مسلک سازی و عرفان گرایی کاذب تهدید جدید دشمنان علیه اسلام ناب و جامعه اسلامی
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: جنگ نرم ،بررسی معنویتهای نوظهور ،عرفانهای کاذب ،عرفانهای نوظهور ، علل پیدایش و راههای برخورد

مسلک سازی و عرفان گرایی کاذب
تهدید جدید دشمنان علیه اسلام ناب و جامعه اسلامی

 

اشاره
         
نظر به این حقیقت که در میان ادیان الهی ، اسلام و مکتب کامل و حیات بخش نبوی (ص) بدور از هرگونه تعریض و کاستی زمانه از گذشته تا کنون ، همواره توانسته است در بعد فردی و اجتماعی ، انسان و جامعه انسانی را از میان تند بادهای انحراف و التقاط نجات داده و سلامت روحی و اجتماعی ، انسان و جامعه انسانی را از میان تند بادهای انحراف و التقاط نجات داده و سلامت روحی و اجتماعی انسان را به معنای لفظی و کامل آن تضمین نماید ، خشم و کینه خناسان و معارضان با این مکتب الهی را برانگیخته و از گذشته با شگردهایی و در حال حاضر با شیوه های دیگری در صدد جلوگیری از رشد و گسترش اسلام ناب بر آمده اند.
از جمله شگردها و ترفندهای دشمنان در این راستا ، بروز و ظهور تفکرات ، نحله ها و مکاتب باصطلاح عرفانی یا به تعبیر دیگر «عرفانهای کاذبو دروغین » است که با بهره برداری ابزاری و ناقص از دین و ایجاد انحراف فکری در میان جامعه اسلامی در صدد دست یابی به اهداف پلید خود و اجرای آن هستند . این شیطنت در شرایط کنونی که گرایش شدیدی به سمت اسلام در جای جای عالم بوجود آمده و در ایران اسلامی پس از وقوع انقلاب عظیم اسلامی کانون بیداری اسلامی قرار گرفته ، با سرمایه گذاری عظیم دستگاههای نظام سلطه جهانی شاهد ظهور مسلکها و گرایش های غلطی هستیم که در درون جامعه اسلامی بدنبال به تور انداختن افراد و مجموعه های مذهبی هستند .
«
دین سازی » و « مسلک سازی » در جوامع اسلامی ، طرح جدی و دیرینه دشمنان اسلام و مسلمانان بدون تردید در شرایط کنونی ، بعدی از ابعاد مختلف تهدید است که بر مسئولان و دست اندرکاران فهیم نظام اسلامی و دیده بانهای حفاظت از حریم ایمانی و فکری جامعه دینی ، آگاه سازی و شناخت شگرد جدید دشمن و راههای مقابله مناسب با تهدید فوق را یه صورت جدی و موثر طلب می نماید .  مسلمانان لذا این وظیفه ، بر دوش هادیان سیاسی نیز هست تا با درک و شناخت صحصی و عمیق از عمق ترفند جدید دشمن ، نسبت به پیشگیری از هرگونه آسیب بر پیکره جامعه اسلامی و مردم مسلمان بویژه جوانان عزیز اقدام به هنگام و آگهی بخش داشته باشند .
ریشه های ظهور و گسترش عرفان های کاذب :
پدیده نوظهور عرفانهای کاذب و مسلک سازی عرفانی و جذب عده ای که عمدتاً با انگیزه های معنوی و اصلاحی و خودسازی وارد محافل فوق می شوند ، نیازمند ریشه یابی و بررسی علل و عوامل آن است . اگر عوامل موجده این پدیده بخوبی مورد شناسایی قرار بگیرند و ابعاد پنهان و آشکار آن بواقع بررسی و پیگیری شوند قطعاً از آثار و عوارض آن کاسته شده و نهایتاً از رشد و گسترش آن جلوگیری بعمل خواهد آمد .
ریشه های پدیده مزبور در دو دسته کلی داخلی و خارجی تقسیم بندی می شوند .
    
الف ) عوامل داخلی :
1-
عدم معرفی دقیق و کامل اسلام ناب و دور کردن پیرایه ها از اسلام نبوی (ص) توسط صاحبان تفکر دینی به آحاد مردم ، بویژه نسل جوان از طرق و ابزارهای گوناگون فرهنگی .
2-
بی توجهی دستگاههای مسئول فرهنگی و دینی در شناسایی مکتبهای انحرافی و التقاطی دینی و معرفی آنها و تلاش هماهنگ و سازمان یافته جهت مقابله احسن با این پدیده .
3-
پائین و نازل بودن سطح مطالعات دینی و فکری جامعه .
4-
عدم وجود حساسیت لازم در ارتباط دادن ریشه ای پدیده مزبور به دخالت بیگانگان .
5-
وجود و تفریط در برخی افراد و تشکهای مذهبی و دینی و هدایتگر مذهبی مردم در اجرای برنامه ها و مراسم مذهبی و دینی .
6-
بهره برداری ابزاری برخی افراد و محافل مذهبی و دینی از استقبال عمومی مردم مسلمان از جلسات مذهبی و عدم برخورد فرهنگی و مناسب با این اقدامات .
7-
آزادی بی حد و حصر محافل عرفانی منحرف و سوء استفاده های فکری ، دینی ، اخلاقی سران این محافل از پیروان و اعضاء خود .
8-
نقش و فعالیت برخی روشن فکران در محافل علمی و فرهنگی در حمله به اسلام و ایجاد تشکیک در مبانی سلامی بویژه عرفان صحیح اسلامی و ترویج اسلام سکولار و فرد محور .
نگارنده معتقد است چنانچه با پدیده عرفانهای کاذب به عنوان تهدید و از زاویه آسیب جدی در درون جامعه اسلامی با نگاهی عمیق و همه جانبه نگریسته شو و نظام اسلامی و دستگاههای حکومتی با بررسی جامع ، نحوه رفتار و وظیفه خود را بر معرفی اسلام از یک سو و افشای جریانها و مکاتب به اصطلاح عرفانی و منحرف از سوی دیگر به خوبی تعریف نمایند و به نسبت اهمیت آن ، سرمایه لازم را برای هدایت آحاد جامعه اختصاص دهند قطعاً عوارض آن به حدقل رسیده و دشمن نخواهد توانست به مجموعه اهداف و نیات پلید خود دست یابد .
    
ب) عوامل خارجی :
1-
مقابله با اسلام ناب و جریان بیداری اسلامی و تلاش در جهت معرفی اسلام درون گرا و متحجر :
روند گسترش اسلام در جهان و گرایش عمومی بشریت بویژه جوانان در کشورا به سمت معنویت و هدایت الهی که حساسیت دستگاههای نظام سلطه جهانی را در جلوگیری با این روند باعث شده و بدنبال معرفی تفکرات به ظاهر مذهبی و استفاده از ابزار دین علیه دین و مذهب علیه مذهب هستند . «آلوین تافلر » نویسنده و نظریه پرداز مشهور آمریکایی با هشدار نسبت به بیداری دینی و معنوی در سراسر جهان می گوید  : « آنچه که سیاستمدارن غربی را باید به تکاپو و اقدام ، هدایت نماید همانا گرایش و موج عظیم گرویدن به سمت معنویت بویژه در اروپا و آمریکاست که در میان جوانان بیشترین اقبال را از خود نشان می دهند » .
افزایش روز افزون جمعیت مسلمانان در اروپا و آمریکا و به هم خوردن ترکیب جمعیتی به لحاظ دینی و مذهبی ، اشتیاق گسترده جوانان در غرب به سمت و معنویت بویژه اسلام ، افزایش گرایش به تشیع در کشورهایی که در گذشته نسبت دیگر مذاهب به شیعیان زیادتر بوده بویژه در کشورهای اسلامی ، توانمندی جریان بیدار اسلامی ، بویژه نقش شیعه در این روند ، معرفی اسلام ناب بعنوان تنها مکتب رهایی بخش و نجان دهنده بشریت در این راستا قابل تجزیه و تحلیل است .
اگر در گذشته ، استعمار در جوامع اسلامی برای تداوم سلطه خود و جلوگیری از بیداری مسلمانان اقدام به ایجاد و تاسیس مذاهبی دروغین و تفکرات انحرافی مانند وهابیت ، بهاییت ، صوفی گری و دهها  مسلک دیگر می زد و پیرایه هایی به اسلام ناب وارد کرده و سیاست دوری از اجتماع و دولت را از نگاه اسلامی و با محوریت آن دنبال نموده است ، در حال حاضر نیز با پیچیدگی ها و صرف سرمایه گذاریهای کلان علمی ، آموزش رسانه ای و تبلیغاتی و سیاسی طرحها و ایده های جدیدی را پیگیری می کند .
دانشگاه الازهر مصر در تحقیق اخیری که انجام داده اعلام می نماید که هم اکنون ده هزار سایت اینترنتی سرگرم فعالیتهای تخریبی علیه اسلام و مسلمانان می باشند که میزان هزینه اختصاص یافته برای این سایتها بالغ بر یک میلیارد دلار در سال است و این در حالی است که تعداد سایتهای اسلامی حدود 200 سایت با اختصاص بودجه ای حدود یک میلیون دلار در حال فعالیت است . برخی سازمانهای صهیونیستی جزو نخستین نهادهای راه اندازی سایتهای ضد اسلامی هستند که رویکرد اصلی آنها ، جسارت و توهین به پیامبر اکرم (ص) ، خدشه به قرآن کریم ، نگارش سوره ها و آیاتی شبیه آیات قرآن کریم که آکنده از هرزه گویی و عقده گشایی نسبت به اسلام و مسلمانان است .
انتشار تصاویر توهین آمیز و ساختگی از پیامبر اسلام برای اولین بار توسط روزنامه دانمارکی « یولند پوستن » در 30 سپتامبر 2005 با 12 تصویر خیالی و اهانت آمیز و گسترش آن در برخی مطبوعات دیگر کشورهای اروپایی و حمایت دولتهای غربی ،  بدون  در نظر گرفتن اعتراضات مسلمانان از دیگر اقدامات نظام سلطه سیاسی و رسانه ای غرب علیه اسلام و مسلمانان است .
محمد شجاعی نویسنده کتاب « شیعه ، عزاداری حقیقی » می نویسد : سازمان جاسوسی آمریکا «سیا» مبلغ 40 میلیون دلار برای فروپاشی و تیر خلاص به تشیع هزینه کرده تا ابتذال جلسات مداحی و مذهبی را از طریق عوامل خود بنا نماید . رواج و گسترش مداحی های مبتذل توسط برخی مداحان بی سواد ، شهرت طلب و سودجو با استفاده از آهنگ های ترانه های مبتذل در بعضی مراسم عزاداری فعلی و در برخی محافل و نقاط را بی تردید در طراحی آمریکا ، انگلیس و صهیونیسم باید جستجو کرد .
استفاده از به اصلاح روشنفکرانی همچون « سروش » در تشکیک و تردید در مبانی دینی و ادعیه وارده از ائمه معصومین (ع) چنانچه اخیراً وی زیارت جامعه کبیره ، که منصوب به امام جواد (ع) میباشد را جعلی خوانده و بعنوان مرام نامه شیعیان غالی معرفی می نماید ، نیز از شیوه های جدید دشمن چنین عوامل دون پایه علیه اسلام و تشیع ناب حکایت دارد .
فعالیتهای انجمن حجتیه به عنوان یک گروه به ظاهر مذهبی و دینی و تبلیغات این گروه و تفکرات و اعتقادات انتقادی و متحجرانه ، گسترش فعالیتها و تالیفات افراد مدعی ارتباط با امام زمان (عج) و گروههای منحرف در این داستان مثل تالیفات سید حسن ابطحی و فردی که به نام سید حسنی خود را نماینده امام زمان (عج) معرفی کرده و با دستورات اذکار خودساز به برخی افراد ساده لوح به دنبال اهداف و نیات زشت و ضد دینی و شیعی می باشند .
تحرک فوق العاده و هماهنگ برخی گروه های صوفی در قضیه و حوادث قم ، حرکت هایی مانند قمه زنی و ترویج آن به عنوان اقدامی که چهره اسلام و شیعه را نزد جهانیان مشوه کرده و زمینه تهاجم و تقابل علیه ارزشهای معنوی و عزاداری های سالار شهیدان امام حسین (ع) و یاران وفادار آن حضرت را فراهم کرده و دامن می زند ، راه اندازی و حمایت گروه های سلفی و ضد شیعی مانند انصار الاسلام ، توحید ، جهاد ، جند الله و ... توسط دستگاه های استکباری و تشریح فعالیت های این گروه ها در ایران اسلامی و دیگر کشور های اسلامی نیز حلقه ای از زنجیره شگرد ها ، توطئه ها و برنامه ریزی های حساب شده ی دشمن علیه جهان اسلام و تشیع می باشد .
2-
تحریف مفاهیم اسلامی به گرایشی انزوا طلب ، منفی گرا و جامد صوفی گرا ، در راستای منافع و مصالح دشمنان اسلام و تشیع ، از علل عمده بروز و ظهور پدیده نا میمون مسلک های عرفانی کاذب در درون جامعه دینی و مذهبی ، تلاش فکری و علمی دستگاه های سیاسی و فرهنگی بیگانه در تحریف دینی و مذهبی و القای رفتار های دون و بی پایه و اساس ، به نام مذهب و عرفان مذهبی است . معرفی اسلام به عنوان یک مکتب تک ساختی و یک بعدی بویژه در حوزه عرفان با هدف اصلی دور کردن جوامع اسلامی و مسلمانان به سرنوشت خود در حیات سیاسی و اجتماعی ، در پرتو اسلام و اجرای کامل احکام و دستورات اسلامی در همه حوزه ها و تأسیس حکومت و نظام دینی ، از مهمترین اقدامات دشمنان بوده و هست ، هر چند نا آگاهی درونی جامعه از عمق اسلام و نقش و حمایت خلفاء سلاطین و حکام ، در دوران هایی که این گرایشات کاذب در گذشته و تاریخ کشور ما ظهور و بروز کرده نیز بی تأثیر نبوده است .
«
تصوف » و « صوفی گری » و ظهور این پدیده در جامعه ما به لحاظ حوزه تأثیر آن از گذشته تا به حال و اقتباس برخی گروه ها و محافل عرفانی کاذب و دروغین امروزی از این نحله فکری و دینی ، از جمله مهمترین این گونه گرایشات و رویکرد های به ظاهر دینی است . بررسی علل پیدایش این پدیده و آشنایی اجمالی با مهمترین اصول فکری صوفی گری و عرفان گرایی ناقص ، ما را در شناخت آنان و تلاش برای دریافت اسلام کامل و حقیقی و ایجاد انسانی کامل و جامعه ای نمونه ، مبتنی بر اسلام ناب و شیعه ولایی کمک می کند .
به لحاظ تاریخی ، علل پیدایش صوفی را عده ای به هندوها به عنوان زادگاه تصوف و سپس انتقال آن به  دیگر مناطق و نفوذ در جوامع و فرهنگ های دیگر بویژه حوزه فرهنگی – سرزمینی ایران می دانند . آیین بودایی که جهان را سراسر رنج و سختی و عذاب می داند . ریشه همه این سختی ها را ، آرزو ها و خواهشهای نفسانی برشمرده و تنها راه رها شدن از علایق و وابستگیهای مادی و دنیوی و تنها وسیله سعادت را دوری از دنیا می داند و انسانها جز ترک آرزوها و ریاضت کشی و دست کشیدن از خوشی های زندگی ، راه نجات دیگری ندارند ، لذا انقطاع از جهان مادی از راه ریاضت و تمرینهای جان فرسای عرفانی منفی  ، تنها طریق سعادت می باشد .
عده ای دیگر ریشه تصوف را برگرفته از تفکرات و اندیشه های یونانیان می دانند . کلبیون و رواقیون از جمله تفکرات فلاسفه یونانی بودند که تنها را سعادت و تصویه دل و باطن را ترک همه لذات ، دنیا ، شهوات ، و پشت پا زدن به همه خواستها و رهایی از همه قیود .
عده ای تصوف را در ارتباط با تعالیم کنفسیوسی و دیگر حکمای چینی دانسته زیرا که در تعالیم کنفسیوسی ، محور اساسی در تربیت انسان و ساخت زندگی او ، ترک دنیا و اجتناب از کار و تلاش و تحصیل می باشد .
بعضی دیگر ، تصوف اسلامی را ناشی از تعالیم مسیحیت و رهبانیت مسیحی دانسته و زهد اسلامی با رهبانیت دیر نشینان مسیحی که مبتنی بر گوشه نشینی و ترک زناشویی و علایق دنیوی بوده و در هم آمیخته و از صورت زهد واقعی اسلامی خارج گردیده است .
حمایت خلفا و سلاطین و حکام به سبب اینکه همواره خواهان رهایی از قیود دینی بی آنکه متهم به مخالفت با آن باشند و تحولات روزگار بویژه پس از هجوم وحشیانه مغولها که انبوه مسلمانان مصیبت دیده و غارت شده را بسوی خانقاه ها روانه ساخت و در زمانی که اختلافات بر جهان اسلام ، سایه افکنده و مسلمانان به دنبال گردآوری مال و منال و تجمل بودند همه و همه ، مایه و ریشه رشد این پدیده در جهان اسلام بویژه در میان برخی از شیعیان گردیده است . آنچه مسلم است این اختلاط و در هم آمیختگی فرهنگی و مذهبی و انتقال از جوامع دیگر به جامعه اسلامی ، زهد اسلامی افراطی و یا تصوف را رواج داده است .
آقای هاشم معروف الحسنی معتقد است : «نخستین هدف از دعوت به تصوف و زهد افراطی اسلامی ، تحریف مفاهیم اسلامی به منظور صرفه و صلاح دشمنان اسلام بود تا آن را به صورت دعوتی انزوا طلب و منفی گرا و جامد در آورند و در نتیجه چنان که صوفیان می فهمند و دشمنان ادیان ادعا می کنند دین ، افیون ملتها باشد . همانهایی که به ادیان و اسلام از دریچه تصوف و از خلال رفتار کسانی می نگرند که خود را در لباس دین پنهان داشته و به نام آن سخن می گویند و در همین حال با دشمنان ادیان و انسانیت داد و ستد و همکاری می کنند  » .(1)
مرحوم شهید آیت الله مطهری (ره) می گوید : «در مکتب تصوف ، جهان با نفس ، تن به دنائت و سستی دادن است برای اینکه نفس را رام و ذلیل کرده ، از فرمان دادن باز دارند . عزت مومن در این مکتب وجود ندارد . در مراسمی که سالک باید به شیخ و استاد خود خدمت کند ، آن استاد به سالک فرمان می دهد ؛ کارهایی را که خیلی پست و دنی است انجام دهد . داستان ابراهیم ادهم که از مشایخ تصوف است جالب است که چگونه برای نفس کشی ، عزت نفس خود را پایمال می کند . اسلام به هیچوجه مجاهده با نفسی را که انسان تن به خواری بدهد را قبول ندارد » .(2) بنابراین  افراد و گروهایی که معتقداً رفتارا و ارتکازات فکری و عملی آنان همان روح و حقیقت اسلام است .  
نه تنها با کتاب و سنت در تعارض و تضاد است بلکه در بسیاری از موارد مطابق آیین معتدل و مطابق فطرت نیز نمی باشد ، چرا که اسلام و روح حاکم و دستورات اسلامی ضمن مذمت دنیا و نه ترک آن ، که منشاء گناهان است انسان را به کار و کوشش ، تشکیل خانواده ، کسب دانش و توجه به کلیه شئول زندگی و حفظ تعادل در امور دنیوی و اخروی دستور داده است .
              
عرفان حقیقی اسلامی و دوری از هرگونه بدعت در دین :
اسلام به عنوان دین کامل و جامع برای همه امور دنیوی و اخروی و به دور از هرگونه دستورات و احکام افراطی و تفریطی از سوی خداوند تبارک و تعالی برای سعادت بشر و هدایت او به سمت کمال الهی آمده است . در اسلام  هرگز « نؤمن ببعض و نکفر ببعض » وجود نداشته و برای انسان مسلمان قبول ندارد . انسان کامل ار نگاه دقیق اسلام ، یک شخصیت جامع الاضداد است و به فرموده ، علی (ع) یک سالک الی الله « قد احیی علقه و اَمات نفسه » عقل خود را زنده کرده است و نفس خود را میرانده است . (3)
در عرفان حقیقی اسلامی ، عارف و سالک زاهد واقعی کسی است که « التابعون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون » که اینها همه جنبه های درونی است ، بعد می فرماید : « الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر» (4) فوراً به جنبه های جامع گرایی را مطرح می کند . به عبارت دیگر هر عمل عبادی و معنوی باید از سوی شارع مقدس تشریع و کیفیت و کمیت آن مستند الهی باشد و کسی نمی تواند ، طریقه ای برای عبادت خدا و گرایش بدعت گونه و در حقیقت انحرافی بهنام دین و مقدسات دینی برای عبادت خدا غیر از آنچه که در کتاب و سنت وارد شده است وضع و یا نفس خود را بدون دستورات و نص صریح الهی و سنت نبی مکرم اسلام (ص) و ائمه هدی (ع) دچار آزار و اذیت کند که در اینصورت قطعاً بدعت گذار مورد لعن خداوند قرار خواهد گرفت . ایجاد و ترویج تفکرات و گرایشات به ظاهر دینی ، معنوی با هدف عوام فریبی در جهت کسب منافع و مطالع شیطانی و ایجاد افتراق و جدایی در وحدت فی مابین جامعه اسلامی بر محور اصول و فروع تغییر ناپذیر دینی و شرعی  نیز که از سوی دشمنان اسلام و یا از روی نادانی در جامعه اسلامی ما ترویج می گردد و به نام دین و معنویت و ارتباط با ائمه معصومین (ع) بویژه حضرت ولی عصر (عج) دکان القائات انحرافی عده ای از این تسنخ و قماش قرار می گیرد ، از اسلام اصیل و سیره و سنت  معصومین (ع) به دور بوده و قطعاً سرنوشتی جز بدبختی ، ظلمت و گمراهی ، انحراف و التقاط و بهره برداری عده ای خناس و شیطان صفت از نفوذ و علایق پاک وسرشت خداجوی مومنین و بندکان خداوند در پی نخواهد داشت .
خداوند در قرآن کریم می فرماید : «و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه ولا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله ذلکم وصیکم به لعلکم تتقون . و این است راه من که مستقیم است پس آن را پیروی کنید و راههای دیگر را متابعت نکنید که شما را از راه او پراکنده می سازد . این خداوند به شما سفارش کرد شاید پرهیزگار شوید ».(5) و در  جای دیگر در همین سوره انعام می فرماید : « ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهم فی شیء انما امرهم الی الله ثم ینبئّهم بما کانوا یفعلون » (6) کسانی که آئین خود را پراکنده ساختن و به دسته های گوناگون ( و مذاهب مختلف ) تقسیم شدند ، تو هیچگونه رابطه ای با آنها نداری ! سروکار آنها تنها با خداست سپس خداوند آنها را از آنچه انجام می دادند ، با خبر می کند .
پایان سخن :
با نظری دقیق به تحولات جهانی بویژه از نظرگاه دشمن شناسی و رصد ترفندها و برنامه های دشمنان نظام اسلامی و مردم مسلمان ایران بویژه ، آمریکا ، انگلیس و اسرائیل و صهیونیسم بین الملل ، سناریوها سیاست های آشکار و پنهان دشمن با هدف اضمحلال درونی قدرت اسلامی ، مشغول سازی مسلمانان ،  ایجاد تقابل میان جوامع اسلامی و هدر دادن ظرفیتها و تواناییها ، انحراف در متون دینی ، دور نمودن مردم از میدان سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود ، نمایش جلوه موهوم از اسلام عزیز نزد ملتها و افکار عمومی ، به آغاز و تشدید جنگ دین علیه دین و مذهب علیه مذهب ، معرفی مراسمات مذهبی و معنوی شیعه به عنوان دسته ای از برنامه های خشونت بار و بی محتوا و بدون منطق و ... به خوبی قابل مشاهده و بررسی است . اجرای اهداف و سیاستهای فوق حجم سنگینی از سرمایه گذاری مادی و استفاده از هرگونه و امکان و توانایی توسط استکبار جهانی پیگیری می شود .
آنچه که بیش از اهداف و سیاستهای مذکور ، در این نوشته به آن پرداخته شد و از زوایای مختلف به بررسی آن پرداختیم موضوع تشدید فعالیت  مسلک سازان و حرکت های به ظاهر عرفانی و معنوی می باشد که مدتی است از ساده لوحی عده ای و با ماموریت از سوی دشمن ، بدنبال مسخ تعالیم عالی عرفانی شیعه و در حقیقت دوری از درگاه باریتعالی و خاندان نبوت و امامت است .
شناخت شیوه ها و روشهای مسلک سازان در عملیات مذهبی و فرهنگی خود ، رجوع آن دسته از مردم مسلمان که متاسفانه را اصلی را برای خودسازی گم کرده اند ، افشای این چهره سازان مأمور دستگاههای ذیربط در این ماجرا از طرق گوناگون و ... می تواند مانع رشد و گسترش حرکتهای ضد اسلامی و ضد شیعی این قماش و دکانداران صحنه ابتذال بظاهر مذهبی و معنوی گشته و غافلان و گمگشتگان را تا دیر نشده به مسیر اصلی ممارست و کسب معارف اصیل اسلامی از منبع و مسیر واقعی آن یعنی پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) و خاندان مطهرش (ع) و اولیاء الهی باز گردند