عرفان و معنویت در قرن جدید
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: عرفان و معنویت در قرن جدید ،عرفانهای کاذب ،بررسی معنویتهای نوظهور ،تجربه عرفانی در معنویت غرب

عرفان و معنویت در قرن جدید

 

جنبش دانشجویی سال 1970 در آمریکا و اروپا، درخواست جوانان و زمزمه های بازگشت به معنویت، تمدن غرب را بر آن داشت تا براساس همان دید «کشور برای قیصر، کلیسا برای پاپ»، معنویتی تازه به جامعه تزریق کند.
تا نه کشور از چنگلشان درآید، نه روح تشنه ی حقیقت، تشنه بماند و چه معنویتی بهتر از معنویت سکولار؛ که اساس و بنیان آن، جدایی دین از سیاست است.

1) مشخصه های اصلی معنویت سکولار
الف) معنویت منهای شریعت: ادعا می کنند می توان به معنویت دست یافت، با آن به یک آرامش نسبی رسید و خود را مقید به شرایع دست و پا گیر و بعضا کسل کننده ی ادیان نکرد. اگر تنها هدف شریعت رسیدن به آرامش است، خوب می شود با اعمال معنوی (پرواز روح، مدیتیشن) بدون هیچ گیر و داری به آرامش رسید.
ب) انسان محور به جای خدا محور: با نگاه امانیستی غرب به عالم، چه در معنویت، چه در غیر آن، جایی برای خدا تعبیه نشده است. غرب در برابر خداوند، احکام و قوانینش را بر نمی تابد، چون اولین احکام در مورد سردمداران اجرا شده و آن لقمه ی چرب و نرم از ایشان گرفته می شود. پس اگر قرار است معنویت باشد، نباید جایی برای خدا و شریعتش در نظر گرفت، اکثر قریب به اتفاق گروههای جدید معنوی، با نگاه افراطی به انسان، جایی برای خداوند در عرفانشان ندیده اند.
ج) ختم عالم به دنیا: عالم نزد اکثرا گروههای معنوی نوپدید، ختم به همین عالم می شود. برای اینکه می خواهند گرفتار معاد و روز واپسین ـ که صحنه ی عدل خداوند برپا گشته و بنابر عدالت هر چیزی سر جای خودش قرار می گیرد ـ نشوند. عالم را محدود به همین دنیا دانسته و قصه ی مرگ و زایش را تعبیر به تناسخ و چرخه ی کار ما (علت و معلول) کرده اند، تا بشر معنوی قرن 21، سرگرم توجیح شده و هر چیز را در مقابل خویش دید، با قانون تناسخ تشریح کند.

2) معنویات تلفیقی
کشور انگلیس، سابقه ی 400 ساله ، در فرقه سازی دارد. معنویت های شرقی را گرفته، پس از بازسازی، دوباره به شرق صادر می کند. غرب که همچنان سودای رهبری جوامع بشری را در سر می پروراند، در قبال انسانهای سر خورده از دنیای مدرن، که در پی یافتن نور حقیقت خود را به هر سو کشانده تا در ساحلی آرام گیرد، و دل ناخشنود خویش را تسلی دهد معنویات کاذبی توصیه می کنند، تا این تلاطم داخلی را آرامشی نسبی فراگیرد.
در نوع معنویات پیشنهادی، هیچ خساستی به خرج نداده، هر چه منجر به آرامش جوامع شود، مفید است لذا از عرفانهای شرق و غرب عالم، کمک گرفته و با تلفیقشان در هم و تولد مکاتب نوپدید از آن عرفانها، روح معنوی جامعه را باز به تسخیر خویش در آورده اند. عرفانهای شناخته شده از این قرار است:
عرفان هندی، عرفان آمریکایی، عرفان مسیحی، عرفان یهودی، عرفان چینی، فراعلم (روانشناسی)، زبان تصویر یا سینما ماوراء
از این شبه عرفانها یا به صورت مستقل استفاده می شود مانند سینما ماوراء یا به صورت تلفیقشان و کشف مکاتبی جدید، مانند (اکنکار).
از عرفانهای کشف شده، چند مکتب به صورت فعال در ایران حضور دارند.
مکاتب: سای بابا، رام ا...، اوشو، اکنکار، کارلوس کاستاندا، پائولوکوئیلو، دالایی لاما، فالون دافا، مدیتیشن یا
TM و شیطان پرستی، البته شیطان پرستی را نمی توان به عنوان مکتب معنوی نامید، هر چند در شاخه ای از آن، «شیطان پرستی فلسفی» رگه هایی از معنویت وجود دارد.
از چند مکتب جدید، سه مکتب اکنکار (دین صورت و نور)، عرفان او شو و شیطان پرستی از بقیه ی مکاتب در ایران یک سروگردن بالاتر می باشد، هم از لحاظ کیفی و هم از لحاظ جذب نیرو.

راه حل
شناخت مقدم بر نقد است. بهترین را برای مقابله با معنویات کاذب یا منحرف؛ شناخت دقیق، نحوه عملکرد و هدف مورد نظرشان است تا بتوان به راحتی با انان مقابله کرد.

 

نویسنده: وهاب مشهدیان