانیسمی است که در این فرقه برای حذف تبعیض‌های اجتماعی درون گروهی تعبیه شده‏ است.

هر فرد برای اینکه‏ اکیست نامیده شود، باید مراحلی را طی کند. اکنکار مدعی است برای طی این مراحل باید عدالت رعایت، و مکانیسم مربوط به‌آن، به صورت دقیق انجام شود. آنها بر این باورند که هر چلایی در پی ورود به ‏اکنکار باید نزدیک به دو سال پیرامون اکنکار مطالعه، و از دیسکورس‌ها استفاده کند تا وارد حلقه‏های وصل شود. برای ورود به این حلقه، شرایطی لازم است که چلا باید آنها را کسب کند: «اولین شرط، داشتن دانش پایه‏ای از جهان‌بینی نوشتجات کتاب مقدس است؛ شرط دوم، آمادگی برای تخصیص چندین سال آموزش و مطالعة‏ آثار اکنکار می‏باشد. سومین شرط نیز به‌کارگیری آموخته‏های درونی تحت رهنمودهای استاد حق در قید حیات است».52

با گذر زمان و مطالعات بیشتر، چلاها به حلقه‏های بالاتر راه می‏یابند. برای هرکدام از حلقه‏ها، نام‏هایی وجود دارد. واصلان حلقة‌ ‏اول را «آکولایت»53 و واصلان حلقة دوم را «آراهاتا»54 گویند. «اهرات»55 نام واصلان حلقة سوم است که توانستند وصل‏های یک و دو را پشت سر بگذارند. واصلان حلقة بعدی را «چاید»56گویند. به کسانی که توانسته‏اند حلقة پنجم را که نشانگر راهیابی به طبقة روح است کسب کنند، «مهدیس»57 گفته می‏شود. ره‌یافتگان حلقة ششم را «شرادها»58 و «واصلان» حلقة هفتم را «بهاکتی»59ها گویند. «گیانی»60 نامی است که بر واصلان حلقة هشتم نهاده‏اند. واصلان حلقه نهم را «مولانی»61ها تشکیل می‏دهند. دهمین گروه از واصلان «آدپیسکا»62 و یازدهمین آنها را «کوال شار»63 نام نهاده‏اند در‌نهایت، واصل حلقة دوازدهم را «ماهاراجی»64یا «ماهانتا ماهارای»65می‏گویند که واصل به ‏اوصاف سوگماد متعال است. در هرکدام از این وصل‏ها، به واصلان کلمات محرمانه‏ای داده می‏شود که مختص به خود آنهاست. این کلمه که بدان «مانترا» گفته می‏شود، نباید هیچ‏گاه فاش شود.

این نمونة بارز مقابله با تبعیض در درون گروه ‏اکیست‏ها تلقی می‏شود؛ اما در این باره نکاتی قابل توجه وجود دارد:

اول: برای پذیرش چلاها شرایط و ویژگی‏های خاصی بیان شده ‏است؛ اما در حال حاضر به جهت نیازهای مالی اکنکار و نیز نیاز به ‏ادعای گسترش، هیچ کدام از ملاک‏ها رعایت نمی‏شوند. هر شخصی با تکمیل فرم مربوطه و واریز مبلغ اشتراک، به راحتی می‏تواند عضو اکنکار شود. برای نمونه‏، اکیست‏ها در ایران تا سال ۱۳۷۵م. با پر کردن فرم‏های تأمین‌شده توسط ادارة اکنکار و واریز مبلغ تعیین‌شده‏ از طرف ماهانتا، با مرکز اکنکار در آمریکا مکاتبه می‏کردند. این مبلغ در ابتدا 120 دلار بود که با نامه‌نگاری‌های ذلیلانه برخی از اکیست‏ها به ‏هارولد کلمپ به 50 دلار کاهش یافت.

دوم: به‌رغم ادعای مکانیسم مشخص، هیچ‌کدام از وصل‏های ادعایی با مکانیسم خاصی صورت نمی‏گیرد. گاه سلیقة استاد ایجاب می‏کند به ‏اشخاصی بدون ضابطه، وصل‏های پیاپی عطا کند؛ مانند آنچه دربارة پتی سیمپسون بیوگراف

/ 1 نظر / 148 بازدید
محسنی

مثل همیشه عالی