پایگاه سابق تخصصی نقد و بررسی عرفانهای کاذب

جدیدترین مطالب در سایت اصلی: erfan90.ir

ملعبه ای به نام عرفان حلقه
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: انحرافات فرادرمانی ،نقد عرفان حلقه ،بررسی کلاسهای فرادرمانی ،حوزه علمیه و فرادرمانی

ملعبه ای به نام عرفان حلقه

 

 

پیشگفتار

چند صباحی است که در شهر و کشورمان صحبت از برگزاری مخفی کلاسهای عرفانی می شود که مدعی شفا بخشیدن بیماران صعب العلاج ، ناعلاج و مادر زاد  است. محمد علی طاهری بنیانگذار عرفان حلقه یا کیهانی ، این عرفان را برگرفته از عرفان کهن ایران می داند و حتی زنده کردن مردگان و شفا بخشیدن بیماران ناعلاج توسط حضرت عیسی مسیح(علی نبینا) را از طریق همین نیرو (شعور کیهانی) می داند.

ما هم برای روشن کردن اذهان عموم ،‌نگاهی خواهیم داشت بر افکار ، اهداف و عملکرد عرفان حلقه و همچنین آنها را با دستورات و عقاید اسلام تطبیق خواهیم داد.

 

·         عرفان کیهانی

برخی مدعیان جدید و روشنفکر عرفان ، برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان ، سعی در القای ادعاهای به ظاهر علمی می کنند ؛‌  مانند انرژی درمانی ،‌فرا درمانی ، کیهان درمانی.

بنیانگذار عرفان کیهانی یا حلقه فردی به نام محمدعلی طاهری است. در مورد سطح سواد این فرد اطلاعاتی ارائه نمی شود ولی در کلاسهای عرفان حلقه او را گاهاً استاد ، مهندس یا دکتر خطاب می کنند.

محمد علی طاهری ، بنیانگذار این عرفان ، مدعی است که شعور کیهانی عبارتست از مقوله ای که انسان می تواند با ارتباط مستقیم با خداوند ، صاحب لایه محافظی می شود که با استفاده از این لایه ، افراد بیمار را درمان کند.

 

·         منشأ عرفان کیهانی

عرفان کیهانی بنابر گفته محمد علی طاهری « برگرفته از عرفان این مرز و بوم (ایران) است. اساس این عرفان بر اتصال به حلقه های متعدد (شبکه شعور کیهانی) استوار است و همه سیر و سلوک آن از طریق اتصال به این حلقه صورت می گیرد.»

با نگاهی بر تناریخ عرفان ایران و اسلام و تطبیق آن با عقاید و افکار عرفان کیهانی ، می توان فهمید که منظور آقای طاهری از عرفان این مرز و بوم همان تصوف است. مانند تقسیم دین به شریعت و طریقت که هم اعتقاد تصوف است و هم آقای محمدعلی طاهری.

فلذا نمی توان عارفان بزرگی مانند: سید علی قاضی ، ملا حسینقلی همدانی را از صوفیان دانست زیرا آنها با توجه به نصوص دینی به بُعد اسلام اصیل پی بردند و جریان تصوف از راه عرفانی این بزرگواران متمایز است.

 

·         اساس افکار عرفان حلقه

به طور خلاصه ، عرفان حلقه همانطور که بنیانگذارش (طاهری) اقرار کرده است برگرفته از اندیشه های تصوف است. و ما می دانیم که عوامل پیدایش تصوف در اسلام عبارت است از افکار و مذاهب هندی و بودایی ( در عرفان کیهانی هنگام ارتباط با حلقه الهی باید مانند بوداییان نشست) ، تماس با راهبان مسیحی ، انتشار فلسفه یونانی و خوی افلاطونی و تفسیر به رای از تعلیمات دینی و بخصوص تفسیر و تاویل آیات و روایات و مواردی اینگونه است.

پس می توان نتیجه گرفت که عرفان کیهانی همان افکار و عقاید تصوف است منتها با قالبی جدید و مدرن.

 

·         روش برگزاری کلاسهای آموزشی عرفان کیهانی

این کلاسها به طور زیر زمینی و در خانه ها تشکیل می شود. یک نفر آموزش دیده به عنوان مستر(مربی) عهده دار آموزش و درمان فرادرمانگیران(به کسانی که در کلاسهای عرفان کیهانی شرکت می کنند فرادرمانگیر نام گذاشته اند) را دارد.

این کلاسها معمولاً هفته ای یکبار برگزار می شود و برای شرکت افراد در یک ترم ( که 6 جلسه 2 ساعتی است) مبلغی در بین 300000الی 500000 دریافت می شود. نحوه برگزاری این کلاسها این چنین است که ابتدا فرادرمانگر (مستر ، مربی) به صورت در مورد عرفان کیهانی توضیح می دهد و سپس به طور عملی همه افراد چشم ها را بسته و به کمک مستر از حلقه رحمانیت خداوند متعال انرژی دریافت می کنند و اگر کسی بیماری داشت مستر با انرژی دادن یا لمس اعضای فرد بیمار (روش پولایتی) فرد را مثلاً درمان می کند.

در این کلاسها به طور صریح و غیر صریح القا می شود که انسان به غیر از خود به فرد دیگری احتیاجی ندارد(اصل من دون الله) و در ابتدا کلاس قبل از گفتن بسم الله الرحمن الرحیم این بیت خوانده می شود.

هریک از ما خود مسیح عالمیم                               هر الم را در کف خود مرهمیم

 

 

·         نحوه تبلیغ

نحوه تبلیغ عرفان حلقه عمدتاً به صورت هرمی است. فرد حاضر در کلاسهای عرفان حلقه باید هر هفته حداقل دو نفر را با این عرفان آشنا کند و نتایج آن را هفته بعد به مستر گزارش دهد.

از دیگر روش تبلیغ این عرفان ، نفوذ به NGO  ها ، تشکلات فرهنگی ، آموزشی و دینی است. همچنین تبلیغات گسترده ای با پشتیبانی دهها سایت و بلاگ در اینترنت دارند.

 

·         چرا عرفانهای کاذب و گمراه کننده

1-   یکی از راهبردهایی که دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی در شرایط کنونی برای مقابله و جلوگیری از نفوذ و جاذبه آثار و برکات انقلاب اسلامی برای ملتهای جهان به کار گرفته اند. راهبرد انحراف روحیه معنویت خواهی در قالب نحله های مختلف عرفانی است.عرفان نابی که امام راحل در پرتو انقلاب اسلامی به دنیا ارائه داد مبتنی بر منابع کتاب ، سنت ، اجماع و عقل بود نه عرفان خارج از چارچوب عقل و دین. بنابراین از جمله معیارهای بنیادین و کلیدی که عرفان ناب اسلامی را از عرفانهای دروغین و به ویژه عرفان صوفیانه جدا می کند مسئله عقل و شریعت و دین است.

2-   بی توجهی به مکتب اهل بیت (علیهم السلام) ، مدعیانی را به سخنانی واداشته است که حتی مخالفت با نص صریح اسلام است.کسانی صحبت از عرفان اسلامی می کنند که حتی کمترین معلوماتی از فقه و عقاید اسلامی ندارند. مگر در سالهای نچندان دور دکتر علی اکبری ها کم داشتیم که ادعای انرژی درمانی و شفاعت داشتند که آخر سر به اتهام داشتن دهها پرونده فساد اخلاقی محاکمه شدند. جای تعجب دارد که مدعیان عرفان های جدید صحبتی از پایه های عرفان اسلامی که ائمه معصومین آن را ارائه کردند مانند تقوا ، مراقبه ، محاسبه ، مشارطه و... نمی کنند. کسانی ادعای عرفان اسلامی می کنند که حتی در ظواهر نیز احکام الهی و شرع را رعایت نمی کنند؟! کسانی که با انگیزه های مادی و دنیوی و شهوانی در پی انحراف عقائد امت اسلامی بویژه جوانان هستند.

منبع: ویژه نامه سیر بی سلوک ، کانون فرهنگی و تبلیغی امام رضا(ع) تبریز ، شهریور1388

 

 

نویسنده: میرحمید موسوی


 
عرفان کیهانی در آخر خط
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بررسی کلاسهای فرادرمانی ،نقد عرفان حلقه ،عرفان حلقه و انحرافات ،انحرافات فرادرمانی

عرفان کیهانی در آخر خط

 

 

 

پس از حدود 5 و 6 سال از اعلام موجودیت گروه انحرافی به نام عرفان حلقه یا کیهانی ، چند روز قبل با دستگیری رئیس این فرقه انحرافی  توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) این فرقه وارد فاز جدیدی از بحران شده است.

محمد علی .ط  که طبق تحقیقات به دست آمده دارای هیچگونه تحصیلات آکادمیک ، علمی و دینی نبوده و در کلاسهای آموزشی این فرقه انحرافی ادعای شفابخشی و تفویض لایه شفابخش و دفاعی در مقابل بیماریهای روحی و جسمی دارد.

با نگاهی بر تاثیرات مطالب و عقاید مطرح شده در کلاسهای عرفان کیهانی بر روی شرکت کنندگان ، مخاطبان و مریدان این نحله انحرافی بیان چند نکته ضروری به نظر می رسد:

 

*نکته اول: عرفان کیهانی نوع پیشرفته تصوف

وجود محمدعلی. ط به عنوان سر سلسله این گروه هرمی ، همان وجود مرشد در تصوف است و دقیقاً با همان قدرت دیکتاتوری به طوری که حتی گرفتن لایه دفاعی از شبکه شعور کیهانی (خدا) با اجازه او انجام می گیرد و فردی که این لایه را تحویل می گیرید سوگند نامه ای را به سر سلسله (محمدعلی. ط) می دهد تا او لایه دفاعی و شفابخش را به فرد مرید تفویض کند.

از سوی دیگر هرگونه تعّدی از دستورات سرسلسله و مرشد این گروه انحرافی موجب فعالیت هورمونهای دورن ریز می شود که نتیجاً فرد نافرمان را تهدید  به مرگ و نقض عضو می کنند!(نوار ضبط شده مکالمه مستر ب.س در تبریز با یکی از مریدان و تهدید به مرگ آن فرد توسط غدد و هورمونهای درون و برون ریز در نزد نگارنده موجود می باشد!)

 

*نکته دوم: پیامبر حاضر در عصر غیبت امام معصوم(ع)

یکی دیگر از نکاتی که موجب می شود انحرافات و خطرات عرفان حلقه بیشتر احساس شود ، ادعای پیامبر حاضر در زمان غیبت امام معصوم(ع) است.

طبق این نظریه فردی در زمان غیبت امام معصوم مکتب جدیدی را بر اساس تمام ادیان  بنا می نهد و در طول دوره غیبت امام معصوم تمام امور عالم در اختیارشان هست و عهده دار زعامت مسلمانان و پیروان سایر ادیان دیگر جهان هستند و برای اثبات این مطلب ادعای کشف و شهود ، اعجاز و اخبار غیبی می کنند.

گرچه این ادعا برای اولین بار توسط محمدعلی. ط ذکر نشده است و افراد دیگری نیز بودند که این ادعا را می کردند و افراد زیادی را به گرد خود در می آوردند محمدعلی. ط نیز به تقلید از این نظریه انحرافی ، خود را رابطه فیض الهی می داند (مقدمه کتاب انسان از منظر دیگر) در حالیکه طبق نص صریح قرآن کریم رابطه فیض الهی فقط حضرات معصومین(علیهم السلام) است ، محمدعلی. طبرای حل این مشکل و رهایی از آن هرگونه واسطه قرار دادن حضرات معصومین جهت ارتباط با خدای متعال و شفاعت و توسل را هدف قرار داده و آنرا شرک اعلام می کند.

ایشان بصورت کاملاً هوشمندانه در لا به لای کلاسهای آموزشی این ادعای خویش را به مخاطب و مریدانش القا می کند و آنها را ملزم به قبول این امر می کند.

 

*نکته سوم: بی بند وباری و فحشای معنوی

یکی دیگر از اصولات عرفان کیهانی یا حلقه جواز عدم اعتقاد به هیچ دین و مکتبی است ، یعنی فرد صرف نظر از هرگونه اعتقاد حتی عدم اعتقاد و ایمان به خدای واحد می تواند از شبکه شعور الهی استفاده کند.

این اصل که بارها در کتاب انسان از منظر دیگر رئیس فرقه عرفان کیهانی آورده شده است برای جذب جوانان و افراد دین گریز است ؛ به عبارت روشنتر این راه میانبری است که فرد حتی بدون انجام واجبات به وصال خدای می رساند و او را از لطف خدا سرشار می کند امّا این خدای عرفان کیهانی نه آن خدای است که ما می پرستیم بلکه خدایی است که نه محرم نا محرم دارد ، نه ایمان به امام و پیامبر و نه دین و مذهب. در واقع میانبر آقای محمدعلی. ط میانبری است بسوی پرتگاه مرگ ، مرگ معنوی که به مخاطبش یقین می رساند که وجوب واجبات برای هزاره حاضر قدیمی است و کهنه پس مخاطبش را ناگزیر می سازد تا با درک این مطلب برای خود و اجبات دیگری را مانند شفای دیگر مریضان ، نشستن چندین ساعته به صورت ریلکسیشن، قرار گرفتن در هرم جمع مرید  و.. را برای خود واجب کند.

 

*نکته چهارم: بازی با کلمات و الفاظ

تجربه و عقل ثابت کرده است که عبارات زیبا و سخنان دلنشین که از ادبیات شعرگونه برخوردار است موجب تحریک احساسات مخاطب می شود. محمدعلی. ط نیز برای برانگیختن احساسات مخاطبانش و مریدانش از این شیوه که در بسیاری از مواقع جواب داده است استفاده می کند و گفته هایش را همانند عبدالکریم سروش با استفاده از بیانی ادبی ارائه می دهد تا مخاطب را برای سخنان پوچ خود جذب کند. این کار که اصطلاحاً بازی با الفاظ و کلمنات نام دارد نتیجه ای شگرف در مدت زمان کمی برای محمدعلی. ط داشته است تا حدّی که در کتاب بیش از200 صفحه ای انسان از منظر دیگر محمدعلی. ط چند صد بیت شعر وجود دارد در حالیکه دریغ از یک روایت و حدیث از معصومین(علیهم السلام) !

محمد علی .ط با اطلاع از این واقع برای جذب مشتری از این شیوه استفاده می کند و گه گاهی با بیان مطلبی و انتشار آن در فضای سایبر بر مخاطبش شوک عاطفی و تحریک احساساتی می دهد گر چه معلوم نیست آیا این نوشته از قلم خودش است یا فرد دیگری؟

 

*نکته پنجم: متضادین و متناقضین در گفتار و عمل

نکته ای که بسیار مبرهن می باشد در کتاب انسان از منظر دیگر وجود تناقضات بسیار است. در قسمتی از کتاب می آورد که افراد در تفویض شعور الهی و لایه دفاعی هیچ نقشی ندارد در قسمتی دیگری می آورد که هرگونه اتصال به شبکه شعور الهی باید به اطلاع مستر (مربی) باشد به همین دلیل گاهی در سایت اینترنتی عرفان حلقه زمانی را محمدعلی. ط مشخص می سازد که در آن تمامی افراد از سرتاسر جهان به شبکه الهی وصل شوند ، حال در ذهن مخاطب شبهه ایجاد می شوند که آیا تفویض از سوی خدا است یا محمد علی. ط ؟!

در قسمتی دیگر از کتاب همانطور که در مطالب قبلی گفته شد وجود هرگونه واسطه برای دریافت فیض الهی را شرک می داند حتی وجود ائمه معصومین که در قرآن کریم ایشان را حبل المتین (واسطه فیض) معرفی کرده است. از سوی دیگر دریافت نیروی شفابخش را منوط بر اجازه مستر می داند و حتی برای دریافت این نیرو از فرد خاطی مبلغی را به عنوان شهریه ماهانه دریافت می کند؟!

در قسمتی می آورد که بدون شریعت نمی توان به کمال رسید و از الطاف الهی بهره مند شد و از سوی دیگر عدم اعتقاد به هر دین و آیینی را جایز می داند؟!

 

 

 

نویسنده: میرحمید موسوی


 
چرا قضاوت حریم خداست؟!
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: انحرافات فرادرمانی ،فرقه های ضد اسلام ،نقد عرفان حلقه ،بررسی کلاسهای فرادرمانی

چرا قضاوت حریم خداست؟!

 

 

در اساسنامه عرفان کیهانی آمده است که قضاوت حریم خداست و چند نفر دیگر نیز از دوستان این مطلب را ذکر کرده اند ، در این صورت این حصر عقلی است و دو حالت متصور می شود:

1-      قضاوت حریم خداست و هیچ کس توانایی ورود به این حریم را ندارد:

این سخن لغو است و تناقض دارد زیرا در عالم خارج مصداق قضاوت داریم ؛امروزه و حتی از ابتدای زمان خلقت انسان دادگاههایی وجود داشته و الان نیز در کلیه کشورها قوه قضائیه است و در بین مردم به قضاوت می پردازند. به تمثیلی ساده ، اگر مشکل و اختلافی دو نفر با هم داشته باشند با مراجعه به دادگاه و حکم قاضی صلح می کنند. خلاصه رای صادر می شود و قضاوتی انجام می گیرد. پس احتمال اول محال است زیرا لازم می آید چیزی هم باشد و هم نباشد و این محال است.

2-      قضاوت حریم خداست و هیچ کس حق ندارد به این حریم وارد شود:

این سخن نیز لغو است زیرا در غیر این صورت تمام انبیا و پیامبران و صالحین به حریم خداوند تجاوز کردند و از دستور الهی سرپیچی کردند و از مقام عصمت ساقط شدند چون تمام انبیا و امامان معصوم(علیهم السلام) به دستور الهی در زمین به وفور حکم می راندند و قضاوت می کردند و اگر این عمل خارج از دستور الهی بود آن را انجام نمی دادند.

 

 

همانطور که ملاحظه کردید هر دو احتمال قابل تصور محال است زیرا یا تناقض داشتند یا لغو بودند که آنها نیز محال است.

پس چرا مدعیان عرفان کیهانی این مطلب را یکی از اصولات مهم خود قرار داده اند؟

سلب اختیار تفحص و جستجوی حقیقت وجودی افراد  از  مدعیان یک نحله مدعی معنوی از شگردهای قدیمی مدعیان عرفانهای کاذب معنوی است. در این صورت فرد مرید و یا محب نمی تواند در مورد افراد دیگر اظهار نظر کند زیرا این عمل را گناه می دانند!

 

نویسنده: میرحمیدموسوی


 
پرسمان عرفان کیهانی
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ٢٧ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: عرفان کیهانی ،انحرافات محمدعلی طاهری ،مقاله فرادرمانی ،بررسی کلاسهای فرادرمانی

پرسمان عرفان کیهانی

 



در آمد



چندی پیش دانشجویی، پرسشی درباره «عرفان کیهانی» طرح نمود. در پاسخ، مقاله ذیل را تحریر و برایش ارسال کردم. اینک مشروح آن پرسش و پاسخ پیش روی شماست:



پرسش



می خواستم از شما درباره عرفان کیهانی بپرسم. بنیانگذار این عرفان فردی به نام «استاد محمدعلی طاهری» است که دو کتاب با عناوین «عرفان کیهانی(حلقه)» و «انسان از منظری دیگر» دارد. چون می خواستم در این مورد از افراد صاحب نظر بپرسم، می خواهم نظر شما رو در این باره بدانم. چقدر صحت این عرفان را تأیید می کنید؟ آیا اصلا ادعاهای این فرد قابل قبول هست؟ خواهشمندم در این رابطه من را راهنمایی بفرمایید.



پاسخ



دوست عزیز! در ابتدا از اعتماد و حسن ظن شما سپاسگزارم و از بابت دقت نظرتان در پرسش از ماهیت، چیستی و چرایی اینگونه گروه های ناشناخته و محافل معنوی نوپدید، تا دستیابی به حقیقت امر، به شما تبریک می گویم. پرسش شما را در چند بخش پاسخگو خواهم بود:



مدعای عرفان کیهانی



 برخی مدعیان فرقه های معنوی نو ظهور و روشنفکران عارف نما، برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان، سعی در القای ادعاهای خود با ظواهر موجه علمی دارند؛ مانند انرژی درمانی، فرا درمانی، واژه درمانی، کیهان درمانی و نیز عرفان کیهانی!



آقای محمد علی طاهری، مبلغ عرفان کیهانی، مدعی دستیابی به «شعور کیهانی» است. وی شعور کیهانی را عبارت از لایه محافظ و حلقه ایمنی می داند که انسان می تواند به سبب ارتباط مستقیم با خداوند، صاحب آن شود و دارنده آن می تواند با استفاده از این لایه، افراد بیمار را درمان کند! هرچند، پیش از این نیز کسانی چون پائولو کوئیلو در کتاب «کیمیاگر» (ص 8) اصطلاح «روح کیهانی» را عنوان کرده بودند، اما طاهری در کلاس عرفانی خود که پس از واریز کردن مبلغ 50 هزار تومان توسط مرید به حساب او تشکیل می شود(!) می گوید: «انسان موجود پیچیده ای است و درمان او بسیار پیچیده تر، که نیاز به یک نوع نیروی فوق العاده و یک هوشمندی برتر دارد که ما اسم آن را «شبکه شعور کیهانی» گذاشته ایم». او با طرح شعور کیهانی و سعی در بهره گیری از آن، مدعی «فرا درمانی» و دستیابی به «طب مکمل» شده و ادعا می کند که حضرت عیسی (ع) نیز از همین روش در زنده کردن مردگان استفاده کرده بود! او مدعی شفا دادن بیماران لاعلاج و حتی مادرزادی است! (نگاه کنید: وبلاگ عرفان کیهانی (حلقه) و نیز ویژنامه کژراهه،ص 9، اسفند 86))



روش فرا درمانی طاهری در سه بخش: «راه دور، راه نزدیک و درمان های کمکی» خلاصه می شود که مطابق آن، شرکت کنندگان می توانند با اسکن کردن (لمس و مالش) فرد درمانگیر (بیمار) به وسیله دست دادن(!) و قرار دادن دست در محل درد، به بیمار کمک کنند! این مهندس مدعی، در کلاس هایش به مریدان القاء می کند: «ما از امشب یک ارتباط از راه دور با هم داریم، یعنی همه شما در یک ساعت مشخص با من ارتباط برقرار می کنید و بُعد مسافت نیز در این ارتباط هیچ معنا و مفهومی ندارد»(!) به این ترتیب طاهری و شاگردانش کلاس هایی تحت عنوان «عرفان کیهانی» در تهران، کرج، همدان، نظر آباد و چند شهر دیگر برگزار کرده و سایت ها و وبلاگ های تبلیغی چندی در فضای مجازی راه اندازی کرده است. تنها کافی است با خواندن گزارش یکی از کلاس های ایشان، پی به آثار سوء اخلاقی و نتایج بد روانی آموزه های این مهندس مدعی بر شاگردانش برد: «وی در یکی از جلسات و آموزش اسکن (تماس و لمس) بیماری ها، از شاگردان خود درباره فعالیت هایشان می پرسد. یکی از خانم های حاضر در جلسه که آرایش غلیظی داشت، می گوید: استاد، من از اصل غافلگیری استفاده کردم و آزمایش را در مورد یک فرد بیمار (درمان گیر) انجام دادم و درمان گیر پس از اسکن (تماس) دستهایم گفت: تو گذشته مرا جلوی چشمم آوردی و کتفم گرم شده است(!) او می خواست به من حمله کند و به من گفت در گذشته من یک مار بودم و می خواهم تو را گاز بگیرم(!) و سپس عنوان کرد که تمام دردهایش کم شده است.(خنده حضار)» (ویژنامه کژراهه،ص 9، اسفند 86)



نقد



1. نکته حائز اهمیت آن است که بر اساس آموزه های دین مبین اسلام، ملاک حقانیت یک ادعا، انطباق آن با سنجه های مورد تأئید «دین» و «عقل» است. دو چشم بینای عقلِ ملازم شرع و نقل (اعم از کتاب و سنت)، محک راستی آزمایی هر ادعایی است. پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) وظیفه مسلمانان را هوشیاری دانسته و بر این نکته پای می فشرند که حتی آنچه از ما معصومین (ع) نقل می شود را با محک قرآن بسنجید و در صورت عدم انطباق، با تیر آن را بر دل دیوار بدوزید. پس ملاک و میزان در رد و یا قبول یک ادعای معنوی، صرف تأیید و مقدمه زدن فلان آقا بر صورت مکتوب آن نمی تواند باشد.



2.  مدعی عرفان کیهانی در اولین گام ناگزیر از پاسخگویی به چند پرسش ساده ذیل است: اولاً) فارغ از راستی آزمایی و سنجش میزان درستی گفته ها و بر فرض صحت ادعاهای علمی، تجربی و پزشکی ایشان، باید بگوید که اساساً انرژی درمانی، فرا درمانی، طب مکمل، کیهان درمانی و شعور کیهانی چه ربطی به «عرفان» دارند که ترکیب نامأنوس «عرفان کیهانی» را بر آن نهاده اند؟! در خوشبینانه ترین صورت، شاید بتوان اثبات کرد که این ادعاها، فرایندی پزشکی ـ تجربی برای درمان امراض جسمی و یا روانی بیماران و در جهت تسلط آرامش و تمدد اعصاب درمانگیران و یا در مجموع «نظریه ای روانشناسی» می باشد، اما مگر هر نظریه روانشناسی را می توان عرفان نامید؟! مگر در بستر اسلام و به ویژه در حوزه شفاف تشیع، «عرفان» مفهوم، مراد و تعریف خاص و مشخصی ندارد؟!  ثانیاً) آیا می توان عرفان را به صرف دریافت 50 هزار تومان (!) ولو از جنس آن خانم بزک کرده، به دیگران منتقل کرد؟! آیا هر شخصی با پرداخت مبلغی مشخص، مستعد فراگیری و طی طریق عرفانی خواهد شد؟! آیا در طول تاریخ اسلام، عارفان در قبال دریافت پول و اجرت مادی به نشر آموزه های ناب اسلامی و اسرار ناگفته الهی و رموز هستی به دیگران مشغول بوده اند یا اینکه به ظرفیت، زمینه، مرتبه، استعداد، توان، تشرع، تعهد و شوق طالب توجه داشته اند؟! منش و روش اولیاء الله و سلوک بزرگانی که نام آنها در تاریخ عرفان اسلامی ـ شیعی ثبت است، اینگونه نبوده و نیست! عرفای بالله از دکان داری و تجارت از راه معنویت و سوداگریهای مادی به نام دین و عرفان، مبرّی بوده و اصولا ادعایی نداشته اند که به مرتبه ای رسیده اند؛



هر که را اسرار حق آموختند                       مهر کردند و دهانش دوختند



ثالثاً)آیا می توان با تشکیل کلاس های مختلط، با شرکت خانم های جوان، با وضع زننده در کنار پسران چشم دریده، به خدا رسید و با عشوه های زنانه و پزهای روشنفکر مأبانه، روح و روان را صیقل داد؟! مگر طبق آموزه های دینی، همنشین انسان، نشانه ای از وجود انسان نیست؟ آیا سفارشات اکید اولیاء دین بر پرهیز از تشکیل و شرکت در مجالسی که شئونات اسلامی و حیای انسانی، بهایی ندارند، به ما نرسیده اند؟! مگر فقهای عالیقدر شیعه، به عنوان مرزبانان بیدار آئین، مراودات بی پرده و دریده مرد و زن عجنبی را حرام ندانسته اند؟!



3. شبه عرفان های منهای شریعت



الف)بشر همواره در جستجوی پاسخ پرسش های اساسی خود است تا دنیا را برای خود معنادار کند. امروزه واقعیتی به نام «خلاء معنویت» در زندگی انسان مدرن، علی رغم اثبات واقعیت امید بخش عطش شدید انسان معاصر به حقایق ماورای طبیعت، آسیب های جدی را نیز با خود به همراه دارد؛ یعنی هم دست افراد، گروه ها و قدرت های فرصت طلب را برای بهره برداری و سوء استفاده از این احساس نیاز معنوی باز می‌ گذارد و هم دلخوشی و تشبث به هر سرابی را برای این انسان تشنه، توجیه می‌کند. در این روزگار، بعضاً نسل تشنه معنویت، نادانسته عطش خود را با سراب‌های عرفان نما فرو می‌نشاند. این مسئله تنها مختص به ایران نیست، بلکه بنا به گزارش میلتون، پرکارترین محقق در حوزة جامعه‌شناسی ادیان نوپدید، گریبانگیر غرب نیز شده است، آنجا که می‌نویسد: «بیش از دو هزار فرقة معنویت‌گرا در آمریکا و بیش از دوهزار جریان معنویت‌جو در اروپا هست که درصد کمی از آنها مشترکند.» (حمیدرضا مظاهری سیف، عوامل پیدایش معنویت‌های نوظهور، ماهنامه موعود، ش89)



برای تفنن هم که باشد، اصطلاح «مدعیان دروغین» یا «عرفان های مدرن» و یا «معنویت های مجازی» را در اینترنت جستجو کنید، تا با انبوهی از آمار، اخبار، افراد و گروه های مدعی، در صفحات سایت‌ها و خبرگزاری‌ها برخورید. بنا بر آخرین گزارش رسمی نیروی انتظامی، «بیش از 50 فرقه و گروه تخدیری به ایران وارد شده که نیمی از آن‌ها‌ فعال اند و قریب 200 عنوان کتاب تألیف، ترجمه و چاپ و توزیع» کرده اند.(جانشین فرماندهی نیروی انتظامی، خبرگزاری فارس، 26/6/87.)



ب)تجربه ثابت کرده است که نتیجه و نهایت شبه مکاتب عرفانی و معنویت های مجازی، تنها یک نوع معنویت گرایی زمینی (نه آسمانی) است؛ یعنی به سمت نوعی از تجربه های شبه معنوی و نهایتاً فراتر از توان انسان معمولی مثل هیپنوتیزم و یوگا و مدیتیشن سوق پیدا می کنند که در آنها بیش از هر چیز، «فردگرایی افراطی»، «درون گرایی» و تکیه بر استعدادهای درونی بشر، به چشم می خورد نه معنویت و عرفان! در فرهنگ ما بکار گیری لفظ «عرفان»، عرفان اسلامی ـ شیعی با مولفه های خاص آن را تداعی می کند، نه هر نوع گرایش غیر طبیعی را. شبه عرفان های زمینی مانند «عرفان کیهانی» اغلب انسان را به واکاوی درون خود برای دستیابی به انرژی و استعداد ذخیره در آن سفارش می کنند تا او را در دفع مشکلات جسمی و گرفتاری های زندگی و دستیابی به آرامش عمیق، کمک کنند؛ هر چند که در بیشتر مواقع انسان سرگشته در این اوهام و ادعاها مانند خوانندگان حرفه ای کتاب های «پائلوکوئیلو»، «اشو»، «کریشنامورتی»، «کارلوس کاستاندا» که نوید بخش  آرامش و تعالی هستند، بعد از طی مسافتی، خود به پوچ گرایی معرفت شناختی می رسند؛ چرا که اساساً این مکاتب در پی پایه ریزی مبانی معرفت شناختی نیستند. پس در واقع می توان گفت که اغلب این مکاتب بیشتر به «نظریه های روان شناسی» شباهت دارند تا عرفان ناب اسلامی با ویژگی های خاص آن. (فصلنامه کتاب نقد، ش 45، زمستان 1386، مقاله های: سحر و جادو در آثار پائولوکوئیلو و آرامش پایدار/ کتاب «آفتاب و سایه ها»، دکتر محمد تقی فعالی)



 ج) در یک تقسیم بندی کلی می‌توان اهداف و انگیزه‌ها‌ی مدعیان نحله های شبه عرفانی را به: «انگیزه‌های شخصی» و «اهداف گروهی و تشکیلاتی» (که اغلب مستقیم و یا غیر مستقیم، دارای رگه‌های وابستگی سیاسی هستند)، تقسیم کرد. می‌توان موارد ذیل را از اهم اهداف و انگیزه‌های مدعیان فرق نوظهور معنوی برشمرد: 1.کسب شهرت و آوازه 2.کسب ثروت و سودجویی از افراد ساده لوح 3.شهوترانی و سوء استفاده جنسی به ویژه با اغفال زنان و جوانان 4.احساس خود برتربینی، خود دیگربینی ـ الینه شدن ـ قدرت طلبی و مرید پروری؛ معمولا این نوع مدعیان، بیماران روانی هستند که دچار تخیل و توهم شده اند 5.جبران شکست‌های زندگی و پایان دادن به سرخوردگی‌های گذشته و پاسخ به عقده حقارت 6.جبهه گیری و ضدیت با دین، مذهب و نظام اسلامی 7.تشکیل شبکه‌های فساد اخلاقی، باندهای توزیع مواد مخدر، ایجاد گروه‌های ضد اجتماعی مانند سرقت، قتل و تسویه حساب‌های شخصی و گروهی 8.تشکیل شبکه‌های سیاسی ـ امنیتی برای ایجاد اغتشاش و انجام عملیات‌های خرابکارانه در کشور با هدایت و حمایت دشمنان نظام. (بازخوانی پرونده متمهدین، ماهنامه معارف، شماره 59)



د) درباب شگردهای جذب مدعیان و مبلغان گروه های مدعی، باید یادآور شد که آنها، بسته به موقعیت، امکانات و اهداف خود، هم از «روش فردی» ـ چهره به چهره ـ و هم از «روش‌های سازمانی» ـ با تعیین سرگروه‌ها و حلقه‌های رابط ـ به جذب مرید مشغولند. در مجموع روش‌ها و شگردهای تاثیر گذاری این جماعت به قرار ذیل می‌باشند: 1.شناسایی و جذب افراد ساده لوح و زودباور 2.تأمین مایحتاج مریدان و تطمیع جوانان با پول، مواد، مسکن و تأمین اسباب عیش و نوش آنها 3.تشویق جوانان به ارتباطات آزاد جنسی و تن پروری؛ مانند برگزاری جلسات فساد اخلاقی و اردوهای مختلط و توصیه به زنان برای کشف حجاب در مراسمات خود 4.دادن اذکار و اوراد غیر مأثور و ختومات عجیب و غریب و توزیع دستورالعمل‌های غیرشرعی و به ظاهر جذاب 5.چشم بندی، کف بینی، رمالی و انجام امور خارق العاده و یا غیر عادی نما مانند احضار اجنه و تسخیر ارواح 6.ادعاهای گزاف و دروغ پردازی‌های بزرگ مانند: ادعای کرامت و معجزه، ادعای دانستن اسرار و رموز هستی و کشف اسرار و رازهای مگو، تسلط بر علوم غریبه و دانستن خواص حروف و اعداد و جداول 7.خواب سازی و یا تعبیر خواب‌های مریدان به شکل جذاب و دلخواه 8.لفاظی و سخنوری و سوء استفاده از قدرت بیان خود در جذب مخاطب 9.تفسیر به رأی قرآن و منابع مذهبی و بدعت در انجام مناسک دینی و صدور فتواهای من درآوردی مانند خواندن نماز به زبان فارسی و یا ترک کامل آن در مواقع تشخیص مراد 10.انتقال حس شخصیت کاذب به مریدان مانند دادن سفارت و مأموریت‌های خاص به هر مرید 11.ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج 12.ادعای ارتباط و وابستگی به نهادهای حوزوی، قضایی، امنیتی و انتظامی و دیگر مراکز موجه نظام برای جلب اعتماد مریدان 13.ادعای ایصال آسان و بدون زحمت مریدان به مقامات معنوی؛ مثلا تنها با بیعت کردن و دستبوسی و تبعیت بی چون و چرا از مراد 14.نفوذ درNGO‌ها ـ تشکلات غیر دولتی ـ با وعده کمک‌های مادی و دستگیری‌ها‌ی معنوی. (بازخوانی پرونده متمهدین، ماهنامه معارف، شماره 59).

 

 

 

نویسنده: سید مجتبی مجاهدیان