پایگاه سابق تخصصی نقد و بررسی عرفانهای کاذب

جدیدترین مطالب در سایت اصلی: erfan90.ir

وکیل مدافع شیطان
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: انحرافات محمدعلی طاهری ،وکیل ظاهری ،وکیل مدفع شیطان

 

وکیل مدافع شیطان



«شادی ر» که وکالت رهبر یکی از فرقه های ساختگی را به عهده دارد به جای رسیدگی به پرونده موکل خود که با مجازات سختی روبروست به شایعه پراکنی و دروغ پردازی علیه نظام مشغول شده است.

به گزارش «تابناک»، نامبرده با انتشار اخبار غیر واقعی از لیدر این فرقه انحرافی به تشویش اذهان عمومی می پردازد.

بنابر این گزارش، در یکی از این موارد فرد مذکور به تقاضای همین وکیل برای تست صحت عقل به بیمارستان خاتم الانبیاء اعزام شده بود که خانم وکیل با دروغ پردازی مدعی خودکشی این شخص شده بود.

این درحالی است که این لیدر فرقه ای بیشتر نگران پول هایی است که برای روز مبادا به حساب همسرش در فرانکفورت گذاشته تا جرات خودکشی کردن!

 

 

پایگاه تخصصی عرفانهای کاذب به زودی مطالبی در مورد اقدامات

غیرقانونی خانم ش.ر وکیل م.ط منتشر خواهد نمود.

 


 
شاکی خصوصی: طاهری در زندان است
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢٠ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: استاد محمدعلی طاهری ،انحرافات محمدعلی طاهری ،مقاله فرادرمانی ،اخبار عرفان کیهانی

 

متن نامه ارسالی شاکی خصوصی

 به پایگاه تخصصی عرفانهای کاذب

 

یکی از شاکیان خصوصی رئیس فرقه کیهانی پس از شنیدن خبر آزادی طاهری برای پیگیری شکایتش دیروز به بازپرس شعبه پنجم دادسرای اوین مراجعه می کند. بازپرس به شاکی خصوصی اطمینان می دهد که متشاکی به اتهام فساد فی الارض هم اکنون در زندان بسر می رود.

 

 


 
رد حجیت قرآن توسط رئیس فرقه عرفان کیهانی
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: انحرافات فرادرمانی ،انحرافات محمدعلی طاهری ،حلقه کیهانی ،رد حجیت قرآن
 
 
 
قرآن پر از تناقض است؛
وظیفه داریم این تناقضات را به مردم بگوییم!
 
 

طاهری همچنین در بیانی آشکار قرآن را قلم پیامبر اعظم(ص) دانسته و آن را پر از تناقض نامیده است. او می گوید ما وظیفه داریم این تناقضات را به مردم بگوییم.

ادیان نیوز/ چندی پیش مشرق فیلمی از اعترافات محمد علی طاهری رییس فرقه انحرافی عرفان حلقه را منتشر کرد، پخش این فیلم باعث شد بسیاری از مسترها و اعضای شاخص این فرقه انحرافی در نظراتشان تجدید نظر کنند و از طاهری و اقداماتش ابراز برائت نمایند؛ برخی نیز این اعترافات را خدشه دار دانسته اند و در کامنت ها عنوان کرده اند که این اعترافات مشکوک است.

به همین خاطر گفتگویی ترتیب داریم با دکتر عباس نینوایـی محقق و کارشناس عرفان‌های نوظهور و صحت و سقم این فیلم را از وی جویا شدیم آنچه در ادامه پیش روی شما قرار می گیرد، مهمترین بخش از گفتگوی ما با این کارشناس است.

اعترافات طاهری در حضور قاضی پرونده بوده است

*** اعترافات طاهری در حضور مسئولین قضایی این صورت گرفته و وقتی که صحبتی در حضور بازپرس و یا قاضی از طرف متهم صورت گیرد قابل استناد می‌باشد. البته اعترافات طاهری بسیار مفصل بوده اما همین مقدار که در سایت مشرق آمده پخش شده است. شاید مسئولان در اینده ای نزدیک مطالب بیشتری را در اختیار رسانه‌ها بگذارند.

***مسئولین پرونده تاکنون هیچ‌گونه مدرک تحصیلی از وی بدست نیاورده‌اند. مفهوم این حرف این است که وی فرد تحصیل‌کرده‌ای نیست؛ یعنی وقتی فردی زیر دیپلم باشد قطعاً در دانشگاه‌های کشورهای دیگر پذیرفته نمی‌شود چه برسد به آنکه مثلاً بگوید در ترکیه درس خوانده ولی تحصیلش ناتمام مانده است. کدام دانشگاه است که از فرد متقاضی مدارک تحصیلی نخواهد، بنابراین تحصیلات خارج از کشور وی خلاف واقع‌ است.

ماجرای اخذ دکترای افتخاری از ارمنستان

***ماجرای اخذ دکترا از دانشگاهی در ارمنستان به صورت افتخاری بوده است. ظاهراً بین مؤسسه غیرقانونی طاهری و آن دانشگاه پروتکلی امضاء شده است و ضمن اینکه از افراد برای دادن مدرک فرادرمانی پول می‌گرفتند، قسمتی از این پول را این مؤسسه برمی‌‌داشت و قسمتی را به حساب دانشگاه ارمنستان واریز می‌کرد که بعد از روشن شدن این قضایا دانشگاه ارمنستان یک‌طرفه پروتکل را ملغی کرد. اما دادن مدرک دکترای افتخاری جریان ساده‌ای به نظر نمی‌رسید. بیشتر سیاسی است تا علمی چرا که بعد از بازداشت طاهری این اتفاق افتاده است و به نحوی خواسته‌اند وی را برای اعضاء این شبکه و مردم ایران مهم جلوه داده و به اصطلاح چهره‌سازی کنند. هیچ یک از مراکز آموزشی مدارک دکترای افتخاری طاهری را تأیید نکرده‌اند مفهوم آن این است که این مدارک هیچ ارزشی حداقل داخل ایران ندارد.

***زمانی که طاهری شروع به کار می‌کند درخواستی به ثبت شرکت‌ها می‌دهد و آنها هم در روزنامه رسمی این مؤسسه را اعلام می‌کنند، ولی در مفاد این مطلب درج شده هیچ نامی از کلاس‌های فرادرمانی وجود ندارد. این نشان می‌دهد که هیچ مجوزی نه در ثبت شرکت‌ها، نه در وزارت بهداشت و نه از طرف آموزش عالی و نه از طرف هیچ مرکز دیگری برای انجام فرادرمانی به وی داده نشده است. البته فرادرمانی مفهوم خاصی دارد. نه اینکه کسی کار درمان انجام بدهد نه اینکه کسی بدون دارو فرد بیماری را درمان کند و بگوید کار فرادرمانی انجام داده است. مبنای کار فرادرمانی این شبکه اساساً اشتباه است. درمان بر مبنای عرفان یعنی چه؟ اگر از عرفان صحبت می‌کنیم کدام عرفان منظور است؟ این که اینها می‌گویند عرفان ما عرفانی است ایرانی چه مفهومی دارد؟ مگر شعر است که ما بگوییم سبک ایرانی و سبک خراسانی و سبک عرافی دارد؟ عرفان یک معنا بیشتر ندارد آن هم شناخت و تقرب به خداوند متعال و این در همه ادیان الهی همین‌گونه تعریف شده است. هرگاه کسی خداوند متعال آنطور که رسولان الهی می‌گویند شناخته و به آن تقرب جسته است دارای عرفان شده است.

*** اینکه فردی بگوید مبنای کار من عرفان است و عرفان را به کمی و کیفی تقسیم کند یا بگوید عرفان قدرت و عرفان غیر قدرت این صحیح نمی‌باشد. حال این تفکر آمده و فرادرمانی را روی انسان‌های بیمار تجربه می‌کنند، در حالی که به لحاظ علمی و قانونی هر درمانی ابتدا باید روی غیرانسان انجام شود نه به طور مستقیم روی انسان‌ها. همین باعث شده است که برخی از بیماران دچار مشکلات روحی روانی شوند که قطعاً مسئولان قضایی نمونه‌های آن را در این پرونده دارند. جالب این است وقتی کسی دچار مشکلات روحی روانی می‌شود می‌گویند این فرد در حالی برون‌ریزی است و امکان دارد برون‌ریزی تا چند سال طول بکشد که این دیگر از آن حرف‌ها است. یعنی اگر کسی دچار آسیب روحی شد اشکال از خود اوست نه از نوع درمان و درمانگرش.

***فیلم‌های جن گیری قطعاً صحت دارد. من چند نمونه از این موارد را دیده‌ام و به اشکال عدیده برخورده‌ام. اینها معتقدند که باید فرد بدون مقاومت و در حالت تسلیم در مقابلشان قرار گیرد تا بتوانند کالبد ذهنی و یا روح خبیث را از روح او بیرون آورد. این روح خبیث چگونه در افراد ورود پیدا کرده است و این را چگونه تشخیص می‌دهیم که بیماری او در اثر ورود کالبد ذهنی جن و یا روح خبیث است. اما فرض کنیم این مطلب را درست می‌گوید. خب چطور ممکن است که کالبد ذهنی 3000 سال پیش که در مصر باستان بوده بیاید جواب سؤالاتی درمانگر خود را به فارسی بدهد و بعد هم به درمانگر بگوید من حرف تو را گوش می‌کند و می روم اما تو درمانگر خوبی هستی به فکر خودت باش! این کدام جن هست که بتواند اینگونه صحبت کند و به فردی که حتی دیپلم هم ندارد بگوید آقای مهندس!!! برای تو احترام قائلم و می‌روم و یا از بدن تو بیرون می‌روم.

***اشکال دیگر اینکه وقتی با این کالبد ذهنی و یا جن صحبت می‌کنند و از او درخواست می‌کنند که از بدن فرد تسلیم شده خارج شود او را از دالان تاریکی رد کرده و به سمت روشنایی هدایت می‌کنند اگر این کالبد خبیث هست چطور به سمت دریچه روشنایی هدایت می‌شود مگر ما در قرآن نداریم که«یخرجونهم من النور الی الظلمات» آنهایی که خبیث هستند از نور به سمت تاریکی می‌روند.

***اما نکته دیگر آن است که بعضی از افرادی که بیمار بودند و تصور می‌کردند با فرادرمانی خوب شده‌اند در هنگام بازداشت علائم بیماری شان بازگشته است این به آن مفهوم است که خوب شدن اینها القایی بوده است و وقتی با واقعیت روبرو شده‌اند بیماری آنها بهبود نیافته است. این افراد حتی در بازداشت اراده اتصال هم نداشتند در حالی که ادعای اتصال از مهمترین ادعاهای اینهاست. به نظر می‌رسد این یک بازی هست که بعضی گرفتار آن شدند و همان سراب درمانی که مسئولین وزارت بهداشت مطرح می‌کردند بیشتر با کار عرفان حلقه مطابقت دارد. پرونده طاهری در چه مرحله‌ای قرار دارد.

***پرونده طاهری با چند اتهام برای دادگاه ارسال شده است که یکی از آنها غیرقانونی بودن این تشکیلات است. دوم اینکه در کار پزشکی به صورت آشکارا دخالت کرده است و مهمتر از آن حکم ارتدادی است که روی پرونده وی درج شده است.

***کتاب‌ها و جزوات عرفان حلقه مطالبی موجود است که به صراحت خلاف اعتقادات مذهبی می‌باشد. مثلاً دروغ بستن به خداوند متعال. طاهری می گوید شیطان به عنوان یک ملک ماموریتی برایش درنظر گرفته شد و خداوند مأموریت سجده کردن بر انسان را بر او داده است؛ لذا شیطان طبق مأموریتش این کار را انجام می‌دهد. در حالی که این نظر خلاف آیات نورانی قرآن است حتی طاهری در یکی از صحبت‌هایش این جمله را دارد که "خدا شیطان را اغوا کرد، او اگر سجده هم می‌کرد برنامه این بود که از بهشت رانده شود.مفهوم این جملات چیست. خود او می‌گوید ما از منظر دیگری به این قضیه نگاه می‌کنیم این چه منظری است که تا این حد کفرآمیز می‌باشد و بر رد آیات الهی قلم زده می‌شود.

***در جزوه‌ای که در اسفند ماه 89 توسط یکی از ماهنامه‌ها چاپ شد، وی گفته است "ما تصور عامیانه‌ای در مورد ملائک داریم ملائک کارکردهای معنوی دارند ولی یک بال آنها نیز به ابعاد جهان مادی می‌رسد و میدان‌های مختلف گرانشی، الکترومغناطیسی و اوربیتال‌ها بال‌های ملائک هستند" و یا در مورد اجل معین می‌گوید "تحقق هر قانونی که موجب زوال چیزی شود جلوه‌ای از عزرائیل است" یعنی یک تصویر کاملاً مادی از عزرائیل دارد. طاهری همچنین در بیانی آشکار قرآن را قلم پیامبر اعظم(ص) دانسته و آن را پر از تناقض نامیده است. او می گوید ما وظیفه داریم این تناقضات را به مردم بگوییم.


 
مربی سابق فرقه کیهانی:در عرفان حلقه حریم محرم و نامحرم رعایت نمی شود+دستخط
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: انحرافات محمدعلی طاهری ،انحرافات اخلاقی ،انحرافات فرادرمانی ،انحرفات عرفان کیهانی

 

 

مربی سابق فرقه حلقه کیهانی:

طاهری و دوستانش برای 4 جلسه 150 هزار تومان پول گرفتند

 

ر.ع مربی اسبق عرفان کیهانی که اوایل هفته جاری با انتشار دستخطش در یکی از رسانه های کشور  بصورت رسمی  از عضویت در فرقه کیهانی اعلام برائت کرده بود ابعاد جدید از انحرافات این فرقه را بیان نمود.

 

 

کارت حضور ر.ع در دوره فرادرمانی دانشگاه تهران

 

برگ معرفی به دوره دانشگاه:

 

 

با مدارک فوق آیا حلقه ایها باز هم توان انکار دارند؟

 

 

 مطالب مرتبت:

» عکس ها و اخبار تکان‌ دهنده از اختلاط زن و مرد در جلسات عرفان حلقه

» اخاذی میلیاردی نزدیکان طاهری از افراد حلقه کیهانی 

» 10 آبان 1357 تاریخ شروع بعثت رهبر فرقه کیهانی!

» ادعای جدید سایت فرقه کیهانی : طاهری معصوم است

» فتوای مراجع تقلید در مورد کلاسهای فرقه"حلقه کیهانی" 

فیلم اعترافات طاهری و سرکردگان فرقه عرفان کیهانی (فرادرمانی)    


 
ابهام، دروغ، بی سوادی و دیگر هیچ!
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ٩ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: منصوری لاریجانی ،محمدعلی طاهری ،انحرافات محمدعلی طاهری ،نقد و بررسی عرفان کیهانی
 
 
 
 
نگاهی به فریب های سرکرده فرقه هرمی حلقه
 
 
 
 

این گزارش نگاهی اجمالی به عملکرد محمدعلی طاهری، سرکرده فرقه هرمی کیهانی دارد.

به گزارش ادیان نیوز، وقتی در اواسط دهه هفتاد شمسی، شخصی ناشناس مدعی فرادرمانی شد، کمتر کسی به او توجهی نشان داد. همین موجب شد تا وی کمی بعدتر، مدعی راه اندازی گونه ای عرفان شود که این روزها با نام "حلقه" یا کیهانی می شناسیم.

محمدعلی طاهری کسی بود که اکنون در راس فرقه هرمی حلقه قرار گرفته و البته، برای سومین بار بازداشت شده است. اکنون در بازداشت است و جالب توجه، سکوت مریدانش است که مدعی شمارگان قابل توجه آنهاست. البته، برخی هم مسلکانش اکنون در رفت و آمد به قم به سر می برند تا نظر مراجع و بیوت آنها را نسبت به فعل حرام و انحرافات وی تغییر دهند؛ اما دیگر واقعیات این فرقه آشکار شده است. همین نیز باعث شده تا از پیروانش هم کاسته شود و دیگر ترفندهای این جریان برای جذب موثر واقع نشود.

& مردی با گذشته ای در غبار

طاهری که این روزها خود را در مقام رهبری مذهبی (!) می بیند، گذشته ای نا مشخص و غبار آلود دارد. از وی اطلاع چندانی در دست نیست و همین بر دامنه ابهامات و شبهات می افزاید. نباید فراموش کرد خود نیز با سکوتش و عدم پاسخگویی، بر گرمای این اتفاق می دمد. تا کنون، دلیل عدم وضوح و شفافیت در این باره مشخص نشده است. می توانید هر گمانی را در این باره، متصور باشید.

آنچه درباره وی قطعی است، عضویت در گروه "چریک فدائی خلق" است. اگرچه وی در رتبه گردانندگان یا سران این جریان نبوده؛ اما مدتی در آن فعال بوده است. برخی کارشناسان معتقدند، ریشه برخی باورهای وی را می توان در این سال ها و روزها جست. وجود تفکرات الحادی و دهری فرقه هرمی حلقه را می توان در این دوران دانست که سرکرده آن، تاثیرات فراوانی از مارکسیسم و تجربه گرایی الحادی پذیرفته است. در حقیقت، اساس تفکر وی را می توان در این برهه دانست که بعدها، بسط یافته و از طریق یارانش در شورای مرکزی، ظاهری اسلامی هم یافته است.

نکته قابل توجه این است که به غیر از این مورد که وی در قبال آن سکوت داشته و هرگز درباره آن صحبتی نکرده، باقی زندگی وی نیز در ابهام است. مشخص نیست فعالیت وی پیش از انقلاب اسلامی و بعد از آن به چه شکل بوده است. البته، مدعی است در دوره ای، اختراعاتی نیز داشته که در صحت و سقم آن، تردیدهایی وارد است؛ اما صحت فرضی آن هم دخلی به موضوع این فرقه ندارد چرا که عمدتا، مباحث فنی بوده است.

& درس خوانده کجا؟

این ابهامات و غبارآلودگی هنگام بیشتر می شود که بدانیم، اساسا تحصیلات مشخصی ندارد. اگرچه مریدان و یاران طاهری، وی را مهندس خطاب می کنند؛ اما معلوم نیست در کدام دانشگاه تحصیل کرده است. برخی بر این باورند که حتی موفق به گذراندن دوره دیپلم هم نشده و فقط مدعی تحصیلات تکمیلی است.

این در حالی است که گویا مدعی تحصیل در دانشگاهی در ترکیه شده است. طاهری عنوان داشته در حین تحصیل نیز به دلیل فعالیت های انقلابی (!)، از دانشگاه اخراج شده و به کشور بازگشته است. این موضوع در حالی از سوی وی مطرح شده که اساسا دانشگاهی که از آن نام برده، در آن دوران وجود خارجی نداشته است.

از سوی دیگر، چگونه مبارزی است که اقدامات انقلابی وی در هیچ سند و سازمانی به ثبت نرسیده؛ مگر در یاد و خاطره خودش؟ تا کنون، هیچ مبارز ایرانی که در ترکیه حضور داشته، او را تایید نکرده است. هیچ رسانه ای هم در آن دوران نامی از وی و این اقداماتش ثبت نکرده است. البته، نباید از خاطر برد، در حالی از تحصیل و مبارزه در ترکیه می گوید که این کشور، بهشت جاسوسان صهیونیست به شمار رفته و بسیاری از جذب های این رژیم، در این کشور صورت می گیرد.

در زمینه علوم دینی نیز با وجود مدعیات عجیب و عمدتا غیر الهی فرقه هرمی حلقه، طاهری در هیچ حوزه دینی و اسلامی تحصیل نکرده است. در حقیقت، ارتباط رسمی و جدی با نهادهای رسمی حوزوی و دینی نداشته است. مرقومات وی نیز نشان از این دارد که هیچگاه از محضر مراجع عظام یا اساتید مطرح حوزوی یا دانشگاهی بهره نبرده است. موضوعی که منجر به این شده تا برخی نزدیکانش، مدعیات وی را حاصل شهود و دریافت های ماورایی وی کنند. و تو بخوان حدیث مفصل از این مجمل!

&  درآمدهای میلیونی و ...

محمدعلی طاهری که در این سال ها کلاس های متعددی توسط وی و یارانش در نقاط مختلف کشور برگزار کرده، درآمدهای میلیونی و چه بسا، میلیاردی داشته که تا کنون معلوم نشده، دلیل دریافت آن وجوه چه بوده است. در حقیقت، زمینه دریافت چنین مبالغی از سوی مسترها (مربیان) و سایر اعضای این فرقه چه بوده است؟

نکته بعدی، این مبالغ در کجا هزینه شده است؟ تا کنون آمار و اسنادی ارائه نشده که چنین حجم قابل توجهی از سرمایه، در کجا خرج شده است. البته، برخی مواقع ادعا شده این مبالغ، صرف امور خیریه شده؛ اما صرفا در حد یک ادعا باقی مانده است. شاید بتوان پاسخ این پرسش را در منبع مالی خرید خانه وی در نقاط شمالی تهران یافت. یا تغییر اتومبیل همسر وی از پراید به ماسینی 50 میلیونی یا حساب های بانکی وی و سایر اعضای مرکزیت حلقه که این روزها، آنها نیز در سایه این شخص مانده اند. وقتی پاسخگویی وجود ندارد، هر چیزی امکان پذیر است!

نباید فراموش کرد که فهم درست این فرقه هرمی، بدون اشخاصی چون ویدا پیرزاده، خانم بهارزاده، مهدیه کسایی زاده، پدرام سعیدی، شهناز نیرومنش و ...، کاری نادرست است چرا که اینها هستند که طاهری را تغذیه فکری می کنند. این واقعیتی است که سرکرده حلقه هرگز به صورت منفرد در مناظره ها شرکت نمی کند چرا که قلت سواد و دانشش موجب می شود تا نتواند برابر پرسشگران، تاب پاسخگویی داشته باشد. بگذریم که وی در این اواخر، حتی در مناظران هم حضور نمی یافت و از زیر بار ان شانه خالی می کرد.

در این بین، دریافت مدارکی چون دکترای افتخاری از سوی برخی مراکز در انگلیس و ارمنستان نیز جای تعجب دارد. ابهام اول در معتبر بودن مراکز صادرکننده این مدارک است. اینکه آیا موسساتی بین المللی و مورد تایید وزارت علوم بودند یا مانند صدها مرکز تولیدکننده مدارک غیرمعتبر هستند که این روزها در تمام دنیا رشدی قارچ گونه دارند. از سوی دیگر، چه دلیلی موجب توجه این مراکز غربی، به خصوص انگلیسی، به طاهری شده است؟ پاسخ این پرسش ها هم در نوع خود، راهگشا است.از سوی دیگر، به دلیل نداشتن تحصیلات مشخص علمی توسط طاهری، توصیه مکرر نهادهای مختلف به وی برای دریافت مجوز قانونی برای فعالیت نیز بی ثمر بوده است. معلوم نیست به چه دلیل، وی و همراهانش اقدامی در جهت دریافت مجوز از وزارت بهداشت نداشته اند. به هر حال، فرادرمانی مورد ادعای وی باید در چهارچوب بحثی علمی قابل اثبات باشد. همین اجتناب و تاکید بر فعالیت غیرقانونی است که بر دامنه شبهات درباره اقدامات وی می افزاید.

& منصوری لاریجانی: منحرفند

شاید مقدمه های اسماعیل منصوری لاریجانی بر کتاب محمدعلی طاهری هم در موجه نشان داده شدن این فرقه بسیار موثر بود. موضوعی که چندی پیش از سوی وی رد شد و او هم مقابل این انحراف ایستاد و علیه سران آن موضع گرفت.منصوری لاریجانی در گفت و گویی با رد نظرات این جریان انحرافی، عنوان کرد: "مؤلف این کتاب نه منطق و فلسفه می داند و نه با عرفان اسلامی آشنایی دارد و نه مهارتی در فهم آیات و روایات دارد. بهترین رهیافت برای عرفان کیهانی همان بود که مؤلف آن در سایت خود اعتراف کرد که مرد این میدان نبوده و ورود او به ساحت آیات قرآن و حتی عرفان اسلامی از اول اشتباه بوده است. اگرچه این اعتراف ذهن پیروان و دوستانشان را به آشوب و تشویش کشیده؛ اما راهی جز این در پیش رو نداشته است."

وی البته اذعان می دارد: "اگر من مطلع بودم که ایشان اصلا آیات و روایات را نمی شناسد و اسناد ایشان به آیات و روایات و ادبیات عرفانی چیدمان دیگران است، اصلا به آن مقدمه نمی زدم؛ ولی در 10 سال پیش برخی دوستان مورد اعتماد ایشان را محی الدین ثانی معرفی نمودند. البته مقدمه زدن ما یک خیری هم داشت و آن اینکه عرفان کیهانی خود را عرضه کرد و مورد نقد و شناسایی قرار گرفت و زود عمرش به پایان رسید."

اگرچه می توان عنوان داشت که عرفان حلقه با دستگری طاهری و نقد جدی مدعیات انحرافی وی، ضربات جدی و مهلکی را خورده؛ اما هنوز وابستگان و اعضای مرکزی این جریان فعال هستند. باید هوشیار بود که مرز بین کفر و ایمان، یک مو است./مشرق


 
اقدامات ضد انقلابی فرقه کیهانی ادامه دارد...
ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱٩ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: فرقه کیهانی ،فرقه های ضد تشیع ،انحرافات محمدعلی طاهری ،فرقه های ضد اسلام

روند اقدامات معاندتی فرقه کیهانی ادامه دارد

 

 

دهن کجی جدید شورای عرفان کیهانی به حکم قوه قضائیه:

کلاسها را برگزار می کنیم...هیچکس جلودار ما نیست!

 

شورای اداره کننده فرقه کیهانی در ادامه ی روند قانون شکنی خود با صدور اطلاعیه ای دستور  برگزاری کلیه کلاسهای عرفان کیهانی را صادر نمود. لازم به توضیح است، طبق حکم صادره پارسال دادگاه انقلاب برگزاری کلیه جلسات عرفان کیهانی و تبلیغ آن در داخل کشور ممنوع و غیر قانونی می باشد.

همیهنان ارجمند در صورت ملاحظه و اطلاع از برگزاری کلاسهای عرفان کیهانی یا محل اختفای مسترهای این فرقه ضاله را در هر نقطه از ایران اسلامی، مراتب را به پلیس 110 یا شماره تلفن گویای 113 ستاد خبری وزارت اطلاعات گزارش دهند.

 

 

 

متن بیانیه شورای عرفان کیهانی:

 

به نام بی نام او

قابل توجه تمام رهروان پرتوان عرفان حلقه و مردم سرزمین پارس

 

با توجه به گذشت 36 روز از بازداشت استاد دکتر محمد علی طاهری عزیز و صورت نگرفتن هیچگونه اقدامی از طرف مقابل در راستای آزادی این بزرگ مرد جهانی، و همچنین تداوم افتراها و تهمت های ناجوانمردانه ای که به این عرفان کاملاً خدامحور نسبت داده شده و ادامه یافته است، به اطلاع عموم می رسانیم در راستای تنویر افکار عمومی نسبت به آموزه های رحمانی استاد دکتر محمد علی طاهری عزیز، از روز شنبه به تاریخ 21 خردادماه 1390 کلیه کلاسهای عرفان حلقه تا زمان آزادی استاد عزیز برگزار خواهند گردید.

امید است که با حفظ وحدت بتوانیم ضمن گسترش این عرفان خدامحور، شاهد آزادی هرچه سریعتر استاد عشق باشیم.

همچنین مربیان محترم عرفان حلقه که خود راهنمایان این راه الهی هستند ضمن رعایت امانتداری از آموزه های استاد عزیز، از وارد نمودن هرگونه نظر شخصی در کلاسها، سعی نمایند تا فضای کلاسها را به فضایی سرشار از ادراک الهی نموده و از این طریق این شعور مثبت را در سراسر جهان گسترش دهند.

در پایان هم اعلام می نماییم ما رهروان حقیقی عرفان حلقه همانند کوه استوار هستیم و هیچ نیروی زمینی و ماورایی نمی تواند ما را از ادامه ی مسیرمان باز دارد و با لطف الهی این عرفان خدامحور را هرچه بیشتر در سراسر جهان گسترش خواهیم داد.

با تشکر و به امید آزادی استاد عشق و موفقیت هرچه بیشتر عرفان حلقه

رهرو عرفان حلقه

 


 
عرفان حلقه، جریان عرفانی یا مسلک نو مسیحیت گرایی
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: فرقه های ضد اسلام ،انحرافات محمدعلی طاهری ،انحرافات فرادرمانی ،حوزه علمیه و فرادرمانی

عرفان حلقه، جریان عرفانی یا مسلک نو مسیحیت گرایی

 

    مقدمه
فطرت خدای جو و کمال یاب انسان همیشه او را بسوی آن چیز که احساس می کند می تواند به خدای خود نزدیکتر کند رهنمون می سازد و کمک او در مسیر یافتن حق و حقیقت می شود. امّا برای رهنمون شدن در مسیر حق باید داده های حقیقی و صحیحی به یاری فطرت بیایند و اتحاد این دو؛ عامل سعادت انسان می شود، ولی اگر داده ها غلط یا ناصحیح باشد انسان را بسوی پرتگاه انحراف می کشاند و فطرت خدای جوی او را سرکوب می کند. در این بین مدعیان عرفان کیهانی، این جریان را به عنوان یک جریان و داده حقیقی سیر الی الله متأثر از اندیشه های عرفان ایرانی؟! معرفی می کنند. [1]
ما در این مقاله اثبات خواهیم که عرفان حلقه نه تنها برگرفته از عرفان ایرانی؟! و حتی اسلامی نیست بلکه خوشه چینی از سایر ادیان و فرق است که با التقاط چندین دین و آیین به صورت اندیشه های عرفان کیهانی نمود پیدا کرده است، خصوصاً افکار و آرای پولس شکنجه گر مهمترین منبع اعتقادی و افکاری عرفان کیهانی است که به آنها تمسک کرده اند و هدفمان در این مقاله نقد و ردّ عقاید دین مسیحیت نیست.

حمایت همه جانبه از پولس شکنجه گر
نگارنده کتاب انسان از منظری دیگر پولس شکنجه گر[2][3] را رسول بزرگ حضرت عیسی (ع) معرفی می کند و او را مصداق فردی معرفی می کند که در موج رحمانیت الهی هدایت یافته است و به مقام رسولی خدا رسیده است. همان پولسی که حتی به اعتقاد خود مسیحیان عامل تحریف کتاب مقدس و انحراف عقیدتی مسیحیان هست، پولسی که جانشین حضرت مسیح(ع) پطرس را به نفاق و دورویی متهم می کرد و برخلاف دستورات حضرت عیسی(ع) به تبلیغ می پرداخت و با احکام شریعت به مبارزه می پرداخت.
جان بی ناس می نویسد: «پولس حواری را غالبا دومین موسس مسیحیت لقب داده اند و مسلما او در این راه تلاش بسیار کرد و فرقه طرفداران اصول و شرایع را مغلوب ساخت ولی اهمیت او بیشتر ازاین جهت است که وی اصول الهیات و مبادی الوهی خاصی به وجود آورد که سبب شد نصرانیت عالم گیر شود. از این جهت بزرگ ترین خدمت را در تحول غربی، پولس انجام داده است.»[4]
و از جمله کسانی که عقیده دارند مؤسس حقیقی مسیحیت کنونی نه حضرت مسیح بلکه پولس است، دانشمندانی چون بیری و ویلز است. ویلز در کتاب Out lin of history می گوید: «بسیاری از دانشمندان معاصر پولس را مؤسس حقیقی مسیحیت می دانند.»[5]
با این تعاریف از عملکرد و اندیشه های خداستیزانه پولس جناب آقای محمد علی. ط چگونه می تواند از او به عنوان رسول بزرگ حضرت عیسی (ع) نام ببرد جای سوال دارد! [6] البته با توجه به این مطلب که اکثر اندیشه های عرفان کیهانی بر گفته از اندیشه و تعالیم پولس شکنجه گر است این مطلب جای تعجب ندارد. حال برای آگاهی از مشترکات تعالیم پولسی و عرفان حلقه، بررسی تطبیقی خواهیم داشت بر اصولات عرفان کیهانی و تعالیم پولس.

1- ستیز با شریعت
یکی از اقدامات مهم پولس اندیشه حذف شریعت از دین بود که متاسفانه بعدها بصورت رسمی در دین مسیحیت اجرا شد و اندیشه دین منهای شریعت به عنوان اعتقاد رسمی مسیحیان برشمرده شد. به اعتقاد پولس انسانی که غرق محبت خداست نیازی به عبادت و نماز و... ندارد و وجود محبت خدا برای او کافی است. برای همین این سخن پولس: «ملعون است کسی که به شریعت عمل کند» مشهور می باشد. [7]
مولف کتاب انسان از منظری دیگر بعد از آوردن مقدمه چند صفحه ای عنوان می دارد که اتصال به شعور الهی و کمک گرفتن از رحمانیت الهی وسیله مناسبی برای انجام عبادات عملی است. البته قبل از ذکر این مطلب آورده است که عبادت عملی و نظری مانند رفاقت عملی و نظری می باشد و اعتقاد به حلقه رحمانیت خدا و اتصال به آن مناسب ترین رفاقت عملی(عبادت عملی) است. در واقع از نحوه گفتار نگارنده کتاب می توان اینگونه دریافت که انسانی که در حلقه رحمانیت الهی است مناسب ترین عبادت عملی را انجام می دهد![8]
آیا اندیشه کم رنگ کردن شریعت یا حذف آن به دلیل حضور در حلقه رحمانیت الهی صحیح می باشد؟!

2- هدف وسیله را توجیه می کند
به نظر پولس مهم رسیدن به سعادت است از هر راهی که ممکن است درست یا غلط فرقی نمی کند، و برای تحقق همین امر شریعت را از دین مسیحیت برداشت، اوامر حضرت عیسی(ع) را نسخ کرد و تعالیم خود را جایگزین آن کرد.
بنیانگذار جریان نوظهور عرفان حلقه نیز بعد از ذکر دو مثال برای تحقق نظر پولس مطلب زیر را مطرح می کند: «... پس نتیجة اعمال انسان و پایان نامه ای که او برای خود از بازی دنیا می نویسد، دارای اهمیت است و نه خود اعمال... در نتیجه ماحصل همة زندگی انسان در میزان درک او از دانش کمال و نتیجه گیری اعمال او خلاصه می شود.»؟![9]
از نظر اسلام خود اعمال نیز مهم هستند، زیرا اعمال محل و منشأ صدور خیر و شر، نیکی و بدی هستند، آیات زیر نیز موید این مطلب هست.
«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ؛ پس هر کس هموزن ذرّه‏اى کار خیر انجام دهد آن را مى‏بیند! و هر کس هموزن ذرّه‏اى کار بد کرده آن را مى‏بیند!»[10]

« فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحا؛ هر که به لقاى پروردگارش امید دارد، باید کارى شایسته انجام دهد.»[11]

« یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوء؛ روزى که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر مى‏بیند؛ و آرزو مى‏کند میان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانىِ زیادى باشد.»[12]


3- خدا عاشقی یا خدا معشوقی
مسیحیان معمولاً به جای «محبت بشر به خدا» از محبت خدا به بشر سخن می گویند و در شعر و ادب عرفای مسیحیت خدا عاشق است و انسان معشوق، از این اعتقاد که برگرفته از تعالیم پولس است خدا عاشق انسان، مخلوق خود می باشد و نمی تواند او را عذاب کند یا عیوب او را ببیند. [13] [14]
آگستینوس با تاثیر پذیرفتن از اندیشه های پولس فیض الهی را چنین تعریف می کند: «... برای نجات محتاج فیض خداییم و فیض او عبارت است توجه بی حدّ و حصر خدا بی آنکه استحقاقش را داشته باشیم و فیض و کمک و استعانت الهی است که درون ما را دگرگون می کند...»[15]
آقای محمدعلی. ط نیز با ذکر داستان لیل و مجنون آورده است: «عاشق در جمال معشوق نمی تواند عیبی را ببیند.» درصدد القای این نکته است که خداوند نمی تواند عیوب انسانها و مخلوقات خود را ببیند، برای همین انسانها همیشه در محبت و رحمت الهی غوطه ور هستند و بالاترین سعادت و کمال انسان درک عاشقی خدا است و حلقه رحمانیت الهی همان فیض بی حدّ و حصر الهی است. [16]

4- مثلث فیض و رحمت الهی
یکی دیگر از اقدامات مهم پولس، وارد کردن فیض روح القدس در معادلات معنوی و اعتقادی مسیحیت بود. به اعتقاد پولس روح القدس یک ضلع از سه ضلع محبت و فیض خدایی را تشکیل می دهد و برای او اهمیت بسیاری قائل بود و تصور فیض خدا بودن وجود روح القدس را منتفی می دانست. در عرفان حلقه نیز روح القدس واسطه فیض الهی است و نقش بسیار حیاتی در انتقال فیض و انرژی به انسانها دارد. مثلث رحمانیت الهی بدون روح القدس یا روح الامین ناقص است. مولف کتاب انسان از منظری دیگر مطلب فوق را چنین اثبات می نماید: «فرادرمانی که یکی از شاخه های عرفان کیهانی(حلقه) می باشد، از حلقه هایی است که در محدوده رحمانیت عام الهی، تسهیلاتی را در اختیار ما قرار می دهد و تنها شرط تحقق آن، آمادگی برای ایجاد وحدت است، وحدت حداقل با یک نفر دیگر، تا پس از آن عضو سوم که روح القدس یا روح الامین بوده، حلقه را تکمیل کرده و با تکمیل حلقه، عضو چهارم آن که خداوند است نیز فیض خود را به واسطه روح القدس جاری نماید.»[17]

نکته مهم درمورد روح القدس یا جبرییل این است که در اسلام او فقط فرشته وحی و پیام رسان خدا به پیامبران بوده و نقشی در افاضه فیض الهی نداشته است.

5- مصلحت اندیشی
پولس یک مصلحت اندیش تمام عیار بود زمانی که با بت پرستان مواجه شد برای آنکه آنها به مسیحیت روی آورند «ختنه» مهمترین دستور شرعی یهود و حضرت عیسی(ع) را از انها برداشت و زمانی که با اقوام مشروب خوار مواجه شد، خوردن مشروب را بر انها جایز شمرد. همه مصلحت اندیشهای پولس برای جلب توجه افراد زیاد و گرویدن آنها به مسیحیت بود. حال آنکه نمی دانست هزینه گزافی را می پردازد و با این تحریفات و مصلحت اندیشی های بی جا و نامعقولانه ستونهای دین مسیحیت را نابوده خواهد ساخت.
آقای محمد علی. ط نیز همان مصلحت اندیشی پولس را حفظ کرده و جهت جلب مریدان بیشتر در جریان نوظهور خویش هیچ محدودیتی را برای اتصال به حلقه رحمانیت الهی ذکر نمی کند. از نظر ایشان حتی افرادی که به خدا ایمان ندارند مانند کفار و مشرکان و یا معتقدین به سایر فرق با هرگونه بینش و اعتقادی می تواند از حلقه رحمانیت الهی مورد بهره مندی قرار گیرند. [18] ایشان برای جلب نظر افراد بیشتر با استفاده از روش پولسی و ذکر بیانات خوشایند برای قشر خاصی همان هدف پولس را دنبال می کنند.
حکایت بر مزاج مستمع گوی
اگر خواهی که دارد با تو میلی
(سعدی)

 
6- محبت به همه حتی دشمنان
طبق تعالیمات پولس انسان باید به همه محبت کند حتی دشمنان و آن جمله معروف که به حضرت عیسی(ع) منسوب است: «اگر کسی بر رویت سلی زد آن طرف صورت را بگیر تا سیلی دیگری بزند.» یا توسط پولس بیان شده است یا افراد متاثر از پولس چون از قول خود حضرت عیسی(ع) در کتاب مقدس آوردند: «من نیامده ام برای صلح...»، کسی که برای صلح نیامده چگونه می تواند بر دشمن خویش نیز محبت داشته باشد!؟[19]
آقای محمد علی. ط در کتابش آورده است که اعلام انزجار و نفرت نسبت به دشمنان باعث ایجاد فاز منفی می شود و در این صورت دریچه فاز مثبت مسدود می شود! و فاز منفی مانع رسیدن به کمال می شود! و برای اثبات گفته های خویش مطالب زیر را گواه می آورد: «بر این اساس عیسی مسیح توصیه نمودند که حتی دشمنان خود را نیز دوست بداریم، زیرا لطمه ای که انسان در فاز منفی می بیند، بسیار بیشتر از آن است که تصور می کند.»!؟[20]

از نظر اسلام نفس محبت پسندیده و زیباست ولی نه برای همه زیرا برخی از افراد لیاقت محبت شدن را ندارند، خداوند در قرآن کریم آیات بسیاری را مانند آیات زیر آورده است: «اشدا علی الکفار، قتل الانسان ما اکفره و...» پس هر محبتی را نمی توان پذیرفت و گفته مولف کتاب انسان از منظر دیگر و پولس که منسوب به حضرت مسیح(ع) است دقیقاً مخالف نص صریح آیات قرآن کریم و حتی خود کتاب مقدس (اناجیل) است.
در سیره معصومین نیز است که ایشان در مقابل دشمنان و کفار هیچ گونه محبتی نداشتند و قیام ابی عبدالله الحسین(ع) نیز نمونه ای از این سیره اهل بیت (علیهم السلام) می باشد.

7- عدم قضاوت و حکمرانی نسبت به دیگران
از نظر پولس انسانها نباید در مورد یکدیگر قضاوت کنند و حکم برانند زیرا بعد از گناه نخستین (ماجرای حضرت آدم و میوه بهشتی) گناهان بر سرشت انسانها وارد شد و همه گناهکار شدند و انسان بی گناهی نیست، از نظر پولس حتی یک نوزاد چند روزه نیز گناهکار است. برای همین در انجیل متی آمده است: «حکم نکنید تا در مورد شما حکم نکنند.» [21]
موسس جریان عرفان کیهانی نیز با تبعیت از آرای پولس می آورد: «... قضاوت در مورد انسانها بطور مطلق، مختص خداوند است.»[22]

حال اگر به اعتقاد پولس و موسس عرفان حلقه قضاوت در مورد دیگران امکان پذیر نباشد آیا در مورد یزید که عامل شادت امام حسین(ع) و شمر بن ذی الجوشن که راس مبارک حضرت را... و هزاران نفر مثل این افراد که دائم المعصیت بودند نیز نمی توان قضاوت کرد؟! آیا این افراد از جهت سیر الی الله یا قربه الی الله اقدام به انجام چنین اعمالی کردند!؟ یا در مورد محسنین مانند اهل بیت عصمت و طهارت(ع) یا سایر مومنین و خواص نمی توان قضاوت کرد؟!
اگر قدرت قضاوت و حکم رانی انسان با استفاده از یقینیات و مستندات متکی بر دستورات شارع مقدس نباشد انسان چگونه می تواند حق را از باطل جدا کند؟

خاتمه
علاوه بر 7 نکته مشترک تعالیم پولس منحرف و منحرف کننده و موسس عرفان کیهانی، مباحثی مانند: «شفا بخشی به روش کشیش رضا صفا، برگزاری کلاسها به روش کلیسای خانگی، نوع تبلیغ، نحوه عضوگیری، نحوه ارتباط با حلقه رحمت الهی و..» نشانگر این است که منشأ اکثر تفکرات عرفان کیهانی نه عرفان ایرانی ؟! است و نه حتی عرفان اسلامی بلکه نوعی گرایش به مسیحیت گرایی با التقاطی از عقاید سایر فرق است و مدخلیتی به اسلام ایرانی و اسلامی ندارد و لازم است دوستان عرفان حلقه با نگرشی بر مطالب فوق در مورد باقی مطالب مطروحه توسط آقای محمد علی. ط خود نتیجه گیری نمایند.

پی نوشت ها:
1- عرفان ایرانی صیغه جدیدی در ادبیات عرفانی است، چون اگر در تاریخ اسلام و ایران نگاه کنید چیزی به نام عرفان ایرانی وجود نداشته و ندارد!
2- پولس شکنجه گر معبد یهود بود و در شهادت استفان اولین شهید مسیحیت نقش بسزایی داشت، هنگامی که در تعقیب عده ای از مسیحیان بود در نزدیکیهای دمشق ندایی مسیح را می شنود و به او ایمان می اورد، سه سال به عربستان می رود و سپس به تبلیغ مسیحیت خود ساخته می پردازد. البته صحت این داستان را فقط خود پولس تایید می کند. به اعتقاد اکثر مورخان حتی خود مسیحیت آیینی که امروزه مسیحیان از آن پیروی می کنند ساخته پولس است و ربطی به تعالیمات حضرت عیسی (ع) ندارد؛ به همین دلیل نگارش اناجیل و برخی از نقل قولهای که منسوب به حضرت مسیح است را به پولس نسبت می دهند.
3- تمام مطالب و نقل قولهایی که از پولس ذکر می شود از منابع زیر می باشد:
الف) کتاب مقدس، عهد جدید
ب) آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی
ج) تاریخ جامع ادیان، جان بی ناس
د) مجله ندای مسیح و تعدادی دیگری از جزوات و مجلات.
4-  تاریخ جامع ادیان، جان بی ناس، ترجمه: علی اصغر حکمت، ص613
5-همان، ج3، ص695
6-انسان از منظری دیگر، محمدعلی طاهری، ص23
7-کتاب مقدس، رومیان 21:3
8- انسان از منظری دیگر، محمدعلی طاهری، ص101
9-همان، ص209-210
10-الزلزلة-آیات 7و8
11- الکهف- آیه110
12- آل‏عمران- 30
13-کتاب مقدس، اول یوحنا 16:4
14- آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی، ص220
15-درآمدی بر الاهیات مسیحی، آلستر مک کرات، ترجمه: عیسی دیباج، ص502-505
16-انسان از منظری دیگر، محمدعلی طاهری، ص203
17-همان،ص17
18-این مطلب در اکثر مباحث کتاب انسان از منظری دیگر قابل مشاهده است.
19-البته این محبت فقط در کلام است والا خشونتی که در کتاب مقدس(اناجیل) ذکر شده است در هیچ جای دیگری نمی توان یافت مانند:
الف) در حمله به شهری فرمان کتاب مقدس: فقط دختران باکره زنده بمانند. (کتاب مقدس، اعداد 31:1)
ب) فرمان کتاب مقدس در کشتار و سوزندان زنان و کودکان (کتاب مقدس،یوشع 5: 20-25)
ج)کشتار و قتل عام ایرانیان در زمان خشایار شاه ( کتاب مقدس، استر 10:32)
د) هلوکاست باشان(کتاب مقدس،تثنیه3:3-7) و دهها مورد اینچنینی که در کتاب مقدس به وفور یافت می شود.
20-انسان از منظری دیگر، محمدعلی طاهری، ص171
21-کتاب مقدس، متی:7
22-انسان از منظری دیگر، محمدعلی طاهری، ص199

 

منبع: سایت گرداب

 

نویسنده: میر حمید موسوی

 


 
حجت‌الاسلام مظاهری‌سیف: فرقه حلقه یک اندیشه یهودی است
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: عرفان یهودی ،عرفان حلقه و انحرافات ،انحرافات محمدعلی طاهری ،فرقه های ضد تشیع

حجت‌الاسلام مظاهری‌سیف:

فرقه حلقه یک اندیشه یهودی است



یک کارشناس ادیان و عرفان گفت: در داخل کشور پیروان عرفان حلقه (کیهانی) عرفان خودشان را شیعی می‌دانند در حالی که عرفان حلقه در تقابل اندیشه شیعی قرار دارد و یک اندیشه یهودی است.

به گزارش ادیان نیوز به نقل از مشرق ،«حجت‌الاسلام حمیدرضا مظاهری‌سیف» کارشناس و محقق ادیان و عرفان در گفت‌وگو با فارس با بیان اینکه عرفان‌های نوظهور به اندیشه مهدویت شیعی نزدیک نیستند، گفت: اندیشه عرفان‌های نوظهور پیرامون بحث آخرالزمان در مقابل اندیشه مهدویت شیعی قرار دارند.

وی افزود: رفتار عرفان‌های نوظهور درباره آخرالزمان دو دسته ‌است یا کسی را به عنوان منجی معرفی کرده‌اند؛ مثل جریانی که در چین است و شخصی به نام «لی هونگ جی» خود را منجی آخرالزمان معرفی کرده و یا جریان‌های مشابهی که در کشورهای گوناگون وجود دارد، و برخی از این عرفان‌ها هم یک زمان خاص و معین را به عنوان پایان دنیا اعلام می‌کنند که هیچ‌کدام با تفکر شیعی سازگار نیست.
وی با اشاره به فعالیت برخی گروه‌های عرفانی در داخل کشور که خود را پیروان شیعه می‌نامند، اظهار کرد: در داخل کشور پیروان عرفان حلقه (کیهانی) عرفان خودشان را شیعی می‌دانند، در حالی که عرفان حلقه در تقابل اندیشه شیعی قرار دارد و یک اندیشه یهودی است.

مظاهری تصریح کرد: مدتی است که یهودیان اقدام کرده‌اند تا تفکر کابالیستی خودشان را برای فرهنگ‌های مختلف عمومی کنند. یعنی عرفان خود را در فضای مسیحیت با انجیل عرضه می‌کنند، در فضای ادیان شرقی با آموزه‌های خود آنها، عرفان خود را سازگار می‌کنند و ارائه می‌دهند، در فضای تفکر اسلامی هم سعی می‌کنند از قرآن استفاده کنند و مطالب خودشان را مستند کنند. آنها در مجموع از چند آیه قران که سروتهش را زده‌اند و در بسیاری از موارد از معنای اصلی خالی کرده‌اند، استفاده می‌کنند.

وی می‌افزاید: آنها با تأویل‌های بی‌ربطی که برای برخی آیات قرار می‌دهند، برای بیان عقاید خود استفاده می‌کنند؛ ولی چارچوب اصلی آنها ربطی به تفکر شیعی ندارد؛ بلکه اگر بخواهیم اسلام را از زاویه دید تشیع مد نظر قرار دهیم، عرفان حلقه ضد تشیع است.

مظاهری برای اثبات سخنان خود گفت: عرفان حلقه معتقد است که هیچ کدام از اهل بیت و هیچ شخصی نباید در کار باشند جز مسترهایی که خودشان دارند و هر کس از طریق مسترهایشان به شعور کیهانی متصل شود.

وی ادامه داد: آنها از آیه «واعتصموا بحبل‌الله جمیعاً» این تأویل را ارائه می‌دهند که مستر، شعور کیهانی و کسی که می‌خواهد عضو فرقه شود و خدا معنای «جمیعا» در این آیه هستند.

نویسنده کتاب «سیاست در دامان عرفان» در پایان سخنان خود به مقایسه اندیشه شیعی و عقاید عرفان حلقه پرداخت و اظهار کرد: آنچه توسط پیروان و مسترهای عرفان حلقه بیان می‌شود، ربطی به تعالیم اهل بیت ندارد. از دیدگاه تشیع، ‌اهل بیت حبل‌الله هستند نه شعور کیهانی و مسترهای عرفان حلقه. بنابراین کاملاً ضد شیعه هستند و از دیدگاه کلی اگر ناظر به هیچ‌کدام از مذاهب اسلامی نباشیم، سعی می‌کنند با استفاده از آیات قرآن خودشان را رنگ اسلامی بزنند و اما ساختار اصلی مبتنی بر تعالیم کابالا یا همان عرفان یهود دارند.

 


 
غفلت همگانی و هجوم خاموش عرفان کیهانی(حلقه)
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: انحرافات فرادرمانی ،عرفانهای کاذب ،نقد عرفان حلقه ،انحرافات محمدعلی طاهری


غفلت همگانی و هجوم خاموش عرفان کیهانی(حلقه)


خبر دستگیری محمدعلی. ط، وجود گزارشات متعدد در باب فساد اخلاقی مسترهای (مربی) عرفان کیهانی و همچنین انتشار عکسهای غیراخلاقی از کلاسهای برگزار شده این جریان و آقای محمدعلی. ط در معیت عده ای از بانوان بی حجاب؛ باعث ایجاد ریزشهای عظیمی در مجموعه فوق شد.

ادیان نیوز>باشگاه اندیشه: میرحمید موسوی
عرفان کیهانی مکتب التقاطی نوظهوری است که از چند سال پیش فضای معنوی کشور را تا حدودی آلوده ساخته و با اغفال و بهره گیری از احساسات عده ای از جوانان و دانشجویان پاک و ساده دل، زمینه های انحرافاتی عمیق عقیدتی و بینشی را در آنها بوجود آورده است.

با دستگیری محمدعلی. ط سردستۀ این حرکت متعارض دینی و فرهنگی توسط مقامات امنیتی و قضائی کشور، ریزشهای زیادی در مجموعه عرفان کیهانی بوجود آمد امّا پس از آزادی مشروط ارباب حلقه ها از زندان حرکت این جریان ضد ارزشی وارد فاز جدیدی از فعالیتهای تخریبی معنوی شده است.غفلت همگانی و هجوم خاموش عرفان کیهانی(حلقه)

خیزش مجدد برای احیای حیثیت از دست رفته
خبر دستگیری محمدعلی. ط، وجود گزارشات متعدد در باب فساد اخلاقی مسترهای (مربی) عرفان کیهانی و همچنین انتشار عکسهای غیراخلاقی از کلاسهای برگزار شده این جریان و آقای محمدعلی. ط در معیت عده ای از بانوان بی حجاب؛ باعث ایجاد ریزشهای عظیمی در مجموعه فوق شد. زیرا افرادی ملحق شده به امید شفا و یا به تصور تربیت عرفانی و معنوی با پرداخت مبالغ هنگفت در کلاسهای شفابخشی کیهانی حضور می یافتند ولی پس از آشکار شدن حقیقت امر، از جریان مخوف کیهانی خود را جدا ساختند.

آقای محمدعلی. ط پس از آزادی مشروط از زندان، با اطلاع از این واقعه و اوضاع پیش آمده در زمان غیابش برای رهایی از رسوایهای بوجود آمده به فکر چاره اندیشی افتاد. سکانس اول فیلم ارباب حلقه ها مظلومیت نمایی بود ؛ ایشان با مظلوم نشان دادن خود و مجموعه تحت امر درصدد ساختن شرایط لازم برای سکانس دوم فیلم فرافکنانه بود، سکانس دوم به میان کشیدن نام حوزه علمیه و تعامل با اساتید حوزه بود، در حالیکه اساتید صاحب نظر در وادی عرفان حوزه علمیه قم حتی از وجود چنین فردی اظهار بی اطلاعی نمودند. (چه برسد به تعامل و تشکیل شورایی هم اندیشی حوزه و عرفان کیهانی!) و افزودند که اگر این فرد مدعی اگر واقعاً در ادعای خود صادق بود چرا قبل از به راه انداختن این جریان خطرناک انحرافی با اساتید حوزه مشورت نکرد؟!

حمایت شدید مخالفان و معاندان نظام از جریان شفادهی کیهانی
احزاب و گروههای مخالف نظام و معاند ولایت فقیه با حمایتهای خود همیشه در کنار سردستۀ عرفان کیهانی بودند. همچنین حضور پرشورانه حامیان و اعضای این گروهها در قالب مستر(مربی) در عرفان کیهانی، کلاسهای شفادهی را تحت تاثیر قرار داده است.

القای دشمنی با نظام مقدس جمهوری اسلامی و همچنین خرافی خواندن برخی از عقاید مذهبی مانند: شفاعت، نذر و توسل به معصومین (علیهم السلام) از عمده فعالیتهای مسترهای وابسته است.
از جمله احزاب حامی جریان کیهانی که نقش بسزایی در پیش برد اهداف از پیش تعیین شده دارند می توان به: نهضت آزادی، حزب مشروطه و گروههای مستقل لائیکی و سکولار اشاره نمود.

پرش شاخه به شاخه برای فرار از اتهامات
ماهیت عرفان کیهانی پس از گذشت چندین سال حتی برای افراد ایمان آوردنده این مکتب التقاطی مشخص نشده است، پرش از شاخه عرفان به طب، از طب به شفادهی، از شفادهی به معنویت، از معنویت به فرهنگ و. . . نشان از بی ثباتی ماهیتی عرفان کیهانی دارد.

خصوصاً بی ثباتی ماهیتی راه حلی برای فرار از جواب دادن به منتقدین و فرار از اتهامات وارده است و بی جا نیست که این موضوع را با فلسفه ایمان مسیحیت که جمله معروف: «ایمان می آورم تا شاید بفهم. » در ارتباط بدانیم.

تخریب حامیان دیروز و مخالفان امروز
گروه سایبری عرفان کیهانی با تاسیس دهها سایت و وبلاگ هجمه عظیمی بر علیه جداشدگان از مجموعه به راه انداخته اند.
نمونه بارز تخریب این گروه، حمله بر علیه دکتر منصوری لاریجانی مفتکر و نویسنده برتر دفاع مقدس و حوزه دین واندیشه است.

دکتر منصوری در ابتدای راه اندازی جریان عرفان کیهانی با نگارش مقدمه ای بر کتاب آقای محمدعلی. ط مورد حمایت همه جانبه سرشاخه و سردسته های عرفان کیهانی بود ولی بعد از اعلام برائت ایشان از این مجموعه انحرافی و درخواست حذف مقدمه نگارش یافته از کتاب ارباب حلقه ها، تمامی مجموعه حلقه ای ها بر علیه وی بسیج شدند و در تخریب شخصیت آقای دکتر منصوری از هیچ تلاش فروگذاری نکردند.

برگزاری مخفی کلاسهای شفادهی
با وجود اعلام ظاهری آقای محمد علی. ط مبنی بر تعطیلی تمامی کلاسهای شفادهی که یکی از شروط آزادی ایشان از زندان بود، کماکان این کلاسها به صورت مخفی و زیر زمینی به فعالیتهای خود ادامه می دهند.

نحوه اطلاع رسانی در مورد برگزاری کلاسهای شفادهی و جذب افراد جدید در مجموعه به صورت ارسال ایمیل و پیامک است، همچنین تبلیغ هرمی که ستون اصلی انتشار عقاید کیهانی است در NGO ها، کلاسهای آموزش موسیقی، رایانه، آمادگی کنکور و تقویتی مدارس و موسسات آموزشی و علمی ادامه دارد.

خواب زمستانی مسئولین!
از قدیم شنیده ایم که خواب زمستانی حدّی دارد 4 یا 6 ماه طول می کشد ولی خواب مسئولین ذی ربط برخورد با جریانهای انحرافی پایانی ندارد!

فرمایشات مقام معظم رهبری و امام امت(دامت برکاته) در دیدار مردم قم نیز اشاره به ضرورت برخود با شیوع طاعون گونه و گسترش روز افزون جریانها و مکاتیب انحرافی دارد. تا چه زمانی نهاد و ارگانهای کشور این وظیفه شرعی و قانونی را بر گردن یکدیگر خواهند انداخت؟

آقایان مجلسی، امنیتی، حوزوی، اطلاعاتی، قضائی شما در مقابل انحراف یافتن تک به تک جوانان میهن اسلامی به دست گروههای نوظهور معنوی مسئول هستید.

 

منبع: ادیان نیوز

نویسنده:میرحمید موسوی


 
رئیس فرقه عرفان حلقه دستگیر شد
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: رئیس فرقه عرفان حلقه دستگیر شد ،انحرافات محمدعلی طاهری ،نقد عرفان حلقه ،بررسی معنویتهای نوظهور

 

 

رئیس فرقه عرفان حلقه دستگیر شد

 

 

به گزارش خبرگزاری برنا "طاهری" رئیس یک فرقه انحرافی که به صورت هرمی کار می کرد و مدعی تفویض اتصال به طور عام به روح القدس بود توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) بازداشت و روانه زندان شد.

 

یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۰۱


"طاهری" رئیس یک فرقه انحرافی که به صورت هرمی کار می کرد و مدعی تفویض اتصال به طور عام به روح القدس بود توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) بازداشت و روانه زندان شد.

رئیس فرقه انحرافی "عرفان حلقه" که خود را مهندس می‌خواند از طریق ارتباط با یک جن‌گیر با فریب دانشجویان و فارغ‌التحصیلان مدعی است که به خداوند اتصال دارد! 


طی سال‌های اخیر شاهد گسترش فرقه های انحرافی و خودساخته‌ای بودیم که با توسل به معانی مافوق طبیعت و فرامادی، مبادرت به جذب مخاطب و سپس فریب و سوءاستفاده از آنها می‌کنند، عرفان حلقه یکی از این فرقه‌های دست ساز است. در گزارش پیش‌رو به ابعاد مختلف فعالیت‌های مخرب این فرقه انحرافی می‌پردازیم.



*کلاس‌هایی که شعور انسانی اسکن می‌شود!



رهبر این فرقه از سال 1376 با راه اندازی کلاس‌هایی جهت ترویج افکار و عقایدش عرفان حلقه را راه‌اندازی‌ و رسماً اعلام موجودیت کرده‌است. این گروه ابتدا برای اینکه وجهه قانونی نیز داشته باشند، با سلسله رایزنی‌هایی مجوزی از سازمان ملی جوانان دریافت کرد که پس از تشکیل چند دوره از کلاسها این مجوز توسط سازمان ملی جوانان تمدید نشد.



مبنای حرف این فرقه یا یکی از مهمترین ادعاهای رهبر فرقه این است که وی ادعا می‌کند قدرت اتصال دهندگی به شعور کیهانی را دارد. یعنی می‌تواند انسان‌ها را در کره زمین به جریان شعور کیهانی وصل کند و بدین ترتیب یک حلقه‌ای ایجاد می شود و عرفان حلقه شکل می‌گیرد. عرفان حلقه الهام گرفته از تعابیری است که معمولاً دراویش و صوفیه دارند و از تعبیر حلقه استفاده می‌کنند.

شاید بتوان گفت یکی از خصوصیات این فرقه که آنها را با برخی از فرقه‌ها متمایز می‌کند (اگر فرقه‌های دیگر عوام را که کانون توجهات خود قرار می‌دهند) خواص را نشانه گرفته‌است. جذب شدگان توسط این فرقه، معمولاً کسانی هستند که تحصیلات بالایی دارند و از قدرت ارتباط‌گیری با بسیاری از مراکز علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... برخواردارند. این فرقه پس از تشکیل و راه‌اندازی کلاس‌های خود یک ادعای دیگر را نیز مطرح کرده و آن ادعا این است که "ما قدرت فرادرمانی داریم. یکی اینکه می‌توانیم امراض را شفا بدهیم. "

 

آنها ادعا دارند که می‌توانند افراد را به شعور کیهانی یا شعور الهی متصل کنند و سپس آن شعور الهی بدن افراد را اسکن می‌کند و بدینوسیله بیماری‌های آنان را شناسایی و شفا می‌دهد.( البته در صورتی که صلاح بداند) آنها همچنین ادعا می‌کنند این بیماری‌ها شاید بیماری‌هایی باشد که شخص از وجود آنان مطلع نباشد. این گروه مدعی هستنند که در صدد رسانیدن انسانها به کمال هستند و عرفان را به دو دسته عرفان کمال و عرفان قدرت تقسیم می‌کنند. می‌گویند: ما قسمت عرفان کمال هستیم و عرفان‌هایی که می‌آیند از این موضوع استفاده شخصی می‌کنند به عرفان قدرت مربوط هستند که در دسته عرفان‌های شیطانی قرار دارند و ما آمده‌ایم که با گسترش شبکه شعور شیطانی مقابله کنیم.



* نماد واقعی از استبداد رای



این فرقه مثل تمام فرقه‌ها دعوت به شخص و فرد می‌کنند. رئیس این فرقه باید محبوب‌ترین و مهمترین فرد برای افراد جذب شده باشد. و کوچکترین نقد به وی باعث می‌شود تا یک مقابله عظیم، با شخص انتقاد کننده صورت گیرد و در چنین مواقعی اعضا کاملاً کر و کور از رئیس فرقه حمایت می‌کنند.

اگر کسی از این گروه بخواهد به اصطلاح به درجات بالای کمال برسد، وی خطاب به او می‌گوید: این من هستم که تو را به این کمال رساندم و باعث شدم که این آگاهی را بدست بیاوری.
او همچنین قدرت تفویض را برای خود قائل است و می‌گوید ما قدرتی برای مقابله با شیاطین و موجودات غیر ارگانیک ‌داریم و این تشعشع دفاعی را می‌توانیم به افراد دیگر نیز تفویض کنیم.اعضای گروه عرفان حلقه پس از پایان کلاس‌های خود پایان نامه‌هایی را به شرکت‌کنندگان می‌دهند و پس از آن یک دوره کلاس باعنوان تشعشع دفاعی را نیز پشت سر می‌گذارند و اگر کسی این دوره را با موفقیت طی کند به وی مدرک تشعشع دفاعی داده می‌شود و به آنان می‌گویند و تأکید می‌کنند که خود این مدرک نیز دارای خواصی است که باید به آن احترام کرد.

 


*آشنـایی با رییس فرقـه عرفان حلقـه



رهبر این فرقه " م. ط " معروف به مهندس است. وی هیچ سابقه مطالعاتی، پژوهشی و تحصیلاتی چه آکادمیک و حوزوی ندارد. این به‌اصطلاح استاد عرفان همچنین توان قرائت قرآن را ندارد و آیات را غلط قرائت می‌کند. وی تاکنون دو کتاب در خصوص معرفی عرفان خود نوشته است. کتاب‌های وی حاوی انبوهی از انحرافات فکری و عقیدتی است. هر چند گفته می‌شود مهندس است، اما وی تاکنون مدرکی در این خصوص ارائه نکرده است. یعنی مشخص نیست، در چه رشته‌ای مهندسی گرفته، از کدام دانشگاه مدرک گرفته و یا فعالیت مهندسی دارد یا خیر. اما این فرد توانسته افرادی را که دارای مدارج بالای علمی و دانشگاهی هستند جذب کند. ظاهراً وی مدتی با یک جن‌گیر نیز مرتبط بوده و مدعی است به او پول پرداخت کرده تا از توانایی وی بهره ببرد.



*کلاس‌های فرقه حلقه و سوء‌استفـاده های مالـی



کلاس‌هایی که توسط این فرقه برگزار می‌شود بدین صورت است که هر دوره این کلاسها 6 جلسه است که هر هفته یکبار برگزار می‌شود. مسئولان برای این 6 جلسه مبلغی در حدود 50 هزار تومان از مخاطب اخذ می‌کنند و این فرد پس از گذراندن این مورد به مقام استادی نایل می‌شود! این پول تماماً به جیب فرد رئیس فرقه می‌رود که تلاش دارد انسانها را به کمال دعوت کند! البته به نظر می‌رسد این یک کمال حساب بانکی است تا معنویات روحانی.
این مسئله باعث شده که بسیاری از مسئولان این فرقه و اطرافیان و خانواده‌های آنها به مکنت مالی قابل توجهی دست پیدا کنند. ماشین‌های گران قیمت سوار شوند، حساب‌های بانکی آنها همیشه رقم‌های قابل توجهی را به خود دیده و ببیند.

 
در این دوره‌ها که توسط مسولان عرفان حلقه برگزار می‌شود، حدی برای پذیرفتن کارآموز وجود ندارد و سیاست مسئولان و دست‌اندرکاران فرقه این است که هرچقدر مخاطبین بیشتر شرکت کنند بهتر و مطلوب‌تر است و درآمدزایی بیشتری صورت می‌گیرد. مسئولان این فرقه مدعی هستند که در 4 سال اخیر در حدود 6 هزار نفر را تحت آموزشی قرارداده‌اند و این افراد از حامیان عرفان حلقه هستند. اما حقیقت این است که این آمار بدون شک غیر واقعی است و برای القای گستردگی این فرقه اعلام می‌شود. این گروه از اینترنت استفاده‌های زیادی کرده‌اند و تاکنون سایت‌های اینترنتی و وبلاگ‌های زیادی را راه‌اندازی کرده‌اند که این روند در حال حاضر ادامه دارد و بهره‌گیری این گروه از فضای سایبری روز به روز بیشتر می‌شود. همچنین مسترهایی هستند که در خارج از کشور با این گروه ارتباط دارند.

 
در بررسی فرقه اما باید به چند نکته دقت جدی کرد. یک فرقه برای اینکه حقانیت خود را ثابت بکند باید رهبر آن فرقه چگونگی اتصال خودش را به خداوند از طریق اولیاء الهی اثبات کند. این سؤال بسیار مهمی در عدم مشروعیت این فرقه است که تاکنون پاسخ داده نشده‌است. معمولاً رهبران فرقه‌های منحرف انسان‌های خود انتصابی هستند که این فرد نیز از این قضیه مستثنی نیست، چون او نیز با تصمیم خودش به عنوان رهبر فرقه منصوب شده و هیچ دلیلی برای حقانیت خودش ارائه نداده است.

 


*محتــوای اعتقــادی عرفان حلقه و شباهت آن با کلیساهای خانگی

فرقه حلقه از نظر اعتقادی مخلوطی از فرقه‌های مختلف است. یعنی آدم‌هایی که در اطراف طاهری قرار گرفته‌اند، هرکس به اندازه سطح مطالعاتش به رهبر فرقه کمک می‌کنند. هر کس به نوعی، آموزشی به وی می‌دهد و سپس اطلاعات مختلف جمع آوری شده، توسط وی در کلاس‌ها طرح می‌شود. شیوه کار ورود این فرد بدون شک کپی‌برداری از مسیحت است که با برشمردن برخی از مصادیق این مسئله تبیین خواهد شد.

 

به فرض مثال مسئله ارتباط با روح القدس از مسایلی است که در کتاب عرفان حلقه آمده است. یعنی رهبر فرقه مدعی است که در حلقه وحدت، یک نفر یا دو نفر می‌آیند. یک نفر مثلا شخصی است که می‌خواهد متصل شود، نفر دوم اتصال دهنده که معمولا یا مستر یا رهبر حلقه است، نفر سوم روح‌القدس است و نفر چهارم خداست. این یعنی همان نگاه پدر، پسر و روح‌القدس که اتفاقا حالا وقتی اعتقادات این گروه را مطالعه کنید، متوجه می‌شوید که شبیه همان جریان هم ساخته شده است.



الان یکی از کارهایی که اینها انجام داده‌اند و شبیه به مسیحیت است،مسئله فرا درمانی و شفاست. یکی از ویژگی‌های حضرت عیسی (ع) ‌این بود که امراضی را شفا می‌دادند که فراتر از توانایی عادی بشر بود و این مدل را عرفان حلقه اعلام و اجرا کردند و گفتند " ما شفا می‌دهیم. " شیوه‌ای هم که در ارائه مطالب به مخاطبین در نظر گرفته است نیز به مسیحیت شباهت دارد.

شباهت دیگر عرفان حلقه به مسیحیت این است که مسیحیان معتقدند حضرت عیسی (ع) راه می‌رفته‌اند سخنانی ایراد می کرده‌اند و حواریون یادداشت می‌کردند و بدین طریق بسیاری از سخنان حضرت عیسی (ع) ‌نیز منتشر می‌شد و کتب مقدس نیز اینگونه نوشته و جمع‌آوری شده‌است. طاهری هم دقیقاً به همین سبک هم طاهری جلسه‌ به جلسه در دوره‌های مختلف مسایلی را مطرح می‌کند که این مطالب کم‌کم به رشته تحریر در‌ می‌آید و مبانی فکری عرفان حلقه تکمیل می‌شود. پس با کنار هم قرار دادن این مطالب می توان دریافت که شیوه‌های سیستماتیک عرفان حلقه، شیوه‌های مسیحیت است و همان جریان را که مسیحیان در جریان کلیسای خانگی برای رشد نیروهایشان پیگیری می‌کنند، در عرفان حلقه عیناً دنبال می‌شود.1

محتوای اعتقادی عرفان حلقه ملقمه‌ای از مجموعه‌های مختلف است. بخشی از آن از عرفان اسلامی گرفته شده، بخشی از اعتقادات صوفیه و جریانات صوفی‌گری اخذ شده، یک بخش از اعتقادات جریان حلقه ‌از عرفان هندو گرفته شده است (اصلا خود واژه کیهان که اینها از آن استفاده می‌کنند، بحث چاکرای کیهانی است که در مباحث اوشو و رام الله هند نیز مطرح شده است. شما خیلی از مطالب و متون عرفان حلقه را اگر نگاه بکنید،‌ متوجه خواهید شد که این متون ترجمه است، فقط قالب آن ایرانیشده و به‌اصطلاح بومی‌سازی شده، در برخی اوقات نیز اشعاری به آن اضافه شده، البته در مواردی نیز آیات قرآن اشتباه و بدون ربط به آن افزوده‌ شده‌است. درکل این فرقه یک مدل و ایدئولوژی مشخصی ندارد و ساختار اعتقادی آن پر از پارادوکس و تناقض است و مانند بسیاری از فرقه‌ها، هر مطلبی که بتواند مردم را جذب کند در منشور اعتقادی آن گنجانده شده است. یکی دیگر از ادعاهای وی، قائل شدن یک نقش جهانی برای خودش است. با نگاهی ساده به ادعای اخیر این فرد می‌توان دریافت که وی این بار نیز درصدد است، در نقش حضرت عیسی(ع) ‌ظاهر شود. یعنی او با این ادعا قصد دارد به این مطلب تاکید کند که همانطور که عیسی(ع) ‌از پیامبران اولوالعزم و محدوده دعوت وی جهانی بوده او نیز فردی با یک مشخصات جهانی است.

 

در همین راستا، در کتاب عرفان حلقه آمده، این عرفان فراتر از همه مناسک و اعتقادات است. هر کس با هر آیینی می‌تواند جذب این عرفان شود و به کمال دست یابد و حلقه این کمال هم رییس فرقه است که به خداوند اتصال دارد! و علاوه بر اینکه خودش با خداوند ارتباط دارد، برخی افراد را نیز می‌تواند متصل کند و این ارتباط به گونه‌ای است که حتی پیغمبران الهی نیز ارتباط بدین سبک را مطرح نکرده‌اند.



*وجه تسمیـه عرفان کیهانـی یا حلقـه

 

اما چرا نام این عرفان، عرفان کیهانی است. اگر بخواهیم منشا این عرفان را عنوان کنیم باید بگوییم، این عرفان الهی نیست، چون اگر الهی بود باید نام آن را عرفان الهی می‌گذاشتند. عرفان کیهانی یک نوع عرفان ماتریالیستی است که ما مثلاً در قرن 17و 18میلادی در غرب شاهد این قبیل گروه‌های شبه‌عرفانی ماتریالیستی بودیم. یعنی کسانی آمدند و یک سری ایدئولوژی‌هایی را مطرح کردند و علی‌رغم اینکه خدا را انکار می‌کردند، اما به انرژی طبیعت و انرژی کهکشانها و ... قائل بودند. هالیوود نیز در برهه‌ای از زمان مبادرت به ساخت فیلم‌هایی کرد که در آن به ارتباط انسانها با کهکشانها می‌پرداخت و انسان‌های ماورایی در آن به تصویر کشیده می‌شدند. نمونه‌ای از این دیدگاه را می‌توان در عرفان حلقه دید.

 

 

پیوند:



فعالیت فرقه انحرافی "حلقه" در کشور و سوءاستفاده از مریدان

 

 

 

 


 
پرسمان عرفان کیهانی
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ٢٧ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: عرفان کیهانی ،انحرافات محمدعلی طاهری ،مقاله فرادرمانی ،بررسی کلاسهای فرادرمانی

پرسمان عرفان کیهانی

 



در آمد



چندی پیش دانشجویی، پرسشی درباره «عرفان کیهانی» طرح نمود. در پاسخ، مقاله ذیل را تحریر و برایش ارسال کردم. اینک مشروح آن پرسش و پاسخ پیش روی شماست:



پرسش



می خواستم از شما درباره عرفان کیهانی بپرسم. بنیانگذار این عرفان فردی به نام «استاد محمدعلی طاهری» است که دو کتاب با عناوین «عرفان کیهانی(حلقه)» و «انسان از منظری دیگر» دارد. چون می خواستم در این مورد از افراد صاحب نظر بپرسم، می خواهم نظر شما رو در این باره بدانم. چقدر صحت این عرفان را تأیید می کنید؟ آیا اصلا ادعاهای این فرد قابل قبول هست؟ خواهشمندم در این رابطه من را راهنمایی بفرمایید.



پاسخ



دوست عزیز! در ابتدا از اعتماد و حسن ظن شما سپاسگزارم و از بابت دقت نظرتان در پرسش از ماهیت، چیستی و چرایی اینگونه گروه های ناشناخته و محافل معنوی نوپدید، تا دستیابی به حقیقت امر، به شما تبریک می گویم. پرسش شما را در چند بخش پاسخگو خواهم بود:



مدعای عرفان کیهانی



 برخی مدعیان فرقه های معنوی نو ظهور و روشنفکران عارف نما، برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان، سعی در القای ادعاهای خود با ظواهر موجه علمی دارند؛ مانند انرژی درمانی، فرا درمانی، واژه درمانی، کیهان درمانی و نیز عرفان کیهانی!



آقای محمد علی طاهری، مبلغ عرفان کیهانی، مدعی دستیابی به «شعور کیهانی» است. وی شعور کیهانی را عبارت از لایه محافظ و حلقه ایمنی می داند که انسان می تواند به سبب ارتباط مستقیم با خداوند، صاحب آن شود و دارنده آن می تواند با استفاده از این لایه، افراد بیمار را درمان کند! هرچند، پیش از این نیز کسانی چون پائولو کوئیلو در کتاب «کیمیاگر» (ص 8) اصطلاح «روح کیهانی» را عنوان کرده بودند، اما طاهری در کلاس عرفانی خود که پس از واریز کردن مبلغ 50 هزار تومان توسط مرید به حساب او تشکیل می شود(!) می گوید: «انسان موجود پیچیده ای است و درمان او بسیار پیچیده تر، که نیاز به یک نوع نیروی فوق العاده و یک هوشمندی برتر دارد که ما اسم آن را «شبکه شعور کیهانی» گذاشته ایم». او با طرح شعور کیهانی و سعی در بهره گیری از آن، مدعی «فرا درمانی» و دستیابی به «طب مکمل» شده و ادعا می کند که حضرت عیسی (ع) نیز از همین روش در زنده کردن مردگان استفاده کرده بود! او مدعی شفا دادن بیماران لاعلاج و حتی مادرزادی است! (نگاه کنید: وبلاگ عرفان کیهانی (حلقه) و نیز ویژنامه کژراهه،ص 9، اسفند 86))



روش فرا درمانی طاهری در سه بخش: «راه دور، راه نزدیک و درمان های کمکی» خلاصه می شود که مطابق آن، شرکت کنندگان می توانند با اسکن کردن (لمس و مالش) فرد درمانگیر (بیمار) به وسیله دست دادن(!) و قرار دادن دست در محل درد، به بیمار کمک کنند! این مهندس مدعی، در کلاس هایش به مریدان القاء می کند: «ما از امشب یک ارتباط از راه دور با هم داریم، یعنی همه شما در یک ساعت مشخص با من ارتباط برقرار می کنید و بُعد مسافت نیز در این ارتباط هیچ معنا و مفهومی ندارد»(!) به این ترتیب طاهری و شاگردانش کلاس هایی تحت عنوان «عرفان کیهانی» در تهران، کرج، همدان، نظر آباد و چند شهر دیگر برگزار کرده و سایت ها و وبلاگ های تبلیغی چندی در فضای مجازی راه اندازی کرده است. تنها کافی است با خواندن گزارش یکی از کلاس های ایشان، پی به آثار سوء اخلاقی و نتایج بد روانی آموزه های این مهندس مدعی بر شاگردانش برد: «وی در یکی از جلسات و آموزش اسکن (تماس و لمس) بیماری ها، از شاگردان خود درباره فعالیت هایشان می پرسد. یکی از خانم های حاضر در جلسه که آرایش غلیظی داشت، می گوید: استاد، من از اصل غافلگیری استفاده کردم و آزمایش را در مورد یک فرد بیمار (درمان گیر) انجام دادم و درمان گیر پس از اسکن (تماس) دستهایم گفت: تو گذشته مرا جلوی چشمم آوردی و کتفم گرم شده است(!) او می خواست به من حمله کند و به من گفت در گذشته من یک مار بودم و می خواهم تو را گاز بگیرم(!) و سپس عنوان کرد که تمام دردهایش کم شده است.(خنده حضار)» (ویژنامه کژراهه،ص 9، اسفند 86)



نقد



1. نکته حائز اهمیت آن است که بر اساس آموزه های دین مبین اسلام، ملاک حقانیت یک ادعا، انطباق آن با سنجه های مورد تأئید «دین» و «عقل» است. دو چشم بینای عقلِ ملازم شرع و نقل (اعم از کتاب و سنت)، محک راستی آزمایی هر ادعایی است. پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) وظیفه مسلمانان را هوشیاری دانسته و بر این نکته پای می فشرند که حتی آنچه از ما معصومین (ع) نقل می شود را با محک قرآن بسنجید و در صورت عدم انطباق، با تیر آن را بر دل دیوار بدوزید. پس ملاک و میزان در رد و یا قبول یک ادعای معنوی، صرف تأیید و مقدمه زدن فلان آقا بر صورت مکتوب آن نمی تواند باشد.



2.  مدعی عرفان کیهانی در اولین گام ناگزیر از پاسخگویی به چند پرسش ساده ذیل است: اولاً) فارغ از راستی آزمایی و سنجش میزان درستی گفته ها و بر فرض صحت ادعاهای علمی، تجربی و پزشکی ایشان، باید بگوید که اساساً انرژی درمانی، فرا درمانی، طب مکمل، کیهان درمانی و شعور کیهانی چه ربطی به «عرفان» دارند که ترکیب نامأنوس «عرفان کیهانی» را بر آن نهاده اند؟! در خوشبینانه ترین صورت، شاید بتوان اثبات کرد که این ادعاها، فرایندی پزشکی ـ تجربی برای درمان امراض جسمی و یا روانی بیماران و در جهت تسلط آرامش و تمدد اعصاب درمانگیران و یا در مجموع «نظریه ای روانشناسی» می باشد، اما مگر هر نظریه روانشناسی را می توان عرفان نامید؟! مگر در بستر اسلام و به ویژه در حوزه شفاف تشیع، «عرفان» مفهوم، مراد و تعریف خاص و مشخصی ندارد؟!  ثانیاً) آیا می توان عرفان را به صرف دریافت 50 هزار تومان (!) ولو از جنس آن خانم بزک کرده، به دیگران منتقل کرد؟! آیا هر شخصی با پرداخت مبلغی مشخص، مستعد فراگیری و طی طریق عرفانی خواهد شد؟! آیا در طول تاریخ اسلام، عارفان در قبال دریافت پول و اجرت مادی به نشر آموزه های ناب اسلامی و اسرار ناگفته الهی و رموز هستی به دیگران مشغول بوده اند یا اینکه به ظرفیت، زمینه، مرتبه، استعداد، توان، تشرع، تعهد و شوق طالب توجه داشته اند؟! منش و روش اولیاء الله و سلوک بزرگانی که نام آنها در تاریخ عرفان اسلامی ـ شیعی ثبت است، اینگونه نبوده و نیست! عرفای بالله از دکان داری و تجارت از راه معنویت و سوداگریهای مادی به نام دین و عرفان، مبرّی بوده و اصولا ادعایی نداشته اند که به مرتبه ای رسیده اند؛



هر که را اسرار حق آموختند                       مهر کردند و دهانش دوختند



ثالثاً)آیا می توان با تشکیل کلاس های مختلط، با شرکت خانم های جوان، با وضع زننده در کنار پسران چشم دریده، به خدا رسید و با عشوه های زنانه و پزهای روشنفکر مأبانه، روح و روان را صیقل داد؟! مگر طبق آموزه های دینی، همنشین انسان، نشانه ای از وجود انسان نیست؟ آیا سفارشات اکید اولیاء دین بر پرهیز از تشکیل و شرکت در مجالسی که شئونات اسلامی و حیای انسانی، بهایی ندارند، به ما نرسیده اند؟! مگر فقهای عالیقدر شیعه، به عنوان مرزبانان بیدار آئین، مراودات بی پرده و دریده مرد و زن عجنبی را حرام ندانسته اند؟!



3. شبه عرفان های منهای شریعت



الف)بشر همواره در جستجوی پاسخ پرسش های اساسی خود است تا دنیا را برای خود معنادار کند. امروزه واقعیتی به نام «خلاء معنویت» در زندگی انسان مدرن، علی رغم اثبات واقعیت امید بخش عطش شدید انسان معاصر به حقایق ماورای طبیعت، آسیب های جدی را نیز با خود به همراه دارد؛ یعنی هم دست افراد، گروه ها و قدرت های فرصت طلب را برای بهره برداری و سوء استفاده از این احساس نیاز معنوی باز می‌ گذارد و هم دلخوشی و تشبث به هر سرابی را برای این انسان تشنه، توجیه می‌کند. در این روزگار، بعضاً نسل تشنه معنویت، نادانسته عطش خود را با سراب‌های عرفان نما فرو می‌نشاند. این مسئله تنها مختص به ایران نیست، بلکه بنا به گزارش میلتون، پرکارترین محقق در حوزة جامعه‌شناسی ادیان نوپدید، گریبانگیر غرب نیز شده است، آنجا که می‌نویسد: «بیش از دو هزار فرقة معنویت‌گرا در آمریکا و بیش از دوهزار جریان معنویت‌جو در اروپا هست که درصد کمی از آنها مشترکند.» (حمیدرضا مظاهری سیف، عوامل پیدایش معنویت‌های نوظهور، ماهنامه موعود، ش89)



برای تفنن هم که باشد، اصطلاح «مدعیان دروغین» یا «عرفان های مدرن» و یا «معنویت های مجازی» را در اینترنت جستجو کنید، تا با انبوهی از آمار، اخبار، افراد و گروه های مدعی، در صفحات سایت‌ها و خبرگزاری‌ها برخورید. بنا بر آخرین گزارش رسمی نیروی انتظامی، «بیش از 50 فرقه و گروه تخدیری به ایران وارد شده که نیمی از آن‌ها‌ فعال اند و قریب 200 عنوان کتاب تألیف، ترجمه و چاپ و توزیع» کرده اند.(جانشین فرماندهی نیروی انتظامی، خبرگزاری فارس، 26/6/87.)



ب)تجربه ثابت کرده است که نتیجه و نهایت شبه مکاتب عرفانی و معنویت های مجازی، تنها یک نوع معنویت گرایی زمینی (نه آسمانی) است؛ یعنی به سمت نوعی از تجربه های شبه معنوی و نهایتاً فراتر از توان انسان معمولی مثل هیپنوتیزم و یوگا و مدیتیشن سوق پیدا می کنند که در آنها بیش از هر چیز، «فردگرایی افراطی»، «درون گرایی» و تکیه بر استعدادهای درونی بشر، به چشم می خورد نه معنویت و عرفان! در فرهنگ ما بکار گیری لفظ «عرفان»، عرفان اسلامی ـ شیعی با مولفه های خاص آن را تداعی می کند، نه هر نوع گرایش غیر طبیعی را. شبه عرفان های زمینی مانند «عرفان کیهانی» اغلب انسان را به واکاوی درون خود برای دستیابی به انرژی و استعداد ذخیره در آن سفارش می کنند تا او را در دفع مشکلات جسمی و گرفتاری های زندگی و دستیابی به آرامش عمیق، کمک کنند؛ هر چند که در بیشتر مواقع انسان سرگشته در این اوهام و ادعاها مانند خوانندگان حرفه ای کتاب های «پائلوکوئیلو»، «اشو»، «کریشنامورتی»، «کارلوس کاستاندا» که نوید بخش  آرامش و تعالی هستند، بعد از طی مسافتی، خود به پوچ گرایی معرفت شناختی می رسند؛ چرا که اساساً این مکاتب در پی پایه ریزی مبانی معرفت شناختی نیستند. پس در واقع می توان گفت که اغلب این مکاتب بیشتر به «نظریه های روان شناسی» شباهت دارند تا عرفان ناب اسلامی با ویژگی های خاص آن. (فصلنامه کتاب نقد، ش 45، زمستان 1386، مقاله های: سحر و جادو در آثار پائولوکوئیلو و آرامش پایدار/ کتاب «آفتاب و سایه ها»، دکتر محمد تقی فعالی)



 ج) در یک تقسیم بندی کلی می‌توان اهداف و انگیزه‌ها‌ی مدعیان نحله های شبه عرفانی را به: «انگیزه‌های شخصی» و «اهداف گروهی و تشکیلاتی» (که اغلب مستقیم و یا غیر مستقیم، دارای رگه‌های وابستگی سیاسی هستند)، تقسیم کرد. می‌توان موارد ذیل را از اهم اهداف و انگیزه‌های مدعیان فرق نوظهور معنوی برشمرد: 1.کسب شهرت و آوازه 2.کسب ثروت و سودجویی از افراد ساده لوح 3.شهوترانی و سوء استفاده جنسی به ویژه با اغفال زنان و جوانان 4.احساس خود برتربینی، خود دیگربینی ـ الینه شدن ـ قدرت طلبی و مرید پروری؛ معمولا این نوع مدعیان، بیماران روانی هستند که دچار تخیل و توهم شده اند 5.جبران شکست‌های زندگی و پایان دادن به سرخوردگی‌های گذشته و پاسخ به عقده حقارت 6.جبهه گیری و ضدیت با دین، مذهب و نظام اسلامی 7.تشکیل شبکه‌های فساد اخلاقی، باندهای توزیع مواد مخدر، ایجاد گروه‌های ضد اجتماعی مانند سرقت، قتل و تسویه حساب‌های شخصی و گروهی 8.تشکیل شبکه‌های سیاسی ـ امنیتی برای ایجاد اغتشاش و انجام عملیات‌های خرابکارانه در کشور با هدایت و حمایت دشمنان نظام. (بازخوانی پرونده متمهدین، ماهنامه معارف، شماره 59)



د) درباب شگردهای جذب مدعیان و مبلغان گروه های مدعی، باید یادآور شد که آنها، بسته به موقعیت، امکانات و اهداف خود، هم از «روش فردی» ـ چهره به چهره ـ و هم از «روش‌های سازمانی» ـ با تعیین سرگروه‌ها و حلقه‌های رابط ـ به جذب مرید مشغولند. در مجموع روش‌ها و شگردهای تاثیر گذاری این جماعت به قرار ذیل می‌باشند: 1.شناسایی و جذب افراد ساده لوح و زودباور 2.تأمین مایحتاج مریدان و تطمیع جوانان با پول، مواد، مسکن و تأمین اسباب عیش و نوش آنها 3.تشویق جوانان به ارتباطات آزاد جنسی و تن پروری؛ مانند برگزاری جلسات فساد اخلاقی و اردوهای مختلط و توصیه به زنان برای کشف حجاب در مراسمات خود 4.دادن اذکار و اوراد غیر مأثور و ختومات عجیب و غریب و توزیع دستورالعمل‌های غیرشرعی و به ظاهر جذاب 5.چشم بندی، کف بینی، رمالی و انجام امور خارق العاده و یا غیر عادی نما مانند احضار اجنه و تسخیر ارواح 6.ادعاهای گزاف و دروغ پردازی‌های بزرگ مانند: ادعای کرامت و معجزه، ادعای دانستن اسرار و رموز هستی و کشف اسرار و رازهای مگو، تسلط بر علوم غریبه و دانستن خواص حروف و اعداد و جداول 7.خواب سازی و یا تعبیر خواب‌های مریدان به شکل جذاب و دلخواه 8.لفاظی و سخنوری و سوء استفاده از قدرت بیان خود در جذب مخاطب 9.تفسیر به رأی قرآن و منابع مذهبی و بدعت در انجام مناسک دینی و صدور فتواهای من درآوردی مانند خواندن نماز به زبان فارسی و یا ترک کامل آن در مواقع تشخیص مراد 10.انتقال حس شخصیت کاذب به مریدان مانند دادن سفارت و مأموریت‌های خاص به هر مرید 11.ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج 12.ادعای ارتباط و وابستگی به نهادهای حوزوی، قضایی، امنیتی و انتظامی و دیگر مراکز موجه نظام برای جلب اعتماد مریدان 13.ادعای ایصال آسان و بدون زحمت مریدان به مقامات معنوی؛ مثلا تنها با بیعت کردن و دستبوسی و تبعیت بی چون و چرا از مراد 14.نفوذ درNGO‌ها ـ تشکلات غیر دولتی ـ با وعده کمک‌های مادی و دستگیری‌ها‌ی معنوی. (بازخوانی پرونده متمهدین، ماهنامه معارف، شماره 59).

 

 

 

نویسنده: سید مجتبی مجاهدیان