کجا را نشانه گرفته اند؟ امامت ، توسّل یا شفاعت
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بررسی فرقه حلقه ،نقد عرفان حلقه ،بررسی معنویتهای نوظهور ،فرقه های ضد تشیع

کجا را نشانه گرفته اند؟

امامت ، توسّل یا شفاعت


 

 

 

امامت،‌شفاعت و توّسل به معصومین (علیهم السلام) محوری ترین اعتقادات شیعیان است که از سالهای تأسیس فرقة وهابیّت و تصوّف مورد هجوم و تعرّض این دو فرقه بوده است.

بزرگان فرقه تصوّف حتّی به شفاعت و توّسل اکتفا نکرده ، اصل امامت معصومین (علیهم السلام)  را نیز زیر سؤال می برند؛در حالیکه به اعتقاد ما شیعیان،امامت منصبی از جانب خدای متعال است؛ولی در تصوّف اعتقاد به وجود امام به عنوان قطب عالم امکان با مفهوم قطب[1] یکسان است.[2]

بایزید بسطامی،یکی از بزرگان فرقه صوفیه،این جسارت و نادانی را تا حدّی پیش می برد که می گوید: «شما دانش خود را از سلسله مردگان(معصومین «علیهم السلام») فرا می گیرید ولی ما معارف خود را از حضرت حق فرا می گیریم که همیشه زنده است و نخواهد مرد.»[3]

بدین صورت روشن می گردد که به نظر تصوّف هر کس شرایط قطبیت(فنای فی الله بنابر عقیده باطل آنها)را داشته باشد،‌امام وقت خواهد بود؛امّا در نزد شیعه،امامت شخصی[4] است و از جانب خدا معین می شود. در حقیقت تصوّف دکّانی در برابر ائمه معصومین(علیهم السلام) باز کرده است.

همانطورکه در شماره قبل اشاره کردیم،عرفان کیهانی نیز مولود فرقه تصوّف است[5] و بالطبع همین اندیشه های منحرف کننده تصوّف را ترویج می نماید امّا در قالبی نو و مدرن،زیرا در عصر حاضر کسی به خرقه پوشی،چله نشینی،گوشه نشینی و...علاقه ای ندارد؛پس در این صورت با توجه به اشتیاق عموم،علی الخصوص جوانان به امر مدیتیشن،یوگا و عرفانهای غربی و شرقی مانند: بودا، ‌فالون دافا ، إک ، ریکی و... اندیشه های تصوّف را در قالبی نو و پوسته ای جدید عرضه می کنند تا خریداری داشته باشد.از سوی دیگر مدّعیان عرفان کیهانی،دروغگویی و حقّه بازی،همان سنتهای رایج بین تصوف را حفظ کرده اند و در کتب و گفته هایشان سخن از دین داری و اسلام می زنند در حالیکه قصد براندازی ستون های استوار تشیّع و اسلام را دارند و همانند یزیدیان با ندای الله اکبر سر از تن حسین بن علی(ع) جدا می کنند و در حقیقت با این ندا قصد نابودی الله اکبر و لااله الا الله را دارند. [6]

حال برای روشن تر شدن این مطلب گفته های مَستر (ب،س) در یکی از کلاسهای عرفان کیهانی در تبریز را می آوریم:«... وقتی خدا هست باید فقط از رحمت عام الهی و حلقه رحمانیت او بهرمند شویم اگر کسی را واسطه قرار دهیم حتی مقدسین ، پیامبر و امامان را ، مشرک می شویم... این اصل ایاک نعبد است ...» [7]

ثمرات همین گفته های ابلهانه و جاهلانه ، بیانات یکی از افرادی است که در عرفان کیهانی شرکت می کند:

«...سال است که به اسم دین و مذهب، صرفا مشتی خرافات تحویل خلق ا... داده اند و عملا مردم را از دین و مذهب و خدا بری کرده اند. صحبت این کلاسها صرفا وحدت، خداشناسی، قرآن و ... است. البته برای اهل فکر، پس از مدتی جایی برای خرافه پرستی، امام و امام زاده پرستی و ... باقی نمی ماند و طبیعی است که با روشن شدن مردم و آشنایی عملی آنها با خدا و با حلقه های رحمانیت خدا و حس خدا در تمام عالم هستی، جایی برای نان به نرخ روز خورهای دین فروشی که زمام امور مردم را به دست گرفته اند باقی نمی ماند.»[8]

علاوه بر اینکه می دانیم واسطه قرار دادن ائمه و پیامبر(علیهم السلام) عین درخواست از خدواند متعال است [9] باید این سوال را از مؤسس و بنیانگذار عرفان کیهانی پرسید که اگر واسطه قرار دادن آن بزرگواران و متوسل شدن به آنها شرک محسوب می شود ، آقای طاهری و سایر مسترهای عرفان کیهانی در چه مقامی هستند که واسطه قرار دادن آنها شرک محسوب نمی شود؟!

 

 اصلاً این چگونه رحمت الهی است که فرد برای بهره مندی از آن باید از مستر اجازه بگیرد؟!

سوال دیگر این است که چرا فقط خداوند متعال از پیروان عرفان کیهانی امضا می گیرد و برای آنها کارت صادر می کند تا از رحمت عام اش استفاده کنند و شفا یابند؟!

مگر سایر موجودات مخلوق خداوند متعال نیستند؟!

 

سخن آخر:

عرفان اسلامی زاییده قرآن و وحی است و برگرفته از خود اهل بیت (علیهم السلام) [10] و مگر خداوند متعال در قرآن کریم نمی فرماید که پیامبر(ص) اسوه حسنه است [11] پس بهتر از اسوه حسنه از چه کسی می توان بهره جست و به حق و حقیقت و نهایتاً لقای خداوند رسید؟ در کجای اسوه حسنه پیامبر(ص) سخنی از شعور الهی ، مستر ، مرشد ، پولایتی و... شده است.

مهمترین دلیلی که باعث شده است افرادی مانند بنیانگذار عرفان کیهانی و سایر مدعیان عرفانهای نوظهور پیدا شوند و ادعاهایی برخلاف آیات قرآن و نص صریح روایات مطرح کنند ، فاصله ای ایجاده شده بین توده ای از مردم و معرفت اهل بیت(علیهم السلام) است.

 

 

 

پی نوشته ها:

1- صوفیان رؤسای فرقه خود را قطب می نامند.

2-  عرفان ایران ، ش 7 ، ص33

3- فتوحات مکیه ، ابن عربی ، ج1 ، ص31             

4- شخصی در برابر نوعی.

5- پیوندهای ناگسستنی عرفان کیهانی و فرقه تصوّف بطور کامل در شماره بعد خواهیم آورد.

6- اشاره به شعر «دیک الجن حمصی»  وَیُکَبِّرونَ بِأَن قُتِلتَ وَإنّما- قَتَلوا بِکَ التَّکبیرَ والتَّهلیلاً (الکنی و الالقاب ، ج2 ، ص237 ؛ تکلمه امل الامل ص260 ؛ الذریعه ، ج9 ،‌ص334)

7-  نوار ضبط شده کلاس مذکور در دفتر کانون موجود می باشد.

8- dean.mihanblog.com

9- طبق اشاره آیه صریح قرآن کریم (آیه 64 سوره مبارکه نسا)

10-         سیری در علوم اسلامی ، شهید مرتضی مطهری

11-         لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه (آیه 21 سوره مبارکه احزاب)

 

 

 

نویسنده: میرحمید موسوی