پرسمان عرفان کیهانی
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ٢٧ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: عرفان کیهانی ،انحرافات محمدعلی طاهری ،مقاله فرادرمانی ،بررسی کلاسهای فرادرمانی

پرسمان عرفان کیهانی

 



در آمد



چندی پیش دانشجویی، پرسشی درباره «عرفان کیهانی» طرح نمود. در پاسخ، مقاله ذیل را تحریر و برایش ارسال کردم. اینک مشروح آن پرسش و پاسخ پیش روی شماست:



پرسش



می خواستم از شما درباره عرفان کیهانی بپرسم. بنیانگذار این عرفان فردی به نام «استاد محمدعلی طاهری» است که دو کتاب با عناوین «عرفان کیهانی(حلقه)» و «انسان از منظری دیگر» دارد. چون می خواستم در این مورد از افراد صاحب نظر بپرسم، می خواهم نظر شما رو در این باره بدانم. چقدر صحت این عرفان را تأیید می کنید؟ آیا اصلا ادعاهای این فرد قابل قبول هست؟ خواهشمندم در این رابطه من را راهنمایی بفرمایید.



پاسخ



دوست عزیز! در ابتدا از اعتماد و حسن ظن شما سپاسگزارم و از بابت دقت نظرتان در پرسش از ماهیت، چیستی و چرایی اینگونه گروه های ناشناخته و محافل معنوی نوپدید، تا دستیابی به حقیقت امر، به شما تبریک می گویم. پرسش شما را در چند بخش پاسخگو خواهم بود:



مدعای عرفان کیهانی



 برخی مدعیان فرقه های معنوی نو ظهور و روشنفکران عارف نما، برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان، سعی در القای ادعاهای خود با ظواهر موجه علمی دارند؛ مانند انرژی درمانی، فرا درمانی، واژه درمانی، کیهان درمانی و نیز عرفان کیهانی!



آقای محمد علی طاهری، مبلغ عرفان کیهانی، مدعی دستیابی به «شعور کیهانی» است. وی شعور کیهانی را عبارت از لایه محافظ و حلقه ایمنی می داند که انسان می تواند به سبب ارتباط مستقیم با خداوند، صاحب آن شود و دارنده آن می تواند با استفاده از این لایه، افراد بیمار را درمان کند! هرچند، پیش از این نیز کسانی چون پائولو کوئیلو در کتاب «کیمیاگر» (ص 8) اصطلاح «روح کیهانی» را عنوان کرده بودند، اما طاهری در کلاس عرفانی خود که پس از واریز کردن مبلغ 50 هزار تومان توسط مرید به حساب او تشکیل می شود(!) می گوید: «انسان موجود پیچیده ای است و درمان او بسیار پیچیده تر، که نیاز به یک نوع نیروی فوق العاده و یک هوشمندی برتر دارد که ما اسم آن را «شبکه شعور کیهانی» گذاشته ایم». او با طرح شعور کیهانی و سعی در بهره گیری از آن، مدعی «فرا درمانی» و دستیابی به «طب مکمل» شده و ادعا می کند که حضرت عیسی (ع) نیز از همین روش در زنده کردن مردگان استفاده کرده بود! او مدعی شفا دادن بیماران لاعلاج و حتی مادرزادی است! (نگاه کنید: وبلاگ عرفان کیهانی (حلقه) و نیز ویژنامه کژراهه،ص 9، اسفند 86))



روش فرا درمانی طاهری در سه بخش: «راه دور، راه نزدیک و درمان های کمکی» خلاصه می شود که مطابق آن، شرکت کنندگان می توانند با اسکن کردن (لمس و مالش) فرد درمانگیر (بیمار) به وسیله دست دادن(!) و قرار دادن دست در محل درد، به بیمار کمک کنند! این مهندس مدعی، در کلاس هایش به مریدان القاء می کند: «ما از امشب یک ارتباط از راه دور با هم داریم، یعنی همه شما در یک ساعت مشخص با من ارتباط برقرار می کنید و بُعد مسافت نیز در این ارتباط هیچ معنا و مفهومی ندارد»(!) به این ترتیب طاهری و شاگردانش کلاس هایی تحت عنوان «عرفان کیهانی» در تهران، کرج، همدان، نظر آباد و چند شهر دیگر برگزار کرده و سایت ها و وبلاگ های تبلیغی چندی در فضای مجازی راه اندازی کرده است. تنها کافی است با خواندن گزارش یکی از کلاس های ایشان، پی به آثار سوء اخلاقی و نتایج بد روانی آموزه های این مهندس مدعی بر شاگردانش برد: «وی در یکی از جلسات و آموزش اسکن (تماس و لمس) بیماری ها، از شاگردان خود درباره فعالیت هایشان می پرسد. یکی از خانم های حاضر در جلسه که آرایش غلیظی داشت، می گوید: استاد، من از اصل غافلگیری استفاده کردم و آزمایش را در مورد یک فرد بیمار (درمان گیر) انجام دادم و درمان گیر پس از اسکن (تماس) دستهایم گفت: تو گذشته مرا جلوی چشمم آوردی و کتفم گرم شده است(!) او می خواست به من حمله کند و به من گفت در گذشته من یک مار بودم و می خواهم تو را گاز بگیرم(!) و سپس عنوان کرد که تمام دردهایش کم شده است.(خنده حضار)» (ویژنامه کژراهه،ص 9، اسفند 86)



نقد



1. نکته حائز اهمیت آن است که بر اساس آموزه های دین مبین اسلام، ملاک حقانیت یک ادعا، انطباق آن با سنجه های مورد تأئید «دین» و «عقل» است. دو چشم بینای عقلِ ملازم شرع و نقل (اعم از کتاب و سنت)، محک راستی آزمایی هر ادعایی است. پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) وظیفه مسلمانان را هوشیاری دانسته و بر این نکته پای می فشرند که حتی آنچه از ما معصومین (ع) نقل می شود را با محک قرآن بسنجید و در صورت عدم انطباق، با تیر آن را بر دل دیوار بدوزید. پس ملاک و میزان در رد و یا قبول یک ادعای معنوی، صرف تأیید و مقدمه زدن فلان آقا بر صورت مکتوب آن نمی تواند باشد.



2.  مدعی عرفان کیهانی در اولین گام ناگزیر از پاسخگویی به چند پرسش ساده ذیل است: اولاً) فارغ از راستی آزمایی و سنجش میزان درستی گفته ها و بر فرض صحت ادعاهای علمی، تجربی و پزشکی ایشان، باید بگوید که اساساً انرژی درمانی، فرا درمانی، طب مکمل، کیهان درمانی و شعور کیهانی چه ربطی به «عرفان» دارند که ترکیب نامأنوس «عرفان کیهانی» را بر آن نهاده اند؟! در خوشبینانه ترین صورت، شاید بتوان اثبات کرد که این ادعاها، فرایندی پزشکی ـ تجربی برای درمان امراض جسمی و یا روانی بیماران و در جهت تسلط آرامش و تمدد اعصاب درمانگیران و یا در مجموع «نظریه ای روانشناسی» می باشد، اما مگر هر نظریه روانشناسی را می توان عرفان نامید؟! مگر در بستر اسلام و به ویژه در حوزه شفاف تشیع، «عرفان» مفهوم، مراد و تعریف خاص و مشخصی ندارد؟!  ثانیاً) آیا می توان عرفان را به صرف دریافت 50 هزار تومان (!) ولو از جنس آن خانم بزک کرده، به دیگران منتقل کرد؟! آیا هر شخصی با پرداخت مبلغی مشخص، مستعد فراگیری و طی طریق عرفانی خواهد شد؟! آیا در طول تاریخ اسلام، عارفان در قبال دریافت پول و اجرت مادی به نشر آموزه های ناب اسلامی و اسرار ناگفته الهی و رموز هستی به دیگران مشغول بوده اند یا اینکه به ظرفیت، زمینه، مرتبه، استعداد، توان، تشرع، تعهد و شوق طالب توجه داشته اند؟! منش و روش اولیاء الله و سلوک بزرگانی که نام آنها در تاریخ عرفان اسلامی ـ شیعی ثبت است، اینگونه نبوده و نیست! عرفای بالله از دکان داری و تجارت از راه معنویت و سوداگریهای مادی به نام دین و عرفان، مبرّی بوده و اصولا ادعایی نداشته اند که به مرتبه ای رسیده اند؛



هر که را اسرار حق آموختند                       مهر کردند و دهانش دوختند



ثالثاً)آیا می توان با تشکیل کلاس های مختلط، با شرکت خانم های جوان، با وضع زننده در کنار پسران چشم دریده، به خدا رسید و با عشوه های زنانه و پزهای روشنفکر مأبانه، روح و روان را صیقل داد؟! مگر طبق آموزه های دینی، همنشین انسان، نشانه ای از وجود انسان نیست؟ آیا سفارشات اکید اولیاء دین بر پرهیز از تشکیل و شرکت در مجالسی که شئونات اسلامی و حیای انسانی، بهایی ندارند، به ما نرسیده اند؟! مگر فقهای عالیقدر شیعه، به عنوان مرزبانان بیدار آئین، مراودات بی پرده و دریده مرد و زن عجنبی را حرام ندانسته اند؟!



3. شبه عرفان های منهای شریعت



الف)بشر همواره در جستجوی پاسخ پرسش های اساسی خود است تا دنیا را برای خود معنادار کند. امروزه واقعیتی به نام «خلاء معنویت» در زندگی انسان مدرن، علی رغم اثبات واقعیت امید بخش عطش شدید انسان معاصر به حقایق ماورای طبیعت، آسیب های جدی را نیز با خود به همراه دارد؛ یعنی هم دست افراد، گروه ها و قدرت های فرصت طلب را برای بهره برداری و سوء استفاده از این احساس نیاز معنوی باز می‌ گذارد و هم دلخوشی و تشبث به هر سرابی را برای این انسان تشنه، توجیه می‌کند. در این روزگار، بعضاً نسل تشنه معنویت، نادانسته عطش خود را با سراب‌های عرفان نما فرو می‌نشاند. این مسئله تنها مختص به ایران نیست، بلکه بنا به گزارش میلتون، پرکارترین محقق در حوزة جامعه‌شناسی ادیان نوپدید، گریبانگیر غرب نیز شده است، آنجا که می‌نویسد: «بیش از دو هزار فرقة معنویت‌گرا در آمریکا و بیش از دوهزار جریان معنویت‌جو در اروپا هست که درصد کمی از آنها مشترکند.» (حمیدرضا مظاهری سیف، عوامل پیدایش معنویت‌های نوظهور، ماهنامه موعود، ش89)



برای تفنن هم که باشد، اصطلاح «مدعیان دروغین» یا «عرفان های مدرن» و یا «معنویت های مجازی» را در اینترنت جستجو کنید، تا با انبوهی از آمار، اخبار، افراد و گروه های مدعی، در صفحات سایت‌ها و خبرگزاری‌ها برخورید. بنا بر آخرین گزارش رسمی نیروی انتظامی، «بیش از 50 فرقه و گروه تخدیری به ایران وارد شده که نیمی از آن‌ها‌ فعال اند و قریب 200 عنوان کتاب تألیف، ترجمه و چاپ و توزیع» کرده اند.(جانشین فرماندهی نیروی انتظامی، خبرگزاری فارس، 26/6/87.)



ب)تجربه ثابت کرده است که نتیجه و نهایت شبه مکاتب عرفانی و معنویت های مجازی، تنها یک نوع معنویت گرایی زمینی (نه آسمانی) است؛ یعنی به سمت نوعی از تجربه های شبه معنوی و نهایتاً فراتر از توان انسان معمولی مثل هیپنوتیزم و یوگا و مدیتیشن سوق پیدا می کنند که در آنها بیش از هر چیز، «فردگرایی افراطی»، «درون گرایی» و تکیه بر استعدادهای درونی بشر، به چشم می خورد نه معنویت و عرفان! در فرهنگ ما بکار گیری لفظ «عرفان»، عرفان اسلامی ـ شیعی با مولفه های خاص آن را تداعی می کند، نه هر نوع گرایش غیر طبیعی را. شبه عرفان های زمینی مانند «عرفان کیهانی» اغلب انسان را به واکاوی درون خود برای دستیابی به انرژی و استعداد ذخیره در آن سفارش می کنند تا او را در دفع مشکلات جسمی و گرفتاری های زندگی و دستیابی به آرامش عمیق، کمک کنند؛ هر چند که در بیشتر مواقع انسان سرگشته در این اوهام و ادعاها مانند خوانندگان حرفه ای کتاب های «پائلوکوئیلو»، «اشو»، «کریشنامورتی»، «کارلوس کاستاندا» که نوید بخش  آرامش و تعالی هستند، بعد از طی مسافتی، خود به پوچ گرایی معرفت شناختی می رسند؛ چرا که اساساً این مکاتب در پی پایه ریزی مبانی معرفت شناختی نیستند. پس در واقع می توان گفت که اغلب این مکاتب بیشتر به «نظریه های روان شناسی» شباهت دارند تا عرفان ناب اسلامی با ویژگی های خاص آن. (فصلنامه کتاب نقد، ش 45، زمستان 1386، مقاله های: سحر و جادو در آثار پائولوکوئیلو و آرامش پایدار/ کتاب «آفتاب و سایه ها»، دکتر محمد تقی فعالی)



 ج) در یک تقسیم بندی کلی می‌توان اهداف و انگیزه‌ها‌ی مدعیان نحله های شبه عرفانی را به: «انگیزه‌های شخصی» و «اهداف گروهی و تشکیلاتی» (که اغلب مستقیم و یا غیر مستقیم، دارای رگه‌های وابستگی سیاسی هستند)، تقسیم کرد. می‌توان موارد ذیل را از اهم اهداف و انگیزه‌های مدعیان فرق نوظهور معنوی برشمرد: 1.کسب شهرت و آوازه 2.کسب ثروت و سودجویی از افراد ساده لوح 3.شهوترانی و سوء استفاده جنسی به ویژه با اغفال زنان و جوانان 4.احساس خود برتربینی، خود دیگربینی ـ الینه شدن ـ قدرت طلبی و مرید پروری؛ معمولا این نوع مدعیان، بیماران روانی هستند که دچار تخیل و توهم شده اند 5.جبران شکست‌های زندگی و پایان دادن به سرخوردگی‌های گذشته و پاسخ به عقده حقارت 6.جبهه گیری و ضدیت با دین، مذهب و نظام اسلامی 7.تشکیل شبکه‌های فساد اخلاقی، باندهای توزیع مواد مخدر، ایجاد گروه‌های ضد اجتماعی مانند سرقت، قتل و تسویه حساب‌های شخصی و گروهی 8.تشکیل شبکه‌های سیاسی ـ امنیتی برای ایجاد اغتشاش و انجام عملیات‌های خرابکارانه در کشور با هدایت و حمایت دشمنان نظام. (بازخوانی پرونده متمهدین، ماهنامه معارف، شماره 59)



د) درباب شگردهای جذب مدعیان و مبلغان گروه های مدعی، باید یادآور شد که آنها، بسته به موقعیت، امکانات و اهداف خود، هم از «روش فردی» ـ چهره به چهره ـ و هم از «روش‌های سازمانی» ـ با تعیین سرگروه‌ها و حلقه‌های رابط ـ به جذب مرید مشغولند. در مجموع روش‌ها و شگردهای تاثیر گذاری این جماعت به قرار ذیل می‌باشند: 1.شناسایی و جذب افراد ساده لوح و زودباور 2.تأمین مایحتاج مریدان و تطمیع جوانان با پول، مواد، مسکن و تأمین اسباب عیش و نوش آنها 3.تشویق جوانان به ارتباطات آزاد جنسی و تن پروری؛ مانند برگزاری جلسات فساد اخلاقی و اردوهای مختلط و توصیه به زنان برای کشف حجاب در مراسمات خود 4.دادن اذکار و اوراد غیر مأثور و ختومات عجیب و غریب و توزیع دستورالعمل‌های غیرشرعی و به ظاهر جذاب 5.چشم بندی، کف بینی، رمالی و انجام امور خارق العاده و یا غیر عادی نما مانند احضار اجنه و تسخیر ارواح 6.ادعاهای گزاف و دروغ پردازی‌های بزرگ مانند: ادعای کرامت و معجزه، ادعای دانستن اسرار و رموز هستی و کشف اسرار و رازهای مگو، تسلط بر علوم غریبه و دانستن خواص حروف و اعداد و جداول 7.خواب سازی و یا تعبیر خواب‌های مریدان به شکل جذاب و دلخواه 8.لفاظی و سخنوری و سوء استفاده از قدرت بیان خود در جذب مخاطب 9.تفسیر به رأی قرآن و منابع مذهبی و بدعت در انجام مناسک دینی و صدور فتواهای من درآوردی مانند خواندن نماز به زبان فارسی و یا ترک کامل آن در مواقع تشخیص مراد 10.انتقال حس شخصیت کاذب به مریدان مانند دادن سفارت و مأموریت‌های خاص به هر مرید 11.ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج 12.ادعای ارتباط و وابستگی به نهادهای حوزوی، قضایی، امنیتی و انتظامی و دیگر مراکز موجه نظام برای جلب اعتماد مریدان 13.ادعای ایصال آسان و بدون زحمت مریدان به مقامات معنوی؛ مثلا تنها با بیعت کردن و دستبوسی و تبعیت بی چون و چرا از مراد 14.نفوذ درNGO‌ها ـ تشکلات غیر دولتی ـ با وعده کمک‌های مادی و دستگیری‌ها‌ی معنوی. (بازخوانی پرونده متمهدین، ماهنامه معارف، شماره 59).

 

 

 

نویسنده: سید مجتبی مجاهدیان